مبارزه ی زندگی

می دانم چند وقت است سست شدم، سر به هوا و سهل انگار شدم.

با اینکه می دانم و دیده ام که نماز چگونه می تواند دری به رویم بگشاید اما مثل کودکان می خواهم از زیرش در بروم. آری این عادت را از همان کودکی دارم چرایش را نمی دانم با اینکه می دانم این من هستم که به آن احتیاج دارم اما برایم دلیل نمی شود که اول وقت و با آداب درست بخوانمش!

مربی های یوگا همیشه می گویند نماز، سلام بر خورشید است اما خوب به نظر من که فرق هایی دارد و اینکه در روز ۵ مرتبه انجام می شود گاهی طولانی تر گاهی کوتاه تر! نمی دانم چگونه حساب کرده ای و آیا واقعا باید مثل اهل سنت در ۵ نوبت خوانده شود یا سه نوبت که ما می خوانیم درست است! من که تنبلم برایم همین مدل شیعه ها راحت تر است!

بله، من باید نماز شب هم بخوانم چند روز است که شب می خوابم و صبح بیدار می شوم حتی صدای ساعت را هم نمی شنوم! این است عبادت من!

بله، عبادت به جز خدمت خلق نیست به سجاده و تسبیح و دلق نیست اما من خدمت خاصی هم به خلق نمی کنم همین کارهای کوچکی که کرده ام را شما پذیرفته ای! از نظر خودم که خیلی جزئی بودند اما شاید تأثیراتی که گذاشته زیاد بوده که نتیجه اش این شده است!

تویی که قوت تن منی به من قوای عبادت کردن می دهی؟

نمی دانم شاید باز دارد فصل عوض می شود که حال من هم این طور می شود! چگونه است که این قدر آب و هوا روی من اثر می گذارد؟!

جدیدا این دست غیبت که به سینه ی من نامحرم می زند خیلی ناقلا شده و جوری بین فکرهایم می آید که من نمی توانم تشخیص دهم منم یا اوست! حالا باید چه کار کنم؟!

وقتی این جوری می شود احساس می کنم یک کاری کردم دارم تنبیه می شوم! تو همیشه به من لطف داشتی اما من همیشه این ترس را داشته ام البته همیشه هم در خودم اشکالی یافته ام که آگاه شدن و برطرف کردنش باعث شده بیشتر به تو نزدیک شوم اما هنوز نامحرم هستم که این جناب ابلیس در سر من رفت و آمد می کند!

و حس می کنم همه ی این مشکلات به خاطر سهل انگاری من در نماز است اگر درست ادا کنم و پشت گوش نیندازم جناب ابلیس هم دستش حداقل کمی کوتاه تر می شود ولی خیلی برایم سخت شده است. خودم سختش می کنم؟!

بالاخره طبیعت را بپذیرم و با آن نجنگم یا بجنگم؟! برای این است که پیاده روی نمی روم؟! هر چقدر بچه بودم یک جا بند نمی شدم حالا می خواهم یک گوشه بشینم! امروز اصلا فراموش کردم باشگاه بروم! الان یادم آمد!

آری نباید بگذارم حالم رو به افسردگی برود! با همه چی دارم مبارزه می کنم! نبردی در جریان است آن هم درون من.

Print Friendly, PDF & Email

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *