بایگانی دسته: معرفی کتاب

پروست چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند

ابتدا عنوان کتاب، پروست چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند. به من این گونه کتاب را معرفی می کرد که قرار است در این کتاب دگرگونی در ذهن خواننده به وقوع بپیونند اما بعد متوجه شدم که مقصود نویسنده ی کتاب آقای دو باتن این است که اگر رمان در جستجوی زمان از دست رفته را بخوانیم چه دگرگونی هایی در خواننده می تواند رخ بدهد یا در حالت کلی تر خواندن هر کتابی.

متن کتاب مانند دیگر کتاب های آقای آلن دوباتن شیرین و گیرا بود اما گاهی هم جزئیات زیادی را عنوان می کرد و البته در نهایت هم مرا متقاعد نکرد که رمان آقای پروست را بخوانم زیرا به نظرم خواندم چنین رمانی با چنین جزئیاتی وقت زیادی خواهد گرفت و البته من هم توصیفات زیاد برخی از نویسندگان را نمی پسندم. البته صرفا سلیقه ی شخصی است

این کتاب نکات جالبی در مورد چگونه دیدن زندگی و کتاب ها دارا می باشد، تنها نکته ای که در کتاب ندیدم این بود که می توان در فصل آخر این تذکر را داد که خواندن کتاب های یک نویسنده می تواند بر روی شیوه ی نویسندگی خواننده نیز اثر بگذارد. مثلا خود من، اخیرا چند کتاب از آقای دو باتن خوانده ام و فکر می کنم نوشتنم تحت تاثیر قرار گرفته است بنابراین ترجیح می دهم فعلا از ایشان نخوانم!

نکته ی پایانی در مورد کتاب های آقای دو باتن است. کتاب های آقای دو باتن دید جالبی در مورد زندگی در غرب و نظام سرمایه داری به خواننده می دهد که برایم تجربه ای دل انگیز است.

پیوند های مرتبط:

پروست چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند – یک پزشک

معرفی کتاب پروست چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند

پروست چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند – گود ریدز

زندگی عاقلانه و دیگر آثار آلبرت الیس

خلاصه ی کتاب:

دکتر آلبرت الیس یکی از برجسته ترین روانشناسان در تاریخ این علم بوده است. کتاب زندگی عاقلانه یک کتاب خودیاری است که با رویکرد انسانگرایانه به آنچه لازمه ی یک زندگی سالم است می پردازد.

در این کتاب باورها و مهارت هایی به خواننده آموزش داده می شود تا فرد نسبت به زندگی گشاده بوده و پذیرش کافی را نسبت به خود و گذشته ی خود، دیگر انسان ها و زندگی پیدا کند

تجربه ی شخصی:

این کتاب اولین کتاب خودیاری بود که خواندم و بسیار مرا تحت تأثیر قرار داد به گونه ای که چند کتاب دیگر از آقای آلبرت الیس تهیه کردم و البته چند دانه از این کتاب ها را هنوز نخوانده ام. از آن جایی که از کارهای تکراری خوشم نمی آید و نمی خواستم کتاب زندگی عاقلانه را چند بار بخوانم و می خواستم بیشتر با نویسنده آشنا شوم این کار را کردم و قتی متوجه شدم که باورهایم تغییر کرده است و به قول معروف این باورها ملکه ی ذهنم شده اند و جایگزین باورهای قدیمی اشتباه شده اند خواندن کتاب های ایشان را متوقف کردم.

با این وجود امروز که دوباره کتاب را ورق می زدم به این نتیجه رسیدم که شاید خوب باشد در آینده با دیدی که متفاوت از دید آن زمان است دوباره این زندگی عاقلانه را بخوانم.

من همیشه فکر می کردم زندگی یک مبارزه است و باید برای رسیدن به خواسته ها و آرزوهایم تمام تلاشم را انجام دهم و با آن چیزهایی که باب میلم نیست بجنگم حال یا نابودشان کنم یا تسلیم شوند یا اصلاح شوند. مفهوم پذیرش برایم به معنای تسلیم شدن و شکست خوردن بود.

کتاب زندگی عاقلانه به من فهماند که معنای اشتباهی از پذیرش در ذهن من وجود دارد. پذیرش یعنی قبول کردن، یعنی مقاوت نکردن در برابر شرایط یا اشخاص یا خود و گذشته خود. پذیرش به معنای تسلیم شدن و از تلاش ایستادن نیست. پذیرش یعنی قبول کردن و سپس راه چاره یافتن، راهی که تغییری ایجاد کند و بتوان امور را اصلاح کرد.

پیوند های مرتبط:

زندگی عاقلانه – تبیان

زندگی عاقلانه – گودریدز

زندگی عاقلانه – بخش های کوتاه

زندگی آلبرت الیس

کتاب های بیشتر:

کتاب با آلبرت الیس مشاوره کنید

کتاب های آلبرت الیس – انتشارات رسا

زندگی عاقلانه: بازنویسی دیدگاه آلبرت الیس برای جامعه ایرانی

شغل مورد علاقه

کتاب شغل مورد علاقه اثر آلن دوباتن از مجموعه ی مدرسه ی زندگی توسط نشر کتاب سرای نیک به چاپ رسیده است.

خلاصه ی کتاب:

در این کتاب ابتدا به موانعی که برای هدفمند شدن وجود دارد پرداخته می شود و سپس به جنبه های لذت بخش کار و شناخت علایق پرداخته می شود و در فصل بعد موانعی که در سر راه وجود دارند بررسی می شوند و در فصل پایانی نکته هایی جالب توجه بیان می شوند که واقع بینی خواننده را بیشتر می کند.

در سراسر کتاب، تمرین هایی برای خودشناسی وجود دارد که انجام این تمرین ها باعث می شود به شناخت در مورد خود، علایق خود و اولویت هایمان برسیم.

تجربه ی شخصی:

بعضی از تمرین ها نکات جالبی را در مورد خودم به من نشان داد که برایم بسیار جالب بود این تمرین ها تنها در پیدا کردن شغل کاربرد ندارند بلکه باعث می شوند متوجه شویم چه چیزهایی موجب بروز صفاتی در من می شود و پشت علایق من چه چیزهایی پنهان است.

کتاب شغل مورد علاقه به من نشان داد که هنوز هم مهندسی نرم افزار می تواند یکی از بهترین مشاغلی باشد که می توانم انتخابش کنم اما هنوز می خواهم بیشتر بیاموزم بعد به دنبال پیدا کردن یک شغل تمام وقت بروم.

فصل پایانی کتاب به نظرم واقعیت های جالبی را در مورد عصرمان و بشر بیان می کرد می توانم بگویم بسیاری از مطالب گفته شده را عملا تجربه کرده ام و برایم خاطراتی را زنده می کرد.

پیوند های مرتبط:

کتابی که مناسب‌ترین شغل را برای شما انتخاب می‌کند

انسان در جستجوی معنی

انسان در جستجوی معنی یا انسان در جستجوی معنا نام کتابی است که توسط دکتر ویکتور فرانکل روانپزشک نوشته شده است.

خلاصه ی کتاب:

دکتر ویکتور فرانکل یک روانپزشک اتریشی است که در حین جنگ جهانی دوم توسط نازی ها اسیر شده و به دلیل یهودی بودن به اردوگاه کار اجباری فرستاده می شود. ایشان خاطرات و تجربیات خود را از زندگی در این اردوگاه را در بخش اول این کتاب بیان می کند. زندگی در اردوگاه های کار اجباری در وضعیتی غیر انسانی باعث می شود ایشان به روشی به نام معنا درمانی در روانشناسی برسند.

نظریه ی معنا درمانی، به طور خلاصه بیان می کند که اگر فردی در زندگی خود معنایی داشته باشد مثلا معنای زندگی اش فرزندش، همسرش، شغلش و … باشد این فرد در سختی های زندگی تاب می آورد و امید خود را از دست نمی دهد. در بخش دوم کتاب نویسنده به بیان این روش می پردازد.

تجربه ی شخصی:

این کتاب جزو اولین کتاب هایی بود که بعد از چند سال که کتاب غیر درسی نمی خواندم در جستجویی که در اینترنت داشتم پیدا کردم و ابتدا نسخه ی الکترونیک آن را دانلود کردم و خواندم، اما پس از آن، نسخه ی چاپی اش را هم تهیه کردم.

به نظرم کتاب بسیار جالب توجهی است چه از لحاظ داستانی چه از لحاظ رویکرد درمانی که دارد است.

در آن موقع زندگی برایم سخت شده بود و می توانم بگویم بی معنی شده بود و سوالی که برایم به وجود آمده بود این بود که معنای زندگی ام چیست؟ و صرفا به خاطر همین سوال این کتاب را انتخاب کردم.

وقتی کتاب را می خواندم و وضعی که عده ای انسان برای عده ای دیگر درست کرده بودند را تصور می کردم و خودم را در شرایطی که عده ای آن را تحمل کرده بودند و توانسته بودند پشت سر بگذارند فرض می کردم، دچار شرم و خجالت شدم، دیدم که وضعیت من در مقابل این افراد غیر قابل مقایسه است و اگر آن ها توانسته اند برای ادامه ی زندگی خود مبارزه کنند چرا من نتوانم؟

این کتاب من را به علم روانشناسی علاقمند کرد و به این نتیجه رسیدم این علم می تواند به من در زندگی کمک کند و نیاز است اطلاعات خودم را درباره ی روانشناسی بیشتر کنم.

شدت بی رحمی انسان ها به یکدیگر در این کتاب به خوبی به تصویر کشیده شده است و این که چگونه انسان ها می توانند برای یکدیگر بدون احساس عذاب وجدان، مشکلات به وجود آورند و این که چگونه شرایط می تواند انسان ها را بی حس و بی تفاوت کند و خیلی مطالب دیگر که این کتاب به زیبایی به تصویر کشیده است.

پیوند های مرتبط:

انسان در جستجوی معنی – کافه بوک

قاضی و جلادش، سوءظن، قول

سه کتاب قاضی و جلادش، سوءظن و قول را چند ماه پیش خواندم. من معمولا در خواندن داستان و رمان بسیار کند هستم و هر داستانی هم جذبم نمی کند اما این سه داستان به نظرم واقعا شاهکار بودند. به خصوص قول البته آخرش شاید می شد بهتر تمام شود.

آقای فریدریش دورنمات نویسنده این کتاب ها به نظرم انسان جالبی بوده است و من پیشنهاد می کنم این کتاب ها را به خصوص افرادی که داستان های کارآگاهی و ماجراجویانه را دوست دارند حتما بخوانند.

وقتی این کتاب ها را می خواندم حس کنجکاوی و ترس مرا فراگرفته بود هر کدامشان را در یک روز خواندم نمی توانستم کتاب را رها کنم.

داستان ها به نوعی تازه هستند و با سبکی که معمولا نویسندگان داستان های کارآگاهی انگلیسی می نوشته اند متفاوت است و همین جدید بودن سبک داستان ها باعث جذابیت بیشتر کتاب می شود.

پیوند های مرتبط:

قاضی و جلادش

سوءظن

قول

عشق، کار و منزلت در عصر مدرن

خلاصه کتاب:

کتاب عشق، کار و منزلت در عصر مدرن، مجموعه ای مقاله در مورد عشق رمانتیک و مشکلاتی که به وجود می آورد. منزلت ما و اضطرابی که از منزلت شغلی خود داریم، رسانه ها و نحوه ی استفاده از آن ها، هنر و طراحی و معماری مدرن است. کتاب بسیار خوش خوان، آموزنده و سرگرم کننده است که به قلم آقای آلن دو باتن فیلسوف به تحریر در آمده است.

تجربه شخصی:

کتاب کم حجم و گیراست، هر قسمتش انسان را به خاطراتش می برد یا اتفاقاتی که دوستان و اطرافیان نقل کرده اند.

در مورد عشق و طرز تلقی که ما از آن داریم و توقعی که داریم بسیار زیبا صحبت کرده است برایم جذاب بود و راهکارهای ایشان به نظرم کاملا درست و منطقی بود. البته من با نگاه کردن به چشم بچه به دیگران مشکل دارم زیرا یک بچه قبول می کند که نابالغ است و به توصیه های دیگران گوش می کند اما یک فردی که خود را بالغ و عاقل می داند و کارهایش کودکانه است را نمی توان توجیه کرد او مصرانه سر اعمال و رفتار و گفتار اشتباهش می ایستد!

