ما

وقتی که ما با انسان ها ارتباط داشته باشیم، افکار آن ها را دریافت می کنیم، هر چه این ارتباط بیشتر باشد،‌ میزان تاثیر این افراد بیشتر است اکثر ما همان حرف هایی که از والدینمان می شنیدیم را در ذهن خود داریم و در شرایط مشابه آن ها را تکرار می کنیم، این افکار می توانند خوشایند یا ناخوشایند برایمان باشند و رها شدن از این افکار نیازمند تمرین است.

تجربه به من نشان داده است که با توجه و آگاه شدن به این افکار و با زیر سوال بردنشان و مقایسه شان با واقعیت موجودمان می توانیم، کم کم از قید افکار غیر واقعی رها شویم.

البته افکار غیر واقعی ما فقط توسط انسان ها در ما ایجاد نمی شوند، بعضی اوقات تجربه هایی داریم که مدام تکرار می شوند و فکر می کنیم در همه ی شرایط، برای تمام انسان ها این اتفاقات می افتد،‌ در اصطلاح تجربیات خود را تعمیم می دهیم، در صورتیکه آنچه من تجربه می کنم بستگی مستقیم به افکارم دارم، شرایطی که مدام در آن قرار می گیریم برای ما حاوی پیامی است که اگر آن پیام را متوجه نشویم و فقط کاری کنیم که شرایط عوض شود، دنیا دوباره ما را در شرایط مشابه قرار می دهد تا آنچه نمی دانیم را متوجه شویم و بیاموزیم.

گاهی هم گفته اند، دنیا و اشخاص دیگر مانند آینه ما هستند وقتی چیزی در وجود کسی می بینیم که ما را آزار می دهد یا ناپسند است در واقع چیزی است که در خودمان داریم و یا نمی دانیم و یا وجودش را نفی می کنیم اگر بپذیریم که ما هم نقاط منفی در وجود خود داریم و لازم است رفتار و گفتار و افکار خود را اصلاح کنیم تا این نقاط منفی کم کم محو شوند،‌ مشکلاتمان حل می شوند.

آیینه چون نقش تو بنمود راست _ خود شکن، آیینه شکستن خطاست

اینکه متوجه شویم درسی که شرایط موجود می خواهد به ما بدهد، چیست،‌ برعهده ی خود ماست، تشخیصش مستلزم آن است که خوب فکر کنیم.

عده ای عقیده دارند افکار ما قدرت جذب دارند و می توانند باعث به وجود آمدن شرایط شوند اما بیشتر از افکار، باورهای ما هستند که باعث به وجود آمدن شرایط می شوند،‌ اگر افکاری داشته باشیم که خودمان به آن ها شک داشته باشیم توانایی خلق شرایط را ندارند اما اگر باورشان کردی آن موقع است که باید منتظر شرایطی که به وجود می آورند، باشی.

برای اینکه بتوانیم روی ذهن خود کار کنیم نویسنده ی معاصری را می شناسم که کتاب های جالبی دارند. آقای آلمانی با تجربیات جالب توجه که فرهنگ ها و ادیان و عرفان را در شرق از ژاپن تا خاورمیانه مطالعه کردند. ایشان آقای اکهارت تول نام دارند.  ایشان دو کتاب دارند که برای مطالعه پیشنهادشان می کنم نیروی حال و زمینی نو که توسط چند انتشارات و مترجم چاپ شده اند من ترجمه های آقای مسیحا بزرگر را دارم و به نظرم کتاب زمینی نو جالب تر و کاربردی تر است اما خود نویسنده پیشنهاد می دهد ابتدا کتاب نیروی حال مطالعه شود. مقداری مطالب این کتاب ها غیر معمول هستند، شاید نیاز باشد بخش هایی از آن ها را چند بار خواند و نیازمند فکر کردن است اما وقتی متوجه منظور ایشان می شوی به درک جدیدی از خود می رسی. سخنرانی های ایشان هم در وب سایت های مختلف موجود است.

اگر به شعر خواندن علاقه داشته باشید هم کتاب های مولانا یکی از بهترین گزینه های برای خودشناسی است. کتاب های مولانا مثل یک بسته آموزشی کامل است. مثنوی معنوی که روان و تقریبا همه فهم است کلیات شمس که عاشقانه و عارفانه با شور و هیجان مطالب را بیان می کند و فیه ما فیه که هر چه بخوانی بازم سنگین است و باید روی مطالبش تمرکز بیشتری کرد. برای تمام این کتاب ها شرح های زیادی نوشته شده است و کتبی هم وجود دارند که اندیشه های مولانا را امروزی بیان کردند اما من ترجیح می دهم بی واسطه از خود ایشان استفاده کنم و زحمت خواندن شعر و فکر کردن را قبول می کنم ضمن اینکه تمام آن کتاب ها هم دیدگاه های جالب توجهی دارند که دریافت های نویسندگانشان است.

خودشناسی و درک کردن خود،‌ نگاه عمیقی به ما می دهد که باعث می شود بتوانیم دیگران را نیز بهتر درک کنیم هم چنین جامعه خود را بهتر درک کنیم و بتوانیم زندگی سعادتمندانه و بالنده ای داشته باشیم.

Print Friendly, PDF & Email

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *