با خالق هستی

کتاب با خالق هستی، کتابی کوچک است اما سطر به سطر آن خواندنی است به طوری که بر دل می نشیند و انسان را به فکر فرو می برد.

این کتاب هفت فصل دارد که به ترتیب: «چرا انسان های نیک، رنج می برند؟»، «چگونه بر مشکلات غلبه کنیم؟»، «دعا کردن را به من بیاموز!»، «چگونه سعادتمند باشیم؟»، «چگونه بر ترس غلبه کنیم؟»، «مراقبه» و «نجواها» می باشند.

تجربه شخصی:

همین طور که می دانیم از کودکی ما را از خدا ترسانده اند، ترساندنی که باعث وحشت ما از خدا شده است به ما گفته اند « چوب خدا صدا نداره وقتی بخوره دوا نداره » و این ترس و وحشت در وجود ما رسوخ کرده است و پیامدش نفرت بوده است. نفرت نسبت به خدا، نفرت نسبت به دین، نفرت نسبت به فرستادگان خدا و … .

این که از خدا حساب ببریم و بدانیم که بر تمام امور غلبه دارد جای خودش است نمی توان اقتدار خداوندی را انکار کرد اما این ترس کجا و آن ترس کجا!

من با خواندن این کتاب حظ کردم بهترین واژه همین است با نویسنده کتاب موافق هستم. خداوند عشق است و محبت و ایمان دارم روزی بشر دیر یا زود به صلح و محبت می رسد.

نکته جالبی که در مورد آقای واسوانی نویسنده این کتاب وجود دارد این است که ظواهر ادیان را کنار گذاشته اند و به عمق آن ها رفته اند و در آن جا توانسته اند اشتراکات بسیار زیادی که تمام ادیان با هم دارند را بیابند و در کتاب هایشان این موارد را ذکر کرده اند. مرا به یاد یک بیت از حافظ می اندازند.

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

منظور از هفتاد و دو ملت، ۷۲ فرقه ی مذهب شیعه هستند که هر کدام پیشوایان و قواعد خاص خود را دارند اما این را می توان به جنگ ادیان و مذاهب مختلف در تاریخ بشر نیز تعمیم داد.

می توانید نسخه الکترونیک این کتاب را نیز از اینجا تهیه کنید.

هنر برقراری ارتباط

کتاب هنر برقراری ارتباط به ما شیوه ای مبتنی بر تنفس آگاهانه، دقیق گوش کردن، افکار، گفتار و کردار محبت آمیز را برای ارتباط با خود و کل جهان آموزش می دهد.

نویسنده ی این کتاب، یک راهب بودایی ذن و فعال صلح است که آموزه های خود را برای یک ارتباط سازنده در این کتاب بیان کرده است.

به نظر من هر فصل این کتاب کوچک خودش یک کتاب است و می توان بر اساسشان بسیار نوشت و ای کاش در کتاب مثال های بیشتری از موقعیت های متفاوت آورده می شد تا آموزه های کتاب در ذهن خواننده جا بیفتد.

این کتاب از آن کتاب هاست که باید چند بار خوانده شود، روی مطالبش فکر شود، و تمرین شود به نظرم بسیار سودمند خواهد بود.

من با خواندن این کتاب فهمیدم هنوز در اول راه هستم و هنوز جای زیادی برای رشد دارم و هنوز باید روی ارتباط با خودم بیشتر کار کنم.

سپاس از خداوند مهربان و بندگان مهربانش

بیشتر بخوانیم:

«هنر برقراری ارتباط» در کتاب مشهورترین راهب بودایی

معرفی کتاب: «هنر برقراری ارتباط»، نوشته تیچ نات هان

تا سرای او

کتاب تا سرای او در مورد مراقبه و چگونگی نیایش کردن با خداوند کریم است. این کتاب به خواننده روش عشق ورزیدن به خداوند و تمامی دنیا را نشان می دهد.

