بایگانی برچسب: s

قوم کرد

چند روز است ارتش ترکیه به شمال شرقی سوریه و گروه های کرد حمله کرده است و جنگی جدید رخ داده است جنگی نامش چشمه صلح است!

نمی دانم آقای اردوغان و دیگر اشخاصی که در دولت ترکیه کار می کنند چه نیتی از این جنگ دارند.

نمی دانم مردم ترکیه به این جنگ راضی هستند یا نه!

نمی دانم چطور می شود که دولتی که خود را حافظ ثبات جهان می داند روزی با گروهی متحد می شود و روزی دیگر ناگهان پشت آن ها را خالی می کند!

بعد می گویند چرا می گویی سیاست کثیف است؟! چرا می گویی از سیاست متنفرم؟!

برای ما که ظاهرا فارس هستیم کردها به صورت اقوامی که به خون ما تشنه اند نمایش داده شده اند طبیعت کردستان ایران بسیار زیباست و من چند بار خواسته ام برای گردش به آن جا بروم اما هر بار اطرافیان به من گفته اند سرت را می برند! البته من می دانم الان امنیت آن منطقه بالاست و با اوایل انقلاب متفاوت است اما همان پیش زمینه های فکری هنوز بین فارس ها هست.

دانشجوی ارشد که بودم یک هم خوابگاهی داشتم که اهل کرمانشاه بود و خوب کرد بود اما خودش می گفت کردهای سنندج ما را کرد نمی دانند از نظر آن ها نژاد کرمانشاهی ها خالص نیست!

نمی دانم آیا باز هم بین این قوم چنین طرز فکرهایی وجود دارد یا نه اما من از دور که می بینمشان به نظرم آدم های با حالی هستند قدرتمندند، پر شورند و با معرفت هستند.

هنرمندان کرد ایرانی به خصوص موسیقی دانانشان هم در ایران بسیار پر طرفدار هستند آقایان ناظری، کلهر، پور ناظری و … .

حکومت ایران فقط بر سر اختلافات قومی با کردها مشکل ندارد کردها اکثرا اهل سنت هستند و خوب حکومت ایرانم که شیعه است و خوب این دعوای مسخره ی شیعه و سنی هم که انگار تمامی ندارد و سیاست حکومت ایران این است که اهل سنت را حال در هر کجای ایران در فقر نگه دارد تا خیال شورش به سرشان نزند!

می دانیم که مردم کرد ایران این قدر در فقر و بیکاری هستند که حاضر هستند اجناس را از کشورهای همسایه غربی ایران بر دوش بگذارند و قاچاق کنند و از میان کوه و رودخانه به داخل ایران حمل کنند.

البته من هم مقصرم که دنبال جنس ارزان قیمت می روم جنس قاچاق را می خرم اگر بازار فروشی در ایران نبود این افراد هم ایران کار را نمی کردند.

برگردیم سر جنگ ترکیه با گروه های کرد، کرد ها در سه کشور سوریه، ترکیه ، عراق و ایران پخش هستند و همیشه آرزو داشتند یک حکومت مستقل داشته باشند و همه یشان در اتحاد کنار هم باشند ( تا جایی که من می دانم ). همیشه دست به تفنگ به ما نشانشان دادند..

حکومت ها همیشه از ترس و ناامنی استفاده می کنند تا بین مردم تفرقه بیندازند تا گروهی را قومی را بد جلوه دهند تا رفتار خودشان را با آن ها توجیه کنند. اما آیا از روز اول آیا این افراد دست به اصلحه بودند؟

به نظر من اگر حرف کسی شنیده شود هیچ وقت دست به خشونت نمی زند تا دیده شود تا حقش را بگیرد وقتی کسانی هستند که حق دیگران را پایمال می کنند و کسی هم صدایش در نمی آید پایمال کنندگان روز به روز به خود جرأت بیشتر می دهند تا حق کسان دیگر را نیز پایمال کنند تا فشار بیشتری به افراد زیر دستشان بیاورند.

ممکن است بگویید ما چه کاری می توانیم بکنیم؟ من هم همین را به خودم گفته ام اما خوب می دانید چرا این طور است چون بین ستمدیدگان اتحاد نیست هر کسی ساز خودش را می زند سنندجی به کرمانشاهی می گوید تو کرد نیستی! و …

نمی دانم هیچ جای به اندازه خاورمیانه در جهان هست که مردم این قدر به هویت خود ببالند و دیگران را از خود برانند؟! مشکل بزرگ ما این است که از قومیت، دین و مذهب، کشور، شهر، شغل و هزار چیز دیگر برای خودمان هویت می سازیم و چنان می اندیشیم که انگار از آسمان به زمین آمده ایم! و به این تعصب خود افتخار هم می کنیم!

غیر خاورمیانه ای ها هم ما را خوب شناخته اند یک بهانه ای پیدا می کنند بینمان تفرقه بیشتر می اندازند و سرمان را گرم می کنند و خودشان هم نفعشان را می برند!

حالا هی مرگ بر این و آن بگوییم، هی پرچم آتش بزنیم، آن چیزی که آتش بین ما می اندازد تعصب ماست تعصب مورد علاقه ی خاورمیانه ای ها! افتخار ما خاورمیانه ای ها!

آل عمران – آیات ۱۷۹ تا ۱۸۲

مَا کَانَ اللَّهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَیْهِ حَتَّى یَمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُطْلِعَکُمْ عَلَى الْغَیْبِ وَلَکِنَّ اللَّهَ یَجْتَبِی مِنْ رُسُلِهِ مَنْ یَشَاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَکُمْ أَجْرٌ عَظِیمٌ ﴿۱۷۹﴾

خدا بر آن نیست که مؤمنان را به این [حالى] که شما بر آن هستید واگذارد تا آنکه پلید را از پاک جدا کند و خدا بر آن نیست که شما را از غیب آگاه گرداند ولى خدا از میان فرستادگانش هر که را بخواهد برمى‏ گزیند پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید و اگر بگروید و پرهیزگارى کنید براى شما پاداشى بزرگ خواهد بود (۱۷۹)

وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْرًا لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَیُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَلِلَّهِ مِیرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ﴿۱۸۰﴾

و کسانى که به آنچه خدا از فضل خود به آنان عطا کرده بخل مى ‏ورزند هرگز تصور نکنند که آن [بخل] براى آنان خوب است بلکه برایشان بد است به زودى آنچه که به آن بخل ورزیده‏ اند روز قیامت طوق گردنشان مى ‏شود میراث آسمانها و زمین از آن خداست و خدا به آنچه مى ‏کنید آگاه است (۱۸۰)

لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِیرٌ وَنَحْنُ أَغْنِیَاءُ سَنَکْتُبُ مَا قَالُوا وَقَتْلَهُمُ الْأَنْبِیَاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِیقِ ﴿۱۸۱﴾

مسلما خداوند سخن کسانى را که گفتند خدا نیازمند است و ما توانگریم شنید به زودى آنچه را گفتند و بناحق کشتن آنان پیامبران را خواهیم نوشت و خواهیم گفت بچشید عذاب سوزان را (۱۸۱)

ذَلِکَ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ ﴿۱۸۲﴾

این [عقوبت] به خاطر کار و کردار پیشین شماست [و گر نه] خداوند هرگز نسبت به بندگان [خود] بیدادگر نیست (۱۸۲)

برداشت آزاد:

ادیان ابراهیمی آخرت، بهشت و جهنم وعده داده اند و گفته شده آنکه اعمالش نیکوست به بهشت و آنکه اعمالش ناپسندیده است به جهنم می رود و به آنها وعده ی عذاب داده شده است. اما چرا خداوند رحمان و رحیم بندگانش را عذاب کند؟

در کتب نمادشناسی آتش نماد تطهیر و مولد است امیال نفسانی انسان جلوی چشمان او را می گیرد و اجازه ی رشد و بلوغ را به انسان نمی دهد برای رهایی از امیال نیاز به شرایطی است که فرد در آن در فشار قرار می گیرد و انتخاب می کند چگونه رفتار کند. که گویی مانند عذاب است. آنانکه این فشار را در دنیا انتخاب نمی کنند در آخرت به اجبار تحت فشار قرار گرفته تا از امیال پاک گردند.

در کتاب فرهنگ نمادها می خوانیم: همانگونه که شعاع های خورشید نماد باروری، تطهیر، و اشراق است به همان ترتیب، شعله های آتش این نمادها را القا می کند اما در ضمن آتش وجهی منفی را عرضه می دارد: آتش با دود خود تیره و خفه می شود، آتش می سوزاند، پاره می کند، نابود می کند، این آتش هوس، آتش مجازات، آتش جنگ. بنا به تفسیر تحلیلی پل دیل، آتش زمینی نشانه ی خرد است، یعنی آگاهی، با تمامی چندوجهیگری اش. آتش بالا رونده به سوی آسمان، نشانه ی جهش به سوی معنویت است، عقل تحت شکلی تغییر یابنده و