اینکه رسانه ها و اخبار را چطور دنبال کنیم و آنچه پیگیری می کنیم در خودشناسی خودمان به ما کمک می کند برایم جالب بود و موافقم و مرا به تأمل وا داشت.

اینکه دیگران امروزه ما را از روی موقعیت و شغلمان قضاوت می کنند هم کاملا درست است و کسی که مثل من بیکار است همیشه احساس می کند دیگران به چشم یک مفت خور به او می نگرند. کسی که نمی داند چه می خواهد یا نمی داند چه کار می کند.

اما هنر چگونه برای تبلیغ فرهنگ قابل استفاده است و اینکه ما می توانیم هنر و فناوری و فلسفه را با هم مخلوط کرده و برای تبلیغ فرهنگ و انسانیت از آن استفاده کنیم به نظرم ایده ی عالی است و بسیار بشر امروز به آن احتیاج دارد.

در مورد اینکه طراحی و هنر و معماری چه تأثیری بر روان ما دارد هم یک تجربه دارم شرکتی که چند سال پیش در آن کار می کردم ساختمان مدرنی داشت اولش برایم واقعا جذاب بود در چنین ساختمانی کار کنم ساختمانی فلزی با نمایی شیشه ای، اما بعد از مدتی این ساختمان برایم عذاب آور بود به خودم می گفتم این ساختمان روح ندارد. به نظرم از معماری ایرانی که ما به آن عادت کردیم تهی بود در نتیجه بعد از مدتی دیگر نه تنها جذاب نبود بلکه باعث می شد روح و روانم خورده شود.

به نظرم تحقیق در مورد تأثیر معماری روی روان کارکنان و ساکنان ساختمان ها در جامعه ی ما که امروز با ورود طراحی و معماری مدرن دستخوش تغییر شده است جای کار زیادی دارد.

پیوند های مرتبط:

https://www.goodreads.com/book/show/40246256

مدرسه زندگی فارسی

مدرسه زندگی


پر

خلاصه کتاب:

این کتاب داستان زندگی یک مرد میانسال است که در شرکت بیمه کار می کند، همسر و یک دختر دارد اما روزی به سراغ خانم جوان یکی از مشتری های بیمه می رود که تازه فوت شده و عاشق این خانم می شود و یک رابطه پنهانی را با این خانم برقرار می کند که منجر به زندان افتادن و خود کشی این فرد می شود. بیشتر داستان را لو نمی دهم.

تجربه شخصی:

اوایل کتاب بسیار برایم خسته کننده بود اما از اواسطش داستان جالب شد می خواستم ببینم فرجامشان چه خواهد شد البته می توانم بگویم از نظر من فرجام داستان تخیلی و دور از واقعیت بود به هر صورت سرگرم کننده بود.

از نظر دیگری هم داستان برایم جالب بود این که بفهمم چگونه می شود که تعدادی از مردان و زنان میانسال که در ظاهر زندگی مرتبی دارند دست به کارهای غیر منطقی می زنند.

میانسالی دوره ای است که ممکن است انسان ها به پوچی برسند یکی فکر می کند عشق جدیدی بیابد حالش خوب می شود، یکی فکر می کند شغل جدید است که به او کمک می کند، یکی فکر می کند اگر یک کوله بردارد به دور جهان بگردد حالش خوب می شود و …

می توانم بگویم تمام این افراد هم درست فکر می کنند هم اشتباه آن چیزی که باعث می شود انسان به پوچی برسد نشناختن خود و ندانستن جایگاهش در دنیا است. تمام افراد بعد از رسیدن به آنچه فکر می کردند برایشان حال خوش می آورد بعد از مدتی همان احساس پوچی را دوباره تجربه می کنند زیرا آنچه که باید به دنبالش باشند خودشان هست باید در درون به دنبال حال خوب بگردی نه در بیرون.

من هم در ۲۴ سالگی وقتی که در حال تحصیل در دوران کارشناسی ارشد بودم و شاغل هم بودم به پوچی رسیدم دچار یک بحران شدم نمی دانم اینکه اسمش را بحران میانسالی بگذاریم درست است یا نه اما بحرانی بود که باعث شد مطالعاتم را در حوزه های روانشناسی و خودشناسی زیاد کنم و عمل کردن به رهیافت های بزرگان را جدی بگیرم.

https://www.goodreads.com/book/show/951895._