انسان

چطور شده من امروز این گونه هستم؟ این سوال مهمی است و می تواند دغدغه هر کداممان باشد. انسان موجود پیچیده است که دانشمندان هنوز در کشف آن مانده اند.

می دانیم که بدنی داریم که از سلول درست شده است و در هسته ی هر سلول بدنمان ژن هایمان وجود دارد و این ژن ها هستند که تفاوت بینمان ایجاد می کنند، همین طور می دانیم شرایط محیطی روی ژن ها اثر می گذارد و واکنش هر کداممان هم به شزایط متفاوت است. ما یک ذهن مادی نیز داریم که روانمان و قدرت تعقلمان، اراده و اختیارمان و امیالمان را هدایت می کند. ما روح هم داریم که کسی نمی داند دقیقا کجاست و چه شکلیست و فوق ماده است.

ما در کودکی قدرت اراده کمی داریم و بیشتر تحت تاثیر بزرگسالانمان هستیم و این باعث می شود، نفسمان و ذهنمان توسط افکار آن بزرگسالان به بند کشیده می شود، ما باورهای آن ها را باور می کنیم و بر اساس آن ها وقتی بزرگ تر می شویم تصمیم می گیریم. این باورها می توانند درست یا غلط باشند. یکی از مهم ترین کارهایی که انسان می تواند برای خود انجام دهد، تغییر این باورهاست و پی بردن به درستی و نادرستی این باورها. این کار باعث می شود ذهن از تله های باورهایش آزاد شود مانند یک کودک پاک شود. اینکه از حضرت مسیح (ع) نقل شده است که به ملکوت خدا نمی روید مگر مثل کودکان شوید، یک پاکی، پاکی ذهن است.

ما نقاط ضعف و نقاط قوتی داریم، می گویند می توان نقاط ضعف رو به نقاط قدرت تبدیل کرد و این نیازمند صرف وقت و هزینه است، تمرین و کوشش می خواهد، انگیزه می خواهد، آن هم یک انگیزه درونی که برای تغییر لازم است، بدترین چیز عادت کردن است اینکه همه چی برایت عادی شود باعث دلزدگی انسان می شود، باعث می شود مرده ی محرک شویم.

انگیزه دادن به خود و مدیریت فردی مهارتی است که هر کداممان لازم است خوب بیاموزیم. اگر هدف های کوچک برای رسیدن به هدف بزرگمان داشته باشیم هر بار که به یک هدف کوچک می رسیم خودش هم برایمان پاداش است هم انگیزه بخش. ما عادت کرده ایم دیگران هلمان بدهند یا بکشندمان و این خوب نیست، چون منتظریم دستی بیابد و بهمان کمک کند و بهمان انگیزه بخشد. چرا خودمان این کار را برای خودمان نکنیم؟ این انتظار، خود یک باور گذشتگانمان است که باعث عقب افتادگیمان شده است.

اینکه به دنبال مقصر بگردیم که چرا امروز این هستیم چاره ای برای وضعمان پیدا نمی کند. اگر توقع خودمان را کم کنیم و شرایط را بپذیریم آنگاه می توانیم راه حل های خوب و منطقی پیدا کنیم که بتوانیم خود را جلو ببریم وگرنه بیشتر درجا خواهیم زد و از درون ناامید و منفعل شده و خود را قربانی می بینیم.

پس یکی از بهترین کارهایی که می توانیم برای خودمان بکنیم این است که باورهایمان را اصلاح کنیم اگر تماممان دست به این کار بزنیم جامعه اصلاح خواهد شد و دورهای باطلی که در درونشان گیر کرده ایم برطرف می شوند.

ما یاد گرفته ایم برای بقای خود و خانواده خود دست به هر کاری بزنیم وقتی اکثر افراد این کار را انجام می دهند همه در یک دور باطل گیر می کنیم که نمی توانیم تکان بخوریم و فقط گذران عمر می کنیم. همه یمان می خواهیم جامعه پیشرفته داشته باشیم اما توجه نمی کنیم که باورها و طرز فکر جوامع پیشرفته با ما متفاوت است. هر کداممان که مهاجرت می کنیم، سعی می کنیم خود را با آن ها مطابقت دهیم تا بتوانیم در آن جامعه زندگی سعادتمندانه داشته باشیم. چرا همین جا این کار را نکنیم؟

Print Friendly, PDF & Email

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *