نرم افزارهای رایگان

امروزه نرم افزارهای زیادی به صورت رایگان عرضه می شوند برخی از این نرم افزارها به وسیله ی پخش آگهی تبلیغاتی درآمد کسب می کنند اما برخی دیگر منبع درآمدیشان مشخص نیست!

در آمریکا گروهی دور هم جمع شدند و بنیادی به نام متن باز ( open source ) راه اندازی کردند، این افراد قصد داشتند در مقابل امپراطوری های نرم افزاری مثل مایکروسافت که از نظر آن ها قیمت منصفانه ای برای نرم افزارهای خود نمی دهند یک جنبش به راه بیندازند تا حدودی موفق شدند اما با ورود نرم افزارهای رایگان روی گوشی های هوشمند همه چی بهم خورد.

نرم افزارهای رایگان برای گوشی ها ( همان اپ های رایگان ) تحت نظارت نهاد خاصی نیستند در نتیجه می توانند به عنوان یک نرم افزار، جاسوسی کاربرشان را نیز انجام دهند بر روی سیستم عامل اندروید این امر سهل تر است. نرم افزاری مثل تلگرام که روزانه ترافیک اینترنت بالایی استفاده می کند و نیازمند سرورهای قوی است که همه این ها هزینه است چطور به سوددهی می رسد؟! قاعدتا از جایی پشتیبانی می شود.

متاسفانه وقتی ما به یک نرم افزار عادت می کنیم تازه متوجه می شویم که شاید بیشتر باید تحقیق می کردیم امروزه نرم افزارهای وطنی مشابه هم هستند که منابع مالیشان مشخص نیست.

خود سیستم عامل اندروید که گوگل رایگان در اختیارمان گذاشته است یک علامت سوال بزرگ است!

در هر صورت خواستم بگویم به قول قدیمی ها گرونی و اروزنی بی حکمت نیست و شاید بگوییم ما که چیزی برای پنهان کردن نداریم حالا جاسوسی کنند اما اگر چیزی نبود آیا این قدر هزینه می کردند؟! این که دقیقا هدف این افراد چیست را نمی دانم اما از اینکه هر چیزی را با اهداف کثیفشان قاطی می کنند خوشم نمی آید.

تاریخ ایران

اگر به تاریخ ایران نگاه کنیم به خصوص تاریخ معاصر می بینیم کسانی به قدرت رسیدند و بعد از مدتی از کار عزل شدند حالا به روش های مختلف اما چرا مدام این اتفاق می افتد؟!

نبود عقلانیت

یک دلیل این اتفاقات نبود تفکر بین اقشار مختلف جامعه است جامعه ایران مقلد است کم تر کسی در مورد آنچه می گذرد فکر می کند و صرفا از روی احساس تصمیم می گیریم اگر یک نفر یا گروهی ما را احساسی کنند می توانند برای رسیدن به اهدافشان به راحتی از ما استفاده کنند چون می دادند ما به حالمان و تحت تاثیر حال امروزمان بدون در نظر گرفتن عواقب کارمان تصمیم می گیریم.

نبود حس مسئولیت

بیشترمان تا زور بالای سرمان نباشد کارمان را درست انجام نمی دهیم این یک واقعیت تلخ است و وقتی کسی خودش به قدرت می رسد و بالاسری ندارد که به او زور کند تا مسئولیتش را درست انجام دهد به راحتی از زیر کار در می رود. احساس تعهد هم نداریم اینکه با قبول مسئولیت من متعهد هستم کارم را به درستی انجام دهم به عنوان یک خدمتگزار و امانت دار.

فساد

نیود قانون مناسب و عدم امنیت شغلی باعث می شود کسی که به قدرتی می رسد شروع به کسب منافع خود به هر روشی کند تا اگر کنار گذاشته شد بتواند از چیزهایی که جمع کرده به سودش استفاده کند چون نمی خواهد به شرایط قبل از به قدرت رسیدنش بازگردد. کمتر کسی برای خدمت به سراغ قدرت می رود اکثرا به دنبال منافع شخصی خود یا حزبی هستند بنابراین فساد در نبود قانون سر به فلک می زند.

سیاست کثیف است

در سیاست برای رسیدن به خواسته ها از روش های مکارانه ای استفاده می شود و آن هایی که در راس کار هستند به خودشان رحم نمی کنند چطور ما فکر کنیم به فکر ما هستند؟! بازی های سیاسی کثیف هستند داخل شدن یا کمک کردن به آن ها مساوی است با شریک جرم شدن در کار.

باید مراقب باشیم واسطه و ابزار برای بازی های سیاسی نشویم در شرایطی که خشم به اوج خود برسد دیگر نمی شود کار درستی انجام داد، باید یاد بگیریم فکر کنیم بعد تصمیم بگیریم، به راحتی تحریک نشویم، متوجه باشیم تا وقتی فرهنگمان و باورهایمان اشتباه است هیچ کس برایمان معجزه نمی کند، باید خودمان را تغییر دهیم اگر می خواهیم دنیایمان تغییر کند. ایمان داشته باشیم که می توانیم.

اخلاق حرفه‌ای و مسئولیت‌پذیری اجتماعی

 

 

می توان گفت رعایت اخلاق و مسئولیت پذیری از اساسی ترین ارکان در یک نهاد حرفه ای است. یکی از مهم ترین نکته های قابل ذکر، تعهد رهبر و مدیر سازمان به حرفه خود است. تجربه فردی من از کار در یک شرکت میانه در مدیریت به من نشان داد، عدم رعایت اخلاقیات چطور موجب بی تفاوتی در سازمان خواهد شد. وقتی مدیر همکاری لازم را نمی کند و فرد را در بلاتکلیفی قرار می دهد موجب دلسردی پرسنل می شود. همچنین نوع مدیریت رابطه ای موجب احساس عدم امنیت در فرد می شود.

مدیریت مقوله ایست که در عصر ما دچار دگرگونی شده است و روش های نوینی برای بالابردن بازده کارمندان و رهبری مطرح شده اند. هر مدیری قبل از هر کاری لازم است اطلاعات و مهارت های خود را در مدیریت گروه افزایش دهد. مدیران برای انگیزه دادن و آماده کردن ذهنی اشخاصی که زیر نظرشان مشغول هستند نیاز به اطلاعات شخصی افراد دارند. اگر بخواهیم با تمام کارمندان با یک شیوه برخورد کنیم راهی از پیش نمی بریم. یک مدیر ابتدا خودش را مدیریت می کند و سپس با الگو کردن خود به کارمندانش به آن ها تعهد و اخلاق را فرا می دهد.

برای کار تیمی شیوه های متفاوتی وجود دارد که به فراخور شغل متفاوت است برای مثال مدیریت گروه های نرم افزاری با مدیریت یک پروژه ساختمانی تفاوت دارد زیرا کارمندان و کارگران مهارت ها و تخصص های خاص خود را دارند.

با رعایت اخلاق و مسئولبت در کار می توان کنترل و بازرسی های شغلی را کاهش داد. یک کارمند هنگامی که تعهد مدیر خود را می بیند این تعهد را فراگرفته و در کارش جدیت بیشتری به خرج می دهد.

برای نمونه می توان این کار را امتحان کرد تا تفاوتش را متوجه شد. یک مدیر به وضعیت مالی کارمندانش توجه می کند و از وضعیت روانی اشخاص به نفع سازمان استفاده می کند. سعی در بالابردن نشاط در بین زیردستانش دارد می داند رسیدگی به زیردستانش مساوی با بالارفتن بازده کاری می شود. سازمانی که مدیریتش به دنبال پول در آوردن به هر روش و نگاهش ابزار گونه به منابع انسانی است پرسنل به خوبی کار نخواهند کرد و فقط به خاطر امرار معاش به کار خود ادامه می دهند و خود را جزئی از سازمان نمی دادند. این خطر بزرگی برای مدیر و رهبر سازمان می باشد.

چند تحقیق نمونه:

رابطه بین اخلاق حرفه ای، رهبری اخلاقی با مسئولیت پذیری اجتماعی در مدارس استان کردستان

رابطه ی اخلاق حرفه ای با مسئولیت اجتماعی

 

هیجان

ما انسان های پر هیجانی هستیم و می دانیم که این هیجانات در جوانان بیشتر است برای تخلیه هیجان راه های متفاوتی وجود دارد که امروز به آن ها نمی پردازیم امروز در مورد اینکه چطور این هیجان ما را به اشتباه می اندازد صحبت می کنیم.

یک واقعیت تلخ وجود دارد و آن اینکه هیجان ما را گول می زند، اشخاصی که به این مقوله آگاهی دارند می توانند با هیجانی کردن ما از ما استفاده کنند تا به خواسته های خود برسند. خودمان هم در شرایطی که احساساتی یا هیجانی هستیم ممکن است تصمیمات اشتباه بگیریم.

مشکلات تصمیمات هیجانی

وقتی تصمیمی را از روی احساس می گیریم ابتدا انگیزه و شور زیادی داریم اما با فروکش کردن این هیجان به حالت قبلی خود باز می گردیم و بازده مان هم کم می شود ضمن اینکه ممکن است از ابتدا تصمیم اشتباه بوده باشد و بعد از گذشت زمان متوجه این موضوع می شویم که هر دو باعث شکست است.

هیجان را دوست داریم اما به عواقبش فکر نمی کنیم

هیجان حس خوبی است واقعا لذتبخش است کارهای هیجانی یک احساس آنی لذتبخش خاصی دارند اما باید دید آیا این هیجان چند ثانیه ای تا چند ساعته به عواقبش می ارزد یا خیر. مثلا همه فوتبال را به خاطر هیجانش دوست داریم. ما ورزش های مختلفی داریم که حتی در بعضی هایشان در حد بهترین های جهان هستیم اما در زمان پیروزی آن ها توجه خیلی کمتر است ( واقعا ظلم است! ) اما برای فوتبال اکثر افراد جامعه بسیار حساس هستند. برای نشان دادن هیجان راه های مختلفی وجود دارد اما باز هم به خاطر هیجانی بودن تصمیمات اشتباه می گیریم مثلا خیابان ها را بند می آوریم و عبور و مرور را مختل می کنیم بدون اینکه فکر کنیم شاید کسی بیمار داشته باشد، شاید کسی فرزندی در راه داشته باشد، شاید اتفاق اوژانسی دیگری بیفتد.

امروز فقط خواستم نکاتی را متذکر بشوم تا کمی بیشتر به خودمان و احساساتمان توجه کنیم. گاهی خوب است به شکل یک محقق به خود بنگریم.

* می دانم که وظیفه ی سامان دادن و برگزاری جشن های پیروزی به عهده حکومت است شهرداریهای می توانند مکان هایی را برای این منظور در نظر بگیرند اما تا به حال که صورت نگرفته است.

مشکلات بشر و ایمان

ایمان می تواند یکی از بهترین داروها برای دردهای بشری باشد اما مسئله های بشر را حل نمی کند.

فلسفه درد

درد باعث می شود به خودمان بیاییم اگر درد نباشد همیشه غرق در دنیا می مانیم بدون اینکه به معنویت توجه کنیم. احساس درد انسان را به سرچشمه اش متصل می کند باعث می شود متوجه شویم دنیا آن قدرها هم جالب نیست جای بهتری می تواند وجود داشته باشد حتی می توان آن را همین جا ساخت.

مسائل بشر

مشکلات بشر ناشی از نادانی و ناآگاهی و عدم تفاهم و برداشت های اشتباه است. ما در جامعه ای با فرهنگ خاص به دنیا می آییم و رشد می کنیم این فرهنگ برای ما ذهنیت ایجاد می کند باید بدانیم که زاویه دید هر کس با دیگری متفاوت چون هم ژن های متفاوت دارد هم شرایطی که تا امروز داشته با دیگری متفاوت است. برای حل مشکلاتمان یک راه حل ساده وجود دارد آن هم احساس همدلی است سعی کنیم بفهمیم دیگران چطور به دنیا می نگرند و این نیازمند گفتگوست.

چگونه گفتگو کنیم؟

ما اغلب در مقابل نظرات مخالف جبهه می گیریم فکر می کنیم زیر سوال رفتن فکرمان یعنی زیر سوال رفتن شخصیتمان، در صورتیکه تا از دیگران بازخورد نگیریم نمی توان اشتباهات خود را بیابیم اگر نگذاریم دیگران ما را نقد کنند یا نقدها را توجیه و رد کنیم مدام اشتباهاتمان را تکرار می کنیم. گوش کردن با دل و جان به دیگران باعث می شود هم در مورد خود هم دیگری بیشتر بفهمیم. اینکه ما ضربه خورده ایم قبلا به حرف هایمان گوش ندادند شاید دلیلش این باشد که روشمان اشتباه بوده است. گاهی هم لازم است صبر زیادی داشته باشیم.

جایگاه ایمان

ایمان به نیرویی والاتر، به وجود آورنده نوعی تکیه گاه است. نوعی اطمینان، نوعی یاری، آنگاه تحمل درد برایمان معنی پیدا می کند. می دانیم نیرویی مرا به سمتی بهتر سوق می دهد. نیرویی که جز خیر برایم نمی خواهد اگر به در بسته می خورم دلیلش این است که یا آمادگی های لازم را ندارم یا برایم دری بهتر گشوده خواهد شد.

ایمان راه حل مشکلات دنیوی بشر نیست

می دانیم در دنیایی زندگی می کنیم که هر چیزی علتی دارد پس اگر من بی پولم علت یا علت هایی دارد این علت ها یا در خودم هست که خودم باید رفعش کنم یا علل بیرونی دارد این علل بیرونی ممکن است مستقیما توسط خودم قابل حل باشد ممکن است لازم باشد غیر مستقیم از دیگران بخواهم برایم حلش کنند. اما لازم است ابتدا نحوه ی درخواست کردن از دیگران را بدانم. هیچ کس خوشش نمی آید مدام با گلایه یا سرزنش درباره کارهایش صحبت کنند. همه ی ما نقاط مثبت و منفی داریم و با سرزنش کردن نقاط منفی به جایی نمی رسیم جز تحریک احساسات طرف مقابل.

چطور گفتگو کنیم؟

می توانیم ابتدا از خوبی های طرف مقابل بگوییم و سپس از اشتباهاتش و توقعات خودمان اگر منصف نبود و نپذیرفت آنگاه باید از روش های دیگر وارد عمل شد. آخرین روش استفاده از خشونت است اما ما زودتر از آن استفاده می کنیم چون به اندازه کافی صبور نیستیم.