امروز این کتاب را خواندم و این قدر انرژی مثبت از این کتاب گرفتم که حالم دگرگون شد کاملا مشخص است نویسنده کتاب آقای واسوانی این کتاب را با عشق نوشته است.

دوست داشتم حس خوبم را با دیگران به اشتراک بگذارم برای همین این نوشته را نوشتم امیدوارم این کتاب برای دیگر خوانندگان دری به سوی معنویت بگشاید.

در پایان کتاب، دیگر کتاب های این نویسنده معرفی شده است که دوست دارم آن ها را هم بخوانم زیرا یک حس لطیف در کلام ایشان احساس می کنم که تا به حال از نویسنده ی دیگری دریافت نکرده بودم.

من مدتی است هر روز مراقبه و تمرینات تنفس می کنم و تاثیر مثبتشان را در خودم می بینم بسیار شگفت انگیز است که این اعمال ساده که اتلاف وقت به نظر می رسند این طور باعث دگرگونی در ذهن و یدن می شود طوری که من که همیشه موقع نشستن قوز می کردم الان کاملا صاف نشسته ام و تایپ می کنم.

البته امروز روز خوب من است روزهایی هم داشته ام که ذهنم مدام به این سو و آن سو می رفته است و من تمریناتم را ادامه دادم و حالم بهتر شد البته فکر می کنم این آشفتگی ذهن و آرام گرفتش مدتی همین طور ادامه داشته باشد تا روزی که به سکوت ذهن برسم.

این کتاب را روی میز می گذارم تا هر چند وقت یک بار دوباره مرورش کنم از آن کتاب هاست که باید چند بار خوانده شود تا نیروی دوباره ای به انسان دهد.

سکون سخن می گوید

سال پیش کتاب های نیروی حال و زمینی نو را در یک نوشته ام معرفی کرده بودم. (اینجا)

حال کتاب دیگری را می خواهم معرفی کنم که چند بار خوانده امش و هر بار که می خوانم مطالب جدیدی از آن دریافت می کنم قبلا این حالت را با دیوان حافظ داشتم نام کتاب سکون سخن می گوید.

در پیشگفتار این کتاب گفته شده است سبک نوشتار این کتاب به گونه ی سوتراهای هند باستان است اما حالت بیان کاملا مرا به یاد بسیاری از اشعار حافظ می اندازد.

کتاب را می توانم خلاصه ی آن دو کتاب دیگر دانست که به صورت مختصر راه روشن بینی را جلوی پای انسان باز می کند.

نمی توان گفت این مطالب علمی است اما اگر مدتی امتحانشان کنیم در خواهیم یافت که آنچه در کتاب گفته شده درست است و فقط با تجربه کردن می توان درستی این مطالب را اثبات کرد.

تجربه شخصی

من معمولا هر وقت حالم گرفته می شود سراغ کتاب هایی چون دیوان حافظ یا کلیات شمس تبریزی می روم اما چندی است که این کتاب هم به انتخاب هایم افزوده شده است.

اتفاقا این هفته یک اتفاقی افتاد که کلی خاطرات از گذشته های دور را زنده کرد و من به سراغ این کتاب رفتم دقیقا هم نشانک بین کتاب اول فصل رابطه بود و خوب من با خواندن این فصل هم مطالب جدید دریافت کردم هم آموزه های گذشته برایم یادآوری شد و آرام گرفتم.

خوب نفسانیت من زیاد است از طرفی همیشه بین آدم هایی بوده ام که نفس آن ها فربه بوده است و البته معمولا هم نخواسته ام با زور و خشونت مثل آن ها کار خودم را پیش ببرم بنابراین تنها پناه من کتاب بوده است. این کتاب ها لحظه ای من را از خودم و نفس دیگران دور می کنند و به جهانی پر از آرامش می برند.

فقط به نظرم این اصرار بیش از حد نویسنده آقای اکهارت تول روی زیستن در لحظه ی حال و دانستن اینکه تنها راه یا بهترین راه برقراری صلح در زمین زیستن در لحظه ی حال است به نظرم غیر منطقی می آید.

تجربه به من ثابت کرده است وقتی یک نفر جواب تمام سوالات را در یک چیز می داند جایی در ذهنش دچار بستگی است و خوب برای رها شدن از بسته بودن ذهن تنها راه حل انجام کارهایی است که تا به حال انجام نداده ایم یا رفتن به جاهایی که تا به حال نرفته ایم یا بهتر بگویم هر چه سعی کرده ایم، از آن فرار کنیم یا فاصله بگیریم.

حمایت از کودک درون

کتاب حمایت از کودک درون شامل ۳۶۵ عنوان است که هر عنوان برای یک روز از سال تهیه شده است.

در نسخه اصلی شروع عناوین از اول ژانویه است اما در نسخه ترجمه شده عناوین از اول فروردین شروع شده است.

خواننده باید هر روز یک صفحه را بخواند و احساسی که به او دست می دهد را در پایین صفحه یادداشت کند همچنین افکاری که در مورد متن به نظرش می آید و کاربرد عملی باوری که در متن در مورد آن احساس ناخوشایند نوشته شده است را نیز یادداشت می نماید.

تجربه شخصی:

من تا الان به ۱۶ فروردین رسیده ام به نظرم همین که هر روز یک احساس ناخوشایند در من ایجاد می کند و من هم آن را مشاهده می کنم و می پذیرم خیلی کمک کننده به خودشناسی من است. من قبلا احساسات منفی را سرکوب می کردم یا نادیده می گرفتم مدتی است که فهمیده ام این کارها باعث می شود عمق این احساسات بیشتر شود.

البته تا الان بعضی از عناوین بوده اند که من چنین احساساتی را تجربه نکرده بودم و خوب جای شکرش باقی است.

فکر می کنم پیش نیاز این کتاب همین است که مدتی همه چیز را درست و نادرست نکنیم، قضاوت را کنار بگذاریم، مقایسه نکنیم، از تفسیر و تعبیر کردن پدیده ها درست برداریم چون که ممکن است باورهای مثبتی که در پایان هر صفحه نوشته شده است هم درست نباشند.

بعضی از باورهای مثبتی که در کتاب ارائه شده است را زندگی به من ثابت کرده است اما آن های دیگر را نمی دانم اما به نظر منطقی می رسند.

در پایان هم باید بگویم این کتاب فقط زخم های دوران کودکی را مطرح نمی کند بلکه زخم های نوجوانی را هم در بر دارد و برای هر انسان بالغی خواندن این کتاب واجب است تا خودش را بهتر بشناسد.

همه جاده ها از ما آغاز می شوند

کتاب همه جاده ها از ما آغاز می شوند در مورد ایجاد تغییر در زندگی است و به این نکته اشاره دارد به جای ایجاد تغییرات در بیرون از خودمان در درونمانمان تغییر ایجاد کنیم تا احساس خشنودی و رضایت در ما به وجود آید.

این کتاب به ما آموزش می دهد چطور مثبت تر فکر کنیم و چطور برنامه ریزی ریزی کنیم تا موفق شویم.

رویکرد روانشناختی این کتاب واقعیت درمانی و تئوری انتخاب است که مبنای آن وضعیت روی حالت کنونی فرد است و این که چگونه می توان این وضعیت را بهبود داد.

برای من کتاب مفیدی بود من در برنامه ریزی همیشه شکست می خورم و این کتاب به من آموخت خودگویه های من و ایمان من به کاری که می کنم باعث می شود شکست بخورم و باید منفی بافی های ذهنم را با باورهای مثبت عوض کنم.

در مجموع می توان گفت این کتاب برای افرادی که از زندگی فعلی خود احساس خشنودی و رضایت ندارند کاربردی است.

این کتاب می خواهد ما مسئولیت زندگی خود را به دست بگیریم و زندگی شادمان، غنی و پر باری داشته باشیم.

