باغبانا

باغبانا گر تو را،
گر تو را،
گر تو را یادی از ما کنی چه باشد؟
باغبانا تو یگانه ای، تو دردانه ای!

تو کیستی که باغ زندگانی را این طور می رویانی و پرورش می دهی؟!
آفتاب را تو می گردانی تا به اندازه بتابد.
باران را به موقع می فرستی آن زمان که گیاهان باغت تشنه اند.

گل ها می شکفند و لبخند می زنند به تو
هر غنچه ای را با دل و جان نگهداری می کنی تا شکفته شود.

تو می دانی چه برای که بهتر است و می دانی اندازه ی هر چه را لازم است برای پرورش باغت.

باغبانا دستانت را دوست دارم، نوازش کردن دستانت بر برگ ها و گلبرگ هایم را دوست دارم.

Print Friendly, PDF & Email

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *