RSS

  • یک جمعه ی ناامیدانه
    by سمیرا تابش on آبان ۹, ۱۳۹۹ at ۷:۴۲ ق.ظ

    امروز جمعه است می خواستم به حرم بروم برای نماز جمعه اما خوب بروم چه کار؟! وقتی در نماز جمعه مسلمانان را به مقابله و مبارزه با کل دنیا دعوت می کنند! خیلی از جوانان امروز که از خانواده های مسلمان هستند از اسلام گریزان هستند ما این اسلام که سر یک نفر بی دفاع … ادامه خواندن یک جمعه ی ناامیدانه ← نوشته یک جمعه ی ناامیدانه اولین بار در شمس الضحی. پدیدار شد.

  • دوباره باران
    by سمیرا تابش on شهریور ۹, ۱۳۹۹ at ۱۱:۱۸ ق.ظ

    دوباره باریدیصدایش را دوست دارمصدای قطرات باران صدای رعد از آن بالاهاراستی چه می گویی این طور رعدآسا؟! ای کاش زبانت را می دانستمزبانت را به من یاد می دهی؟ می دانم درونم هنوز آن قدر بزرگ نشده استبزرگم می کنی آن قدر که زبانت را بفهمم؟ نوشته دوباره باران اولین بار در شمس الضحی. پدیدار شد.

  • باران شوق
    by سمیرا تابش on شهریور ۹, ۱۳۹۹ at ۱۱:۰۹ ق.ظ

    نم نم باران می باردیعنی این ها اشک های توست؟!دلم می خواهد اشک های شوق تو باشد. راستی چرا دیگر چشمانم نمی بارند؟!چه کرده ام که از من نا امید شده ای؟!نا امید شده ای؟ نمی دانم اما در سینه ام تو را حس می کنمای عزیزم، ای جانم، ای تمام وجودم نوشته باران شوق اولین بار در شمس الضحی. پدیدار شد.

  • ای آسمان
    by سمیرا تابش on شهریور ۶, ۱۳۹۹ at ۱۱:۴۰ ق.ظ

    آسمان ای خالص ترینوقتی آبی می شوی رنگ دوستی می شوی.وقتی شب می شوی، در آن بی صدایی انگار ستاره هایت حرف می زنند. آسمان دستم را بگیرآسمان دستم را بگیر و مرا به خورشید ببر.به آن شعله ی داغ و سوزانبه آن جذاب ترین کره ی کامل جوشان من تنها مانده ام، تنها در … ادامه خواندن ای آسمان ← نوشته ای آسمان اولین بار در شمس الضحی. پدیدار شد.

  • باغبانا
    by سمیرا تابش on مرداد ۲۵, ۱۳۹۹ at ۱۲:۰۷ ب.ظ

    باغبانا گر تو را،گر تو را،گر تو را یادی از ما کنی چه باشد؟باغبانا تو یگانه ای، تو دردانه ای! تو کیستی که باغ زندگانی را این طور می رویانی و پرورش می دهی؟!آفتاب را تو می گردانی تا به اندازه بتابد.باران را به موقع می فرستی آن زمان که گیاهان باغت تشنه اند. گل … ادامه خواندن باغبانا ← نوشته باغبانا اولین بار در شمس الضحی. پدیدار شد.

Print Friendly, PDF & Email

پنجره ای به دنیایی زیباتر