ملت ایران

متاسفانه در چند هفته اخیر اتفاقات ناخوشایندی در کشورمان روی داده است که هر چه هم بخواهیم بگوییم حال و هوایمان جوری است که امکانش نیست.

واقعا چه باید گفت؟! چه می شود گفت؟!

فقط می توان گفت که در شرایط فعلی بدون رهبری برای اعتراضات و سازماندهی مشخص افراد نمی توان امیدی به تغییر اوضاع داشت فقط عده ای کشته خواهند شد یا بازداشت و زخمی.

خوب همین طور که بخواهیم بدون برنامه ریزی یک دفعه تصمیم بگیریم و بگوییم برویم تا ببینیم چه می شود، این طور می شود!

ما ملتی هستیم که یک شبه تصمیم می گیریم و عمل می کنیم و بعد هم می گوییم چرا این طور شد؟!

متاسفانه ملت ایران از طرفی زیر فشار نظام حاکم است، از طرفی زیر فشار اقتصادی توسط آمریکا است و از طرفی درگیر مشکلات فرهنگی و اجتماعی است که معلوم نیست چقدرش به خاطر بی تدبیری مدیران کشور است چقدرش یادگیری نقاط منفی فرهنگ غربی، چقدرش به پیشینه ی فرهنگی و اجتماعی خودمان بر می گردد.

این چند روز سعی کردم کتاب بخوانم بلکه حالم بهتر شود رمان بی کتابی را شروع کردم داستانی که در مورد یک دلال عتیقه جات است و در زمان به توپ بسته شدن مجلس رخ داده است نمی دانم چقدر داستان واقعی است و چقدر تخیل نویسنده اما به نظرم فرهنگ بخش زیادی از مردم ایران را نشان می دهد.

در روزگار گذشته ایرانیان اغلب روستانشین بودند و ساده می زیستند اما حال اکثرمان شهر نشین شدیم و تحت تاثیر فرهنگ اشتباه شهر نشینان ایران اکثر مردم کارهایی را می کنند که شاید دوست هم نداشته باشند اما برای اینکه در شهر دوام بیاورند مجبور به انجامش هستند.

من خود هم روزگاری هر چند کم مجبور به انجام این زرنگی ها شده ام بعد هم پشیمان به درگاه خداوند توبه کردم آخر زندگی این طور خیلی تلخ و دشوار است دیگر اعتماد کردن به دیگران مشکل می شود و همه اش باید گوش به زنگ باشی و با یک ترس زندگی می کنی.

هر چه خداوند بخواهد برای ملت ایران رخ خواهد داد امیداوارم خداوند بر ما نظر کند تا از این اوضاعی که به آن گرفتار شده ایم در بیاییم. آمین.

روانشناسی عزت نفس

کتاب روانشناسی عزت نفس یک کتاب کاربردی به زبان ساده است که در مورد چیستی عزت نفس و عوامل درونی و بیرونی موثر بر عزت نفس بحث می کند.

این کتاب شامل تمریناتی نیز هست که انجام آن ها باعث بالا رفتن عزت نفس می شود.

این کتاب توسط روانشناس آمریکایی، ناتانیل براندن نوشته شده است و آقای مهدی قراچه داغی ترجمه اش نموده اند.

بخش هایی از کتاب:

عزت نفس از دو بخش با هم مرتبط تشکیل می شود. یکی داشتن احساس اطمینان در برخورد با چالش های زندگی: باور خودتوانمندی و دیگری احساس داشتن صلاحیت برای خوشبخت شدن: احترام به خود یا حرمت نفس.

شش رکن مهم عزت نفس:

  • زندگی آگاهانه
  • خودپذیری
  • مسئولیت در قبال خود
  • قاطعیت و ابراز وجود
  • زندگی هدفمند
  • انسجام و یکپارچگی

بیشتر بخوانیم:

روانشناسی عزت نفس – نشر نخستین

قوم کرد

چند روز است ارتش ترکیه به شمال شرقی سوریه و گروه های کرد حمله کرده است و جنگی جدید رخ داده است جنگی نامش چشمه صلح است!

