من و عاداتم

می دانی که من زود عصبانی می شوم، می دانی که نشانش نمی دهم، می دانی که وقتی پشت اسم تو پنهان می شوند تا کارهایشان را موجه جلوه دهند خونم به جوش می آید.

اما تو همیشه آتشم را خاموش می کنی؟! چه هدفی پشت این آتش زدن و خاموش کردن داری نمی دانم. اما زبان من را تو نرم می کنی، من زبانم تند و تیز است دیگر ذات هر کس به گونه ایست.

می دانی که من مثل اسپند رو آتشم و یک جا بند نمی آیم، یک کار را نمی توانم مدام انجام دهم، یکنواختی دیوانه ام می کند اگر افسرده نبودم نمی دانم چه کارهایی تا حالا کرده بودم.

اما حالا باید یاد بگیرم صبوری را، تعهد به برنامه را، و جوری برنامه ریزی کردن که احساس ملال نکنم البته یه عادت بدم دارم اگر یک چیزی به ذهنم برسد که خیلی مهم جلوه کند تا انجامش ندهم آرام نمی گیرم خوب نوشتن برای رفع این عادت خوب است.

باید به خودم بجنبم، در ضمن که رابطه ام را با خانواده باید درست کنم. ساده دلی را هم کنار بگذارم.

چقدر کار دارم!

Print Friendly, PDF & Email

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *