تو کافی هستی

وقتی به اطراف نگاه می کنم و آدم های به ظاهر بالغ را می بینم آدم هایی که سنشان زیاد است موهایشان سفید شده است اما مانند کودک ۴ ساله می مانند! به لطفی که به من کردی پی می برم.

برای من همین کافی است که تو با منی، من هیچ از دنیا نمی خواهم! تو که سایه سری، تویی که تاج سری و تویی که در جان منی. قدرت را بیشتر خواهم دانست ای بهترین عالم.

دنیا برای جهان داران و جهان دوستان، تو مالک و صاحبی و خودت بهتر می دانی چطور اداره اش کنی، چه کسانی را برای اداره اش بگذاری. من فقط وظیفه ام آگاهی رسانی است. فقط می توانم واسطه ای برای انتقال دانش باشم.

به نظر من که کار بزرگی نمی آید! اما قبول، خودت می دانی من قابلیت های بیشتری دارم اما درحال حاضر هنوز مریض احوالم هستم. این طور بهتر است. درست است.

کم کم یاد می گیرم چطور در دنیا باشم اما دلبسته و وابسته و دچار دغدغه فکری نشوم.

دل

دل آدمی مانند چیست؟!

هیچ چیز در دنیا مانند دل نیست؟!

بعضی ها می گویند این دل فقط عضله است و یک پمپ، مغز است که باعث می شود قلب چنین واکنش هایی نشان دهد.

بعضی ها هم می گویند قلب برای خودش شعور دارد.

من که نمی دانم علم، امروز یک چیزی ادعا می کند و فردا خودش ردش می کند از نظر من به تنهایی قابل اتکا نیست.

دل من به من خیلی چیزها می گوید، اوایل باورم نمی شد، می گفتم غیر منطقی است اما بعد فهمیدم راست می گفته است.

به نظر من دل پاک بهترین راهنما برای یافتن خود انسان، تو و حقیقت است عقل یه روز به یه جایی می رسد که می گوید من کور بودم، من هیچ نمی فهمیدم، وای چقدر ادعا داشتم، وای بر من!

نمی دانم چه به روز دل ها آمده است؟! خودت باید درستشان کنی!

گریه دل را پاک می کند، گریه ای که از جان برآید، خیلی وقت است این طور گریه نکردم! دلم گریه می خواهد. دلم حال می خواهد. اما آن حال نمی آید!