انقلاب اسلامی

گذشتگان ما تصمیم گرفتند انقلاب کنند، حتی اگر اشتباه کرده باشند، حتی اگر تندروی کرده باشند، بالاخره این انقلاب میراثی است که از آن ها به ما رسیده است.

چرا انقلاب شد؟

عده ای فکر می کردند مشکلات ما به خاطر وجود استبداد و نظام متکی به یک نفر است، خواستند دموکراسی را در کشور ایجاد کنند اما توجه نکردند که مردمی که عادت به تقلید دارند نمی توانند دموکراسی را اجرا کنند، بنابراین حکومت دوباره متکی به یک نفر شد اینکه حکومت ما فقط اسم جمهوری دارد و عملا یک حکومت تک محور است روشن است.

چه می توان کرد؟

امروز ما می توانیم روش دیگری را پیش بگیریم ابتدا باید مشخص شود که برای جامعه ایران چه نوع حکومتی مناسب است، میزان آگاهی مردم به حدی هست بتوانند دموکراسی را ایجاد کنند یا خیر. بعد نوبت به این می رسد که وضع موجود را چطور می شود تغییر داد. مشکل اصلی ما تفاوت نگاه است که در کشور ما به صورت کلی دو نگاه وجود دارد.

عده ای سنتی نگاه می کنند و بسیار هم به آن معتقد هستند، برای اینکه این افراد بتوانند دید جدید پیدا کنند لازم است از پوسته ای که به اسم اعتقاد دور خود پیچیده اند خارج شوند جرئت کنند بپرسند، به بعضی اعتقادات شک کنند، مطمئنا اگر اعتقادی درست باشد بعد از تحقیق و به نقد گذاشتن آن، محکم تر خواهد شد. لازم نیست از به چالش کشیدن خود بترسید یا فکر کنید عمرتان را از دست داده اید و حالا زمین به آسمان می رود.

عده ای هم هستند تحت تاثیر مدرنیته هستند، اینکه چقدر از مدرنیته قابل اجرا در کشور هست لازم به بررسی دارد، یک شبه نمی شود همه چی را از این رو به آن رو کرد. برای آب شدن یخ نیاز به گرما و آتش غیر مستقیم کنترل شده است با زور نمی شود کاری از پیش برد و البته نیازمند صبر زیاد است.

اگر قیام کنیم چه می شود؟

ممکن است تندروهای دیگری قدرت را دست بگیرند، مثلا مجاهدین که این روزها شروع به تبلیغات کرده اند این گروه ها کشور را به سربازخانه تبدیل خواهند کرد، پس به جای اینکه به دنبال یک راه حل سریع باشیم، بیاییم با هم بنشینیم و فکر کنیم تا راه حل پیدا کنیم و همه سود ببریم. نمی شود عده ای را نادیده گرفت هر کدام از ما سهم مساوی از کشور آبا و اجدادی خود داریم.

بیاییم منصف باشیم

زمانی خدمات دو پادشاه ایران نادیده گرفته شد و بیشتر خطاهایشان برجسته شدند، حالا عده ای به این نتیجه رسیدند که همان افراد بسیار مناسب بودند. در مورد نظام فعلی هم همین گونه است خدمات و خطاهایی داشته است، سعی کنیم دیگر اشتباهات پیشینیانمان را نکنیم تا گرفتار نشویم، فکر می کنم این منطقی تر است.

انقلاب در فکر مهم تر است

در حال حاضر یک انقلاب فکری، انقلابی که قلب ها را باز کند و به فکر ها روشنی ببخشد مورد احتیاج تر است. ما تفکرات ناپخته و باورهای غلط زیادی داریم که کارمان به اینجا کشیده شده است، اگر به این آگاه باشیم و سعی کنیم گروه مقابل خود را درک کنیم می توانیم خیلی بهتر رفتار کنیم تا حقی از کسی گرفته نشود تا به یک تفاهم برسیم. اگر هر کس کمی از موضع خود پایین تر بیاید می توان بدون خشونت به جای بهتری رسید.

از اینکه روی منبر رفتم متاسفم اما گاهی لازم است.

پیروز باشید.