کسی از انسان نخواسته است درد و رنج را بی دلیل بر خود تحمیل کند عذاب بکشد به امید روزی که دیگر به رهایی برسد پشت هر دردی حکمتی است که لازم است کشفش کنیم. ایمان وسیله ای برای رشد انسان است بدون ایمان هم می شود رشد کرد اما ممکن است زمان بیشتری ببرد. خدواند نیازی به پرستش ندارد پرستش وسیله ایست برای رسیدن به بلوغ.

عرفان حلقه

چندی پیش توسط یکی از دوستان با  این عرفان آشنا شدم متاسفانه ابتدا تحقیقات درستی انجام ندادم بعد از گذراندن ترم یک و ورود به ترم دوم به شبه در مطالبشان پی بردم سپس تحقیق کردم مخالفانشان ادعا دارند با اجنه در ارتباطند و حلقه ها در واقع اجنه اند در گروه های تلگرامی که بودم بعضی اشخاص ادعاهای عجیب و خوفناکی می کردند ولی برای من فقط یک احساس بود وقتی که پرسیدم چرا فرق می کند گفتند اجنه به تو مسلطند و برای رهایی از دستشان باید ترم تششع دفاعی را بگذرانی ولی به نظر من این برعکس بود و من در مقابل اجنه دفاع داشتم و حلقه این ترم باعث تسط جن می شد!

برای رهایی از حلقه ها ( اجنه ) آیه ۷ ام سوره آل عمران را بخوانید اگر کسی خیلی گرفتار شده است باید برایش بخوانید دستتان را پس سرش بگذارید و آیه را بخوانید.

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَهِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِیلِهِ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ

اسلام و علم

در قرآن کریم موضوعات مختلفی مطرح شده است یک مورد از این موضوعات، توضیح مطالبی است که در زمان حضرت محمد (ص) قابل بررسی نبودند. دانش آن زمان در عربستان خیلی پایین و اشتباه بوده و اکثر اعراب بی سواد بودند. بنابراین نمی توان شرح هایی که مترجمان داده اند را منطبق بر علم کرد مگر اینکه به صورت نمادین کلمات را معنی کرد. برای مثال

در قرآن کریم اطلاعات زیادی از گیتی، حیات و نحوه ی کارکرد آن ها به صورت پراکنده بیان شده است که می توان با دانش امروز مورد بحث قرار بگیرند. مشکل اینجاست که اشخاص با تخصص های مختلف به صورت گروهی نمی توانند به خوبی کار کنند. اگر متخصصین در دین و دانش شروع به تعامل بیشتری کنند می توان توضیحات قانع کننده ای برای این مطالب یافت.

برای جذب جوانان و نوجوانان به دین می توان مطالب را به گونه ای بیان کرد که منطقی و بصری باشند مطالب کتب دینی برای نسل امروز غیر منطقی به نظر می رسند زیرا مطالب به صورتی که گذشتگان با علم و فکر زمان خود به آن پرداخته اند نوشته شده اند که برای نسل جدید ملال آور و گاه پوچ می باشد.

*حضرت علی (ع) : آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحمیل نکنید، زیرا آنان براى زمانى غیر از زمان شما آفریده شده‌‌اند .

دنیا

دنیا مزرعه ی آخرت

به همه ما گفته اند دنیا مزرعه ی آخرت است هر چه بکاری درو می کنی می دانیم اگر مقصد زندگی دنیا باشد، دنیا آنگونه عادلانه و منصفانه نیست اما اگر به دنیا مانند یک کارخانه بنگریم که نیرویی هایی ضد هم در حال تقابل با یکدیگرند و در این بین روی یک سری از مواد خام فعل و انفعالاتی صورت می گیرد که به شی دیگر تبدیل می شوند آنگاه دیگر دنیا به چشممان پر آشوب و بی سامان و غیر عادلانه نمی آید.

تعادل دنیا

اگر در دنیا دقت کنیم نیروهای دوقطبی یا چند گانه ای را می بینیم که تقابل آن ها منجر به برپایی نظم و تعادل کلی در بدنه دنیاست اگر جزئی بنگریم شاید نواقص زیادی ببینیم برای مثال می توانیم به نیروهای بنیادی در فیزیک یا مکانیک نیوتنی اشاره کرد. یا وجود قدرت های اقتصادی یا سیاسی که در هر دوره از تاریخ بشر به گونه ای وجود داشتند. هر کس در هر رشته ای می تواند مثال های اینگونه پیدا کند.

نیروی خیر و نیروی شر

خیر و شر را هم می توان دو مسئله مشابه نیروهای دیگر دانست. همه می دانیم گاهی اتفاقاتی می افتد که در وهله اولیه شر به نظر می آید اما در آینده خیر بودن آن آشکار می شود مثال ساده آن کسی است که ماشینش در جاده پنچر می شود بعد از پنچرگیری در ادامه جاده می بیند جاده ریزش کرده شاید اگر این وقفه اتفاق نمی افتاد او در زیر سنگ ها می ماند! بر عکس این قضیه هم صادق است اتفاقی به نظر خیر می رسد اما نهایتا شر بودن آن ثابت می شود.

ما همگی می توانیم منبعی برای خیر و شر باشیم قبلا در موردش در وبلاگم نوشته ام اما بعضی هایمان به سمتی متمایل تریم هر چه این تمایل بیشتر باشد نیروی ضدش هم قوی تر ظاهر می شود آن نیرو می خواهد دنیا را در تعادل فعلی اش نگه دارد در ضمن اینکه اشخاصی که این نیرو ها را ایجاد می کنند روی هم اثر می گذارند یکی خالص تر می شود و آن یکی دیگر بیشتر دچار زنگار می شود.

در واقع وقتی کسی برای دیگری شری درست می کند اولا باعث می شود خودش بیشتر به سمت شر متمایل شود دوما اگر آن دیگری از روش صحیح استفاده کند می تواند به خیر متمایل تر شود اما اگر خودش شر تولید کند خودش باخته است.

بازی دنیا

در اینکه دنیا یک بازی است شکی نیست فقط بعضی بازی ها جدی تر از بازی های دیگرند و هر چه بزرگتر شوی اسباب بازی هایت متفاوت تر می شود. آنکس که بتواند در این بازی ها درس بیاموزد سود برده اگر نتوانی آنچه که باید می آموختی را فرابگیری آنگاه این آموزش مدام تکرار می شود.

هر بازی باعث می شود وجه تازه ای از وجود خود را ببینی گاهی چیزهایی در وجودت می یابی که از بودنش بی خبر بودی و با رشد و به تعادل رساندن وجوه مختلف درونت می توانی بزرگ شوی.

دنیا به مانند کارگاه شیشه گری

در ادامه لینک فیلمی مستند می گذارم که در مورد شیشه گریست لطفا به فن شیشه گری توجه نکنید بلکه کارگاه را به عنوان دنیا ببینید و شیشه را به عنوان انسان یا دل انسان ببینید شرحی که گزارش کننده در مورد اتفاقاتی که در این کارگاه در جریان است را نیز نمادین گوش کنید بسیار جالب می شود.

قسمت یازدهم مستند خسته نباشید|شیشه گری|میثم رازفر

وضعیت کتاب و کتابخوانی

آمار و ارقام ( که دقیق هم نیستند ) نشان می دهند ما به اندازه ی کافی کتاب نمی خوانیم، این را می دانیم اما سهل انگاری می کنیم.

کسانی که کتاب می خوانند

به نظرم اگر از کسانی که کتاب می خوانند شروع کنیم بهتر باشد این افراد به چند گروه تقسیم می شوند.

– گروه کرم های کتاب : این گروه هر چه گیرشان بیاید می خوانند گاهی فکر می کنم می خوانند برای اینکه خوانده باشند، تفریحشان خواندن است اما از این قدر خواندن چقدر نسیبشان می شود نمی دانم.

– گروه عالمان بی عمل : این ها کتاب خیلی می خوانند، خیلی اطلاعات دارند. مرجع مناسبی برای معرفی کتاب هستند و درک خوبی از آنچه خوانده اند دارند اما در عمل که رفتارشان را نگاه می کنی آن همه خواندن تاثیر چندانی بر عملکردشان نگذاشته است.

– گروه روشنفکر نما ها : کتاب می خوانند که بگویند ما هم بلدیم ما هم داناییم ما خیلی چیزهای دیگریم، این گروه مشخصا خودشان را گول می زنند البته می توان گفت جزو گروه عالمان بی عمل هستند.

-گروه جستجوگران پرسش ها: این گروه هدفشان از کتاب خواندن پیدا کردن پاسخ سوالاتشان در کتاب هاست نصفه خوان های خوبی هستند از هر چیزی مقداری می دانند همان طور نصفه ( خودم فکر کنم جزو این گروهم ) می دانید آخر وقتی کتابی که می خوانی به حاشیه می رود و از سوال انسان خارج می شود ادامه دادنش به نظر مفید نمی رسد. حداقل در آن زمان به خصوص.

-گروه تفننی خوان ها : این گروه هر وقت حوصله داشته باشند سری به کتاب ها می زنند و چند ورقی می خوانند ( در داستان و رمان این گونه ام )

-گروه عالمان : این افراد در انتخاب کتاب دقت نظر دارند هر چه را می خوانند خوب می خوانند و به کار می ببندند در زندگی موفق هستند برنامه مطالعاتی دارند البته این گروه خود به دو گروه تقسیم می شوند بعضی از عالمان فقط در حیطه تخصص خود مطالعه می کنند ( موجب یک بعدی شدنشان می شود ) و بعضی در چند حیطه مطالعه دارند.

روش تربیت در مدارس

در زمان تحصیل ما که این گونه بود، باید کتاب درسی را در حافظه ات ضبط می کردی یا شفاهی یا کتبی امتحان می دادی بعضی معلم ها اگر واو را جا می انداختی نمره ات را کم می کردند بنابراین من یکی که تصمیم گرفتم درسهای خواندنی را نخوانم مثلا به نشانه اعتراض فکر نمی کنم تا به امروز کسی به اعتراض من پی برده باشد همه فکر می کردند بازیگوشم البته اعتراض همراه با بازیگوشی و لجبازی بود.

خلاصه که من فکر می کنم ما یاد نگرفتیم خودمان برای خودمان خط مشی مطالعه پیدا کنیم و هدفی از خواندن برای خود ترسیم کنیم مرجع راهنمایی هم وجود ندارد که مثلا اگر من بخواهم در مورد نجوم مطالعه کنم به آن مراجعه کنم و آن جا کتابهای مناسب از سطح مقدماتی تا پیشرفته لیست شده باشند و چکیده شان نیز موجود باشد تا من حداقل دچار سردرگمی نشوم. جای چنین وب سایتی خالی است.

اگر بخواهی وارد یک موضوع شوی یا باید خودت شروع به گشتن میان انبوه کتاب ها کنی یا یک نفر مطلع را بیابی و از او راهنمایی بگیری آن هم ممکن است خیلی اشراف نداشته باشد و یا اینکه روی اینترنت بگردی و شاید وب سایتی کتاب هایی را معرفی کرده باشد.

هزینه و مکان مطالعه

اگر سری به وب سایت های آنلاین کتاب خارجی ( مثلا آمازون ) بزنیم می بینیم که قیمت کتاب در خارج کشور در مقایسه با قیمت کتاب در کشورمان بالاتر است پس فقر دلیل کم خواندن کتاب در اقشار خاصی است اکثر افراد جامعه می توانند از پس هزینه برآیند ( اگر اولویتشان یادگیری باشد ) .
در مشهد خودمان کتابخانه خیلی کم است بیشتر مساجد کتابخانه دارند و کتابخانه مرکزی هم که از کودکی بنده در حال ساخت است و هنوز فکر می کنم نیمه کاره است مشخص است که ارگان های حکومتی دغدغه خاصی نسبت به این موضوع ندارند.

چرا الویتمان یادگیری نیست؟

در حال حاضر اکثرمان این طور فکر می کنیم که باید ثروتمند شویم همه می دانیم ثروت فقط پول نیست اما بیشترمان چشممان دنبال پول است فکر می کنیم هر کسی پولدار هست حق ما را خورده است به دنبال فرصت می گردیم تا بارمان را ببندیم اما دقت نمی کنیم کسی که ثروت دانایی دارد هم به تعبیری حق ما را خورده است اگر نادان هایی نبودند تا به او نشان دهند باید چیزهای جدید بیاموزد شاید او به فکر نمی افتاد. ( این هم از همان نوع فکرهاست دیگر! )

یادگیری یک فرآیند طولانی مدت است نیازمند صرف هزینه و زمان است نیازمند تمرین است باید بتوانی خودانگیخته بدون فشار بیرونی این کار را انجام دهی و ثمره اش را شاید چندین سال بعد به دست آوری اما آن زمان بسیار لذتبخش است که بعد از کلی سختی به درجه ای می رسی که حرفی برای گفتن داری.
اگر به دانشی عشق داشته باشی یا دانشی برای رسیدن به هدفت لازم باشد با انگیزه آن را فرا خواهی گرفت باز هم به مسئله مهم داشتن هدف و پیدا کردن علایق می رسیم. آن گروه هایی را هم که ابتدا معرفی کردم بیشترشان هدفی از خواندن داشتند شاید همه شان هدف های درستی نبودند اما هدفی داشتند.

این را هم می دانم وقتی عمری مدرسه و دانشگاه می روی و می گویند این راه سعادت است اما در انتها می بینی فقط برای عده ای این راه سعادت است و تو باید کار دیگری می کردی و نکردی و حالا عقب افتاده ای چه حس بدی ایست اما چاره چیست بیشترمان همین اشتباه را به نوعی مرتکب شده ایم.

تاثیر شبکه های اجتماعی و اینترنت و دیگر رسانه ها

اینترنت ما را عادت داده است که به دنبال چیزهای سهل الوصول باشیم راحت طلبی مان بیشتر شده است ضمن اینکه خودش حالت سرگرم کننده و اعتیاد آور دارد که بیشترمان حداقل در دوره ای از زندگی تجربه اش کردیم اینکه چه اتفاقی در مغز می افتد نمی دانم اما واکنش ما این گونه است.

