گشودن درب های ذهن به روی دنیا

در تمام فرهنگها و قومیت های مختلف در دنیا، دانش و تجربیاتی خاص یافت می شود. بزرگان و فرزانگان در طول تاریخ در تمام جهان پراکنده بودند. هر کدام از این بزرگواران میراث خود را به گونه ای به جای گذاشته اند، اما اگر ما با تعصب به دیگران بنگریم نمی توانیم از این میراث استفاده کنیم.

ما بر اساس جامعه ای که در آن به دنیا آمده و بزرگ شده ایم برای خود یک هویت ترسیم می کنیم اما گاهی این هویت برای ما حکم مرگ و زندگی پیدا می کند، می خواهیم به هر صورت آن طور که به دستمان داده اند، همان طور به نسل بعدی تحویل دهیم اما این پندار یک پندار اشتباه است. ما فقط واسطه ی انتقال فرهنگ نیستیم، ما می توانیم فرهنگ خود را بهبود بخشیم و یکی از روش های بهبود بخشیدن استفاده از تجربیات دیگرانی است که این راه را قبلا رفته اند.

اینکه ما در فرهنگ ایرانی و در فرهنگ اسلامی دارای نقاط مثبت و پیشینه ای غنی هستیم درست است اما اگر نتوانیم فرهنگ خود را به روز کنیم بقای آن به خطر خواهد افتاد. به هر صورت جوانان تمایل زیادی به فرهنگ سایر ملل بخصوص فرهنگ غربی دارند، اگر نتوانیم خود را با آن وفق دهیم و مصرانه به فرهنگ سنتی خود بچسبیم و با تعصب از تمام جنبه هایش دفاع کنیم طولی نخواهد کشید منزوی می شویم و در گروه خاصی که عقاید و افکار شبیه به خودمان دارند از جامعه جدا شده و دچار یک ذهن بسته خواهیم شد که دنیا را پس یک فیلتر زخیم می بیند و درک درستی از واقعیت ندارد.

فرهنگ فقط یک مثال بود در هر زمینه ای می توان گفت که در جامعه بشری نمونه هایی از اشخاص شاخص وجود دارند که گام های بلندی رو به جلو نهاده اند و استفاده نکردن از میراث هر کدام از این افراد در حالت مثبتش باعث در جا زدن و کندی حرکت می شود.

یک مثال دیگر می زنم، فردی را در نظر می گیریم که مرید مولاناست اگر او با تعصب به مولانا بچسبد و نخواهد کتب دیگر عرفا را مطالعه کند هیچ گاه به درجه ای بالاتر از یک مرید نخواهد رسید. اگر بگوید من ابوسعید ابوالخیر را قبول ندارم به این علت که در فلان مسئله با مولانا هم نظر نیست این نشانه ی ذهن بسته اوست که این گفتار با عرفان نیز تضاد است زیرا ممکن است دو صاحب نظر در مواردی با هم، هم نظر نباشند، در مواردی با هم، هم نظر باشند، در مواردی یک نفرشان به مسئله ای خاص پرداخته باشد و دیگری نپرداخته باشد.

اینکه بتوان بی قصد و بی تعصب موضوعی را مشاهده کرد سپس خود به نتیجه و برداشتی خاصی رسید یک مهارت است که با تمرین به دست می آید. با چالش کشیدن افکار و عقاید خود می توانیم ذهن خود را به روی دنیا بگشاییم و آنگاه دیدگانمان دنیا را روشن تر خواهند دید و گامی به سوی حقیقت برداشته ایم.

استفاده کردن از تجربیات دیگران باعث می شود بتوانیم راهی را که آن ها در مدت زمان طولانی طی کرده اند را با سرعت بیشتر طی کنیم و در زمان و هزینه های خود صرفه جویی کنیم، این یک امر بدهیست که همه یمان می دانیم اما گاهی نمی خواهیم بپذیریم که می شود از دیگران کمک گرفت. شاید فکر می کنیم این نشان وابسته بودن است اما این وابستگی نیست. اگر قرار باشد تقلید کنیم آری وابسته به دیگری می شویم اما وقتی قرار است فقط از آن جنبه هایی که برای پیشبردن به سوی هدفمان نیاز داریم استفاده کنیم این کار منطقی و صحیح خواهد بود.

به امید روزی که یاد بگیریم از ناشناخته ها نترسیم و با اشتیاق به سمتشان برویم.

Print Friendly, PDF & Email

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *