نوشتن

نوشتن تمرین زندگی کردن است
نمی دانم این را کجا خواندم اما قشنگ است
نوشتن را دوست دارم
آرامم می کند
مرا به ژرفای درونم که تا امروز شناخته ام وصل می کند
نوشتن را از خواندن بیشتر دوست دارم
حیف که اول باید بخوانی
اول باید خوب بخوانی
خوب تجربه کنی
بعد می توانی بنویسی
آخر باید در این بازار چیزی برای عرضه داشته باشی
قرار نیست تکرار کنی آنچه دیگران در گذشته گفته اند
قرار نیست دست دوم باشی
قرار است نو باشی
یک ابداع جدید باشی
منحصر به فرد
بکر
نامحدود
پر و پیمان
شسته و رفته
پاک و بی آلایش
شیرین و دلچسب
قرار است خواننده را ببری به سرزمینی جدید
قرار است برای خواننده ات تجربه ی نو بیافرینی
تجربه ای که بخواهد باز هم تجربه اش کند
دوستش داشته باشد
باعث شوی انسان بهتری شود
باعث شوی عشق بورزد
به خودش
به دیگران
به عالم
به لایتناهی درونش وصل شود
جایی که فراموشش کرده است
آخر باید یک نفر باشد در این هم همه آدم ها را یاد خودشان بیندازد
از کجا آمده اند؟
به کجا می روند؟
آمدنشان بهر چه بوده است؟
دوست دارم بنویسم
از کودکی بیشتر دوست داشتم کارهایی را بکنم که از درونم بیرون بیاید
درونم غوغاییست
می جوشد
گاهی بیشتر
گاهی کمتر
اما شاید همین نشانه ی زنده بودن باشد
همین
دوست خوب من
تو هم قلم به دست بگیر و بنویس
بگذار خودش بیاید
آرام آرام خوب می شود
مطمئن باش

سینتا

Print Friendly, PDF & Email

دیدگاهتان را بنویسید