زندگی

زندگی این خیزش رو به سوی آرزوهازندگی این رویای شیرین پوچزندگی این نوسان دوست داشتن و دوست نداشتنزندگی این تلاش بی پایاناین ناتمام تمام شدنیچه سخت و سنگین می گذردچگونه این طور بر سرم آوار می شود؟و من هیچ تکانی نمی توانم بخورمهیچ واکنشی نمی توانم نشان دهممانند یک بچه خرگوش وقتی لانه یی که … ادامه

آی آدم ها

آی آدم ها شما بد نبودید، فقط نمی توانستید مهربان باشید.این قدر درمانده بودید که نمی توانستید شادی دیگران را تحمل کنید.باید بدانید، باید بدانید که یک گنج محبت را از دست دادید.باید بدانید باز هم به خودتان ظلم کردید.باید بدانید هر چه به سرتان می آید از دست خودتان است.زیرا خوبی را، زیرا خدا … ادامه

پرتو درمانی با حافظ شیرازی

مطب طبیب نامدار خواجه حافظ شیرازی به صورت شبانه روزی و هفت روز هفته در خدمت شماست. اگر دلشکسته هستید به حافظ مراجعه نمایید. اگر ناامید هستید به حافظ مراجعه کنید. اگر دلمرده هستید به حافظ مراجعه کنید. اگر از تنهایی رنج می برید به حافظ مراجعه نمایید. اگر به دنبال مرهم برای زخم هایتان … ادامه

سولاریوم تحت انوار مولانا

رابطه ی من با مولانا مولانا کسی است که به من یاد داد به جای اینکه از خدا فقط ترسید می شود عاشقش بود، می شود با خدا رقصید، می شود خدا را همه جا دید. دانش آموز راهنمایی بودم که با اشعارش آشنا شدم و آن زمان در حد فهمم از اشعارش می فهمیدم. … ادامه

یک جمعه ی ناامیدانه

امروز جمعه است می خواستم به حرم بروم برای نماز جمعه اما خوب بروم چه کار؟! وقتی در نماز جمعه مسلمانان را به مقابله و مبارزه با کل دنیا دعوت می کنند! خیلی از جوانان امروز که از خانواده های مسلمان هستند از اسلام گریزان هستند ما این اسلام که سر یک نفر بی دفاع … ادامه

دوباره باران

دوباره باریدیصدایش را دوست دارمصدای قطرات باران صدای رعد از آن بالاهاراستی چه می گویی این طور رعدآسا؟! ای کاش زبانت را می دانستمزبانت را به من یاد می دهی؟ می دانم درونم هنوز آن قدر بزرگ نشده استبزرگم می کنی آن قدر که زبانت را بفهمم؟

باران شوق

نم نم باران می باردیعنی این ها اشک های توست؟!دلم می خواهد اشک های شوق تو باشد. راستی چرا دیگر چشمانم نمی بارند؟!چه کرده ام که از من نا امید شده ای؟!نا امید شده ای؟ نمی دانم اما در سینه ام تو را حس می کنمای عزیزم، ای جانم، ای تمام وجودم

ای آسمان

آسمان ای خالص ترینوقتی آبی می شوی رنگ دوستی می شوی.وقتی شب می شوی، در آن بی صدایی انگار ستاره هایت حرف می زنند. آسمان دستم را بگیرآسمان دستم را بگیر و مرا به خورشید ببر.به آن شعله ی داغ و سوزانبه آن جذاب ترین کره ی کامل جوشان من تنها مانده ام، تنها در … ادامه

باغبانا

باغبانا گر تو را،گر تو را،گر تو را یادی از ما کنی چه باشد؟باغبانا تو یگانه ای، تو دردانه ای! تو کیستی که باغ زندگانی را این طور می رویانی و پرورش می دهی؟!آفتاب را تو می گردانی تا به اندازه بتابد.باران را به موقع می فرستی آن زمان که گیاهان باغت تشنه اند. گل … ادامه

به عبارت آفتاب

کتاب به عبارت آفتاب، جستجویی در زندگی، تجربه ها و آموزه های مولانا به قلم دکتر محمد جواد اعتمادی نوشته شده است. این کتاب به زبانی امروزی به زندگی و بینش مولانا می پردازد. زبان نویسنده بسیار شیوا و دلنشین است و حاکی از ارتباط قلبی با مولانا می باشد و خواننده را به مطالعه … ادامه