باران، سیل، بحرانی ناگهانی

سال هاست در سرزمین خشک ما باران کم می بارد، امسال زمستان، برف و باران کمی بارید اما مانند سال های گذشته در اواخر زمستان و اوایل بهار موج بارشی به ایران وارد شد. موجی که سرزمین ما آمادگی پذیرشش را نداشت.

در سال های اخیر بخش زیادی از جنگل های ایران به عللی همچون قطع درختان، خشکسالی، آتش سوزی، بیماری های درختان و … از بین رفته است و وقتی درخت نباشد سدی در مقابل سیل نیست، ریشه ای نیست تا خاک را در جای خود حفظ کند و در نتیجه رانش زمین روی می دهد.

این که چقدر مردم عادی در نابودی درختان مقصرند و این که چقدر مدیران کشور مقصرند را باید دانشمندان علم محیط زیست پاسخ بدهند اما هر کداممان به اندازه ی خودمان مقصر هستیم. کم تر کسی بین ما پیدا می شود که به محیط زیست احترام بگذارد و با آن مهربان باشد.

ما انسان ها معمولا خود را برتر از دیگر مخلوقات می دانیم، خود را اشرف مخلوقات می خوانیم و فکر می کنیم می توانیم هر آنچه می خواهیم را از طبیعت برداشت کنیم بدون این که به نتیجه ی این کار خود فکر کنیم.

زمین به عنوان یک موجود زنده احتیاج به توجه و رسیدگی دارد همان طور که ما گاوی را مواظبت می کنیم، به او غذا می دهیم، آب می دهیم، حواسمان به گرما و سرما و جای خوابش است و … تا از او استفاده کنیم، زمین نیز نیازمند این نگهداری می باشد.

ما امروز توانستیم بعضی نیروهای طبیعت را رام کنیم، می توانیم روی محیط زیست خود در ابعاد زیاد اثر بگذاریم در نتیجه همه ی ما در قبال سیل ایران مسئول هستیم. نه فقط ایرانی ها که تمام انسان های روی کره ی زمین مسئول هستند چون یکی از دلایل به وجود آمدن این پدیده گرم شدن زمین است.

نظریه ای به نام آشوب می گوید که بال زدن یک پروانه در آفریقا می تواند توفانی در آمریکا را موجب شود و خوب اگر این نظریه را تعمیم دهیم گرم شدن زمین به دلیل تولید گازهای گلخانه ای، جنگل خواری، سد سازی و … در هر کجای زمین می تواند موجب بارش های سیل آسای ایران شده باشد.

نمی دانم هفت یا هشت ساله بودم در تلویزیون مستندی در مورد گرم شدن زمین دیدم، یعنی بیشتر از بیست سال پیش و شاید هم بیشتر، دانشمندان شروع به اخطار دادن در مورد نغییرات جوی بر اثر گرم شدن زمین را داده اند اما هنوز کشور های جهان به توافقی برای جلوگیری از تخریب زمین نرسیده اند! حتی هنوز خیلی از سیاستمداران این اخطارها را جدی نمی گیرند!

زمین گهواره بشر است و اگر از آن نگهداری نکنیم دیر یا زود باعث نابودی خود خواهیم شد.

در پایان ضعف مدیریت بحران در کشور را می توان از عوامل تشدید بحران دانست. امیدوارم مدیران کشور برنامه ریزی لازم را برای موج بعدی بارش ها انجام دهند و تصمیماتی بگیرند که کمترین خسارت جانی و مالی به وجود آید.

ترس کنترل شده

من فکر کردم و دیدم که ترس همیشه بد نیست تا یک حدی از ترس لازم است.

گاهی ترس نیروی جلو برنده است و اگر فرد شروع به فکر و خیال نکند و ترسش را برای خودش مانعی نکند می تواند این ترس برایش یک نقطه مثبت باشد.

ترسی که شک به دل انسان می اندازد هم می تواند باعث تفکر، پرسش و جستجو گردد. اما خوب به نظرم اگر به جای واژه شد از واژه تردید استفاده کنیم بهتر است برای من یکی که حداقل بار منفی کمتری دارد.

حال در چه صورتی یک انسان اجازه دارد یک انسان دیگر را به تردید بیندازد؟ اگر فقط به نیت نگاه کنیم و کسی بگوید من نیت خوبی دارم و نیت من اصلاح است آیا به هر روشی می تواند این کار را انجام دهد؟ به نظرم جوابش خیر است اما چه روشی مجاز است؟

ممکن است با بی توجهی به عواقب ایجاد تردید برای کسی، ترس به وجود آمده برای او ویرانگر باشد و به جای اصلاح، باعث فاجعه شود. درست است؟