یک دلیل این که زیاد وقت پای اینترنت می گذاریم این است که تفریح فرحبخشی نداریم حتی بازی های رایانه ای هم همین گونه اند. همه به یک روز در هفته برای تفریح نیاز داریم اما اکثرا جمعه ها را ملال آور می گذاریم و آخر سر هم از غروب جمعه گله می کنیم گروه های دوستانه و سفر های کوتاه به اطراف شهر برای من جذاب اند و باعث می شوند کل هفته شارژ باشم هر وقت این کارها را نمی کنم بیشتر سراغ اینترنت می روم.

این را هم باید بدانیم که در یک کتاب نویسنده نقطه شروع و پایانی برای خود ترسیم کرده و می خواهد خواننده را از وضعیتی به وضعیت دیگر ببرد هدف مشخصی دارد اما در تمامی رسانه ها بیشتر از اینکه به این موضوع توجه شود هدف سرگرم کردن و پر کردن وقت مخاطب است اطلاعاتی که می دهند در حد آشنایی با موضوع است.

کتاب وسیله آموزش، کسب دانش و آگاهی و انتقال تجربه

اینکه با کتاب می شود جای دیگر انسان ها زندگی کرد، راه های رسیدن به اهداف و بن بست های زندگی دیگران را مشاهده کرد و بدون صرف هزینه و زمان گزاف تمام تجربه زندگی شخصی دیگر را بدست آورد را همه می دانیم، می دانیم یکی از راه های کسب دانش و آگاهی مطالعه است. می توانیم خود معلم خود باشیم و می توانیم طرز گفتار و کردار بزرگان تاریخ بشری را ببینیم.

کتابخوانی دیجیتال

امروزه فروشگاه های آنلاینی در کشور فعالند که می توان کتاب الکترونیک یا صوتی از آن ها خریداری کرد و از زحمت حمل کتاب به هر جا خلاص شد، به خصوص کتب صوتی که امکان استفاده از آن ها در زمان های رفت و آمد و یا کارهای روتین هست، می توانند یک راه برای بالا بردن دانش و حتی تفریح باشند. هر چند به نظر من تمرکز حواس روی کتاب معمولی بیشتر از کتاب های دیجیتالی است.

فروشگاه فیدیبو
فروشگاه طاقچه
فروشگاه نوار

دسترسی به فروشگاه ها

در خیلی از شهرها ممکن است علاقمند به کتاب موجود باشد اما کتابفروشی مناسبی وجود نداشته باشد یا کتاب مد نظر فرد قابل تهیه نباشد یا کسی فرصت مراجعه حضوری به کتابفروشی نداشته باشد فروشگاه های آنلاین زیادی در سطح کشور فعالند من دو نمونه از آن ها را می گذارم.

آدینه بوک: فروشگاه اینترنتی کتاب – خرید آنلاین کتاب
کتاب و مجلات| فروشگاه اینترنتی دیجی کالا

قبل از خرید

می توان قبل از خرید به وب سایت های گوناگون مراجعه کرد و در مورد کتاب مورد نظر اطلاعاتی به دست آورد. مثلا دو لینک زیر:

کتاب صوتی چهار میثاق

کتاب چهار میثاق اثر دون میگوئل روئیز

کتابخوانی گروهی

اگر بتوان در گروه دوستان (به طور مثال هفتگی یا ماهیانه) کتابی معرفی شود و پس از خوانده شدن به بحث گذاشته شود روش کارآمدیست تجربه اش را دارم منتها آن گروهی که عضوش بودم سلایق خیلی متفاوت بود و این برنامه ادامه پیدا نکرد. فکر می کنم در گروه های خانوادگی هم امکان پذیر باشد فقط همان بحث رغبت و سلیقه پیش می آید.

در پایان هم فکر می کنم نمی توان یک شخص را با القا کردن و بدون میل باطنی نسبت به موضوعی به کاری ترغیب کرد فقط می توان راه و روش را نشان داد و عاقبت کار را همین و بس

اگر نوشته هایم را دوست دارید یا ندارید لطفا عنوان کنید یا اگر حس می کنید از بیان مناسبی استفاده نشده است.

بیشتر بخوانیم:
رتبه واقعی ایران در مطالعه + جدول
وضعیت انتشار کتاب در دولت‌یازدهم +اینفوگرافیک
بحرانی بودن وضعیت کتاب
گزارشی از وضعیت کتاب در عصر شبکه های اجتماعی
کتاب و کتابخوانی، نگاهی به وضع تالیف و ترجمه در ایران
نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟
نگاهی اجمالی به وضعیت کتاب و کتابخوانی در جامعه اهل سنت ایران
دکتر محسن اسماعیلی- وضعیت کتاب در قانون اساسی
بررسی وضعیت کتاب و کتابخوانی در ایران – تحقیقات اطلاع‌رسانی و کتابخانه‌های عمومی

 

فکر کردن

در طول روز ذهن ما افکار زیادی را تولید می کند، این افکار می توانند مثبت بوده یا منفی یا اساسا خیالات باشند.

فکر کردن

برای تصمیم گیری و انتخاب راه و روش زندگی لازم است خوب فکر کردن را یاد بگیریم. اگر به ذهن برنامه داده نشود خودش، خودش را سر گرم می کند اما بیشتر با خیالات تا افکار مثبت و سازنده.

تصویری که گذاشتم روش هایی را برای فکر کردن پیشنهاد می دهد واقعیتش فقط بعضی هایشان را تا به حال انجام دادم نمی دانم تاثیر بقیه شان چقدر است. اما برای درست فکر کردن یک سری پیش زمینه لازم است.

درست فکر کردن

اول اینکه وقتی دلمشغولی زیادی داشته باشیم ذهنمان به هم می ریزد و با سیلی از افکار مواجه می شویم که مدام در سرمان می چرخند انگار یه عده آدم همزمان در حال صحبت کردن هستند این اتفاق استرس آور است. یک راه آرام کردن ذهن مراقبه است و همچنین برنامه ریزی کردن برای اینکه در زمان مشخص فقط به یک چیز فکر کنیم یا فقط یک کار انجام دهیم.

دوم اینکه احساسات و عواطفی داریم که حس می کنیم نادیده گرفته شده اند. مثلا در نسل ما، احساساتی مثل شکست، سرخوردگی، ناراحتی، افسردگی، خشم و… بسیار شایع هستند. دلیلش را نمی دانم اما جوانان زیادی این احساسات را دارند و کسی هم نیست که به این احساسات بپردازد و اکثر ما در وهله اول از این احساساتمان فرار می کنیم و خود را سر گرم کارهای بیهوده ای مثل وبگردی، چت، بازی کامپیوتری ، اعتیاد، سیگار و … می کنیم اما این کار باعث بدتر شدن شرایطمان می شود.

هر کس موظف است منشا احساسات منفی خود را بیابد و با فکر کردن و مطالعه و باز هم فکر کردن و گرفتن مشاوره آن ها را حل کند وگرنه این احساسات روز به روز بیشتر می شوند و دیگر فرار کردن هم جواب نمی دهد.

تجربه به من نشان داد نیمه های شب زمانی که همه خوابند یکی از بهترین زمان ها برای فکر کردن است در طول روز هم ساعات پیش از ظهر زمان بسیار مناسبی است ( اگر دو نوشته دیروزم را با بقیه مقایسه کنیم می بینیم که دیروز زودتر شروع به نوشتن کردم و پراکنده گویی در متنم زیاد است این ناشی از پراکندگی فکرم بود.)

مشورت

مشاوره گرفتن از اهل فن هر کاری یک روش عاقلانه است اما لازم است متوجه باشیم که تصمیم آخر را خودمان باید بگیریم زیرا تقلید کردن و کورکورانه پیروی کردن هم باعث شکست و ناکامی است. تصمیم گیری یک مهارت است که در مدرسه به ما آموزش داده نمی شود، درست فکر کردن نیز یک مهارت است.

باز کردن ذهن

برای اینکه ذهن بازی داشته باشیم و بتوانیم جنبه های مختلف یک موضوع را ببینیم نیاز است ابتدا نظر های مخالف خود را بپذیرم منظورم این نیست که بپذیریم قطعا صحیح هستند بلکه بپذیریم این هم دیدگاه و رویکردی است که با دیدگاه و رویکرد من متفاوت است. قطعا نقاط مشترک و متفاوتی داریم و شاید دید طرف مقابل به من نشان دهد که دید من دچار یک سری اشکالات و کج فهمی هاست و یا من این ها را به او نشان دهم.

نقد خویشتن

گاهی لازم است به صورت یک انسان دیگر به افکار خود بنگریم و افکار خود را نقد کنیم حتی خودمان را نقد کنیم ما از نقد می ترسیم اما لازمه پیشرفت نقد کردن خویش است گاهی لازم است با خود بی رحمانه رفتار کنیم سر خودمان داد بکشیم اگر خودمان این کار را نکنیم دیگرانی پیدا می شوند که این کار را می کنند و این به نظر من خیلی بدتر است.

فکر کردن به این که از زندگی چه می خواهیم و برنامه ریزی و هدف گذاری لازمه ی موفقیت در زندگی است بدون فکر کردن و صرفا تبعیت از دیگری کردن راه به جایی ندارد و این را انسان بعد از بالا رفتن سن متوجه می شود و آنگاه دیگر زمان و توان زیادی برای جبران ندارد. پیروی از دیگران کار راحتی است اما سرانجام خوبی ندارد. البته الگو قرار دادن یک نفر وقتی در ابتدای راهی بسیار مهم است اما اینکه بخواهیم عینا مثل او باشیم است که کار را خراب می کند.

*سعی می کنم از زیاده گویی پرهیز کنم اما شاید گاهی هم خیلی خلاصه بنویسم برای متوجه شدن این موضوع نیاز به بازخورد دارم.

منبع تصویر پونیشا