نمی دانم آقای اردوغان و دیگر اشخاصی که در دولت ترکیه کار می کنند چه نیتی از این جنگ دارند.

نمی دانم مردم ترکیه به این جنگ راضی هستند یا نه!

نمی دانم چطور می شود که دولتی که خود را حافظ ثبات جهان می داند روزی با گروهی متحد می شود و روزی دیگر ناگهان پشت آن ها را خالی می کند!

بعد می گویند چرا می گویی سیاست کثیف است؟! چرا می گویی از سیاست متنفرم؟!

برای ما که ظاهرا فارس هستیم کردها به صورت اقوامی که به خون ما تشنه اند نمایش داده شده اند طبیعت کردستان ایران بسیار زیباست و من چند بار خواسته ام برای گردش به آن جا بروم اما هر بار اطرافیان به من گفته اند سرت را می برند! البته من می دانم الان امنیت آن منطقه بالاست و با اوایل انقلاب متفاوت است اما همان پیش زمینه های فکری هنوز بین فارس ها هست.

دانشجوی ارشد که بودم یک هم خوابگاهی داشتم که اهل کرمانشاه بود و خوب کرد بود اما خودش می گفت کردهای سنندج ما را کرد نمی دانند از نظر آن ها نژاد کرمانشاهی ها خالص نیست!

نمی دانم آیا باز هم بین این قوم چنین طرز فکرهایی وجود دارد یا نه اما من از دور که می بینمشان به نظرم آدم های با حالی هستند قدرتمندند، پر شورند و با معرفت هستند.

هنرمندان کرد ایرانی به خصوص موسیقی دانانشان هم در ایران بسیار پر طرفدار هستند آقایان ناظری، کلهر، پور ناظری و … .

حکومت ایران فقط بر سر اختلافات قومی با کردها مشکل ندارد کردها اکثرا اهل سنت هستند و خوب حکومت ایرانم که شیعه است و خوب این دعوای مسخره ی شیعه و سنی هم که انگار تمامی ندارد و سیاست حکومت ایران این است که اهل سنت را حال در هر کجای ایران در فقر نگه دارد تا خیال شورش به سرشان نزند!

می دانیم که مردم کرد ایران این قدر در فقر و بیکاری هستند که حاضر هستند اجناس را از کشورهای همسایه غربی ایران بر دوش بگذارند و قاچاق کنند و از میان کوه و رودخانه به داخل ایران حمل کنند.

البته من هم مقصرم که دنبال جنس ارزان قیمت می روم جنس قاچاق را می خرم اگر بازار فروشی در ایران نبود این افراد هم ایران کار را نمی کردند.

برگردیم سر جنگ ترکیه با گروه های کرد، کرد ها در سه کشور سوریه، ترکیه ، عراق و ایران پخش هستند و همیشه آرزو داشتند یک حکومت مستقل داشته باشند و همه یشان در اتحاد کنار هم باشند ( تا جایی که من می دانم ). همیشه دست به تفنگ به ما نشانشان دادند..

حکومت ها همیشه از ترس و ناامنی استفاده می کنند تا بین مردم تفرقه بیندازند تا گروهی را قومی را بد جلوه دهند تا رفتار خودشان را با آن ها توجیه کنند. اما آیا از روز اول آیا این افراد دست به اصلحه بودند؟

به نظر من اگر حرف کسی شنیده شود هیچ وقت دست به خشونت نمی زند تا دیده شود تا حقش را بگیرد وقتی کسانی هستند که حق دیگران را پایمال می کنند و کسی هم صدایش در نمی آید پایمال کنندگان روز به روز به خود جرأت بیشتر می دهند تا حق کسان دیگر را نیز پایمال کنند تا فشار بیشتری به افراد زیر دستشان بیاورند.

ممکن است بگویید ما چه کاری می توانیم بکنیم؟ من هم همین را به خودم گفته ام اما خوب می دانید چرا این طور است چون بین ستمدیدگان اتحاد نیست هر کسی ساز خودش را می زند سنندجی به کرمانشاهی می گوید تو کرد نیستی! و …

نمی دانم هیچ جای به اندازه خاورمیانه در جهان هست که مردم این قدر به هویت خود ببالند و دیگران را از خود برانند؟! مشکل بزرگ ما این است که از قومیت، دین و مذهب، کشور، شهر، شغل و هزار چیز دیگر برای خودمان هویت می سازیم و چنان می اندیشیم که انگار از آسمان به زمین آمده ایم! و به این تعصب خود افتخار هم می کنیم!

غیر خاورمیانه ای ها هم ما را خوب شناخته اند یک بهانه ای پیدا می کنند بینمان تفرقه بیشتر می اندازند و سرمان را گرم می کنند و خودشان هم نفعشان را می برند!

حالا هی مرگ بر این و آن بگوییم، هی پرچم آتش بزنیم، آن چیزی که آتش بین ما می اندازد تعصب ماست تعصب مورد علاقه ی خاورمیانه ای ها! افتخار ما خاورمیانه ای ها!

درست و نادرست کدام است؟

خوب یک مشکلی که من همیشه با مذهبیون داشتم برای مثال این بود که از یک نفر یک سخنی نقل می کنند بعد من می گویم این حرفتان در این صورت درست نیست یا در صورتیکه که فلان اتفاق بیفتد این سخن مصداق ندارد و یا …

اما مذهبیون گرامی انگار اصلا حرفت را نمی شنوند دوباره همان حرف خودشان را می زنند هر چه من بگویم باز هم حرف خودشان را می زنند انگار یک نوار کاست قورت داده اند و همان را هی تکرار می کنند و خوب هر کس باشد به این فکر می کند که این افراد از نظر مغزی یک مشکلی دارند دیگر!

بعد از این همه سال هنوز نتوانسته ام بفهمم باید چگونه باهاشون صحبت کنم آن ها آن سخن را صد در صد درست می دانند و خوب من هم به اندازه ای عقل دارم و منطق می دانم و می بینم حرفشان درست نیست اما خوب واقعا درست و نادرست کدام است؟

آنچه من نادرست می دانم باعث می شود آن ها احساس بهتری داشته باشند واقعا قبول دارم آنهایی که انقلاب کردند و آن دسته از نسل بعد از انقلاب که دنباله رویشان هستند از مایی که بعد انقلاب آمده ایم خودمان را به روز و با اطلاعات بیشتر می دانی اکثرشان مسئولیت پذیرند خودخواهیشان کمتر است همان باورهای اشتباه برای آن ها کارکرد درستی داشته است و اکثر ما در عمل بی تفاوت تریم اصلا می گوییم کی به کی هست دنبال منافع خودمان هستیم.

واقعا الان تصمیم گرفته ام که دیگر همه چیز را بد و خوب و درست و نادرست نکنم فقط نگاه کنم ببینم بالاخره می فهمم در این دنیا چه خبر است یا نه! آنچه به مغزم می آید را مشاهده کنم آیا درست است؟ درست بودن را با چه میزانی محک می زنم؟

البته من اگر کسی بخواهد سرم زرنگی دربیاورد بسیار عصبانی می شوم یک جاهایی از عمد گذاشته ام این اتفاق بیفتد و من سعی کرده ام فقط به رویش بخندم اما حالا این را هم می خواهم متفاوت انجام دهم چون کسی که در حق دیگری زرنگی می کند بسیار … است چون فقط امروزش را می بیند و به عواقبی که این عملش در آینده یا در جهان دیگر دارد توجه نمی کند نمی داند آنچه به این روش به دست می آورد به زودی از دست می دهد این یکی از قانون های این جهان است نیازمند ترحم است نه چیز دیگر.

پنجره ای به دنیایی زیباتر