پرسش

ذهنم از صبح مشغول است، اگر مکر اشتباه است پس چرا خودت انجامش می دهی؟ اسمش را چه می گذاری؟

به گذشته که نگاه می کنم می بینم خیلی ازش استفاده کرده ای و البته من ناراضی نیستم برایم لذتبخش هم بوده است این آخرش به دل می نشیند.

از آینده زیاد نمی دانم و می خواهم دیگر به دنبالش نباشم همین لحظه بین خودمان را پیدا کنم.

من همش از خودم می نویسم به جای تو!

بی عنوانی

می دانی که ادبی نوشتن را نمی دانم اما قرار است با هم سعی کنیم تا من باد بگیرم چگونه برایت بنویسم.

از کجا شروع کنم؟ دوست داری چه بگویم؟ احساسم را؟

امروز به ناتوانی ام پی بردم، فهمیدم که اگر تو نبودی که به من قوت بدهی نمی توانستم تا اینجا بیایم. این جا کجاست؟ نمی دانم. من نادان را کشان کشان آورده ای تا اینجا!

آری، تو بودی و فقط تو بودی و من تو را نمی دیدم راستش گاهی دیدم در حالت جنون اما حال دارم عاقل می شوم، بزرگ می شوم، تو به من نشان دادی تمام این ها را.

اگر تو نبودی من چه می کردم؟ زندگی ام بی معنی بود، معنای زندگی من تو هستی. من به خیال خود عاشق شده بودم اما جنون بود حال دارم دوست داشتن را می فهمم.

تو همه ی این ها را می دانستی اما هیچ وقت به رویم نیاوردی، گذاشتی کم کم خودم بفهمم.

ای مهربانم، من در مقابل لطف و رحمتت چه کنم؟ بر سرم منت گذاشتی اما چه بی منتی؟!

می دانم آن قدر خالص نیستم که در خور تو باشم، می خواهم خالص شوم، عاشق شوم، بزرگ شوم و تو را در صحت عقل ببینم. چشمانم را می شویم هر قدر که لازم باشد. هر چند بار که بخواهی.

تو زبان بی زبانی دل من را می دانی. ای عزیزترین عالم.

تدبیر

تدبیر چیست؟ به شخصه فکر می کردم می دانم اما نمی دانستم.

در فرهنگ عمید آمده است: تدبیر، به پایان کاری نگریستن و در آن اندیشیدن و برای انجام دادن امری فکر و دقت به کار بردن و توجه کردن است.

تصمیمات عجولانه یا بی تدبیری در جامعه ما زیاد است اما ما گاهی تدبیر را با مکر اشتباه می گیریم یا با هم مخلوطشان می کنیم که مطمئنا سرانجام خوبی نخواهد داشت.حتی اگر در خیال خود نیت خیر داشته باشیم عملمان درست نیست و باعث می شود دیگران به تلافی کردن دست بزنند.

این که در مقابل مکر دیگری، استفاده کردن از مکر جایز است را نمی دانم اما فعلا می خواهم مدبرانه تصمیم بگیرم.