وصف ناپذیر

عزیز دلم امروز برای تو از تشبیهاتی استفاده کردم اما حق مطلب ادا نشد می دانی به نظرم این تشبیهات خیانت است به تو به عشقت که وصف ناپذیر است بی زبانی بهتر است.

اما این تشبیهات باعث شد به پیرامونم دقیق تر و بهتر بنگرم رنگ ها برایم جلوه ای تازه یافته است.

جانا

جانا مهتاب موج گیسوان نرم توست

ماه همچو وقتی است که با ناز گردن کژ می کنی

خورشید وای خورشید آتش عشق و شور توست آن چنان بر سینه ام می تابد که آتش سینه ام را فروزان تر می کند.

هر گلبرگی نشانه ی روی لطیف و زیبایت است و هر برگی زیر انگشتانم مانند اولین لمس توست و شبنم را بگو چکه ی آب حیات از لبانت است.

وقتی سر روی شانه هایت می گذارم تمام دنیا به حال سکون در می آید آن لحظه فقط منم و تو.

دریا صدای زمزمه ی مرا ببین است و بویش می گوید با من بیا.

باران اما حسی عجیب دارد نمی دانم می گریی یا می خندی!

نارنجی پرتقال مرا به یاد حس گرم صمیمیتمان می اندازد بویش بوی جان توست عجیب اما خوشبو

سیب طعم شیرین دوستت دارمهایت است.

و انار حس زیبایی شناسانه ات و اندیشه ی بی بدیلت را نمایش می گذارد.

می خواهم در تک تک هر آنچه موجود است بیابمت، می نمایی خودت را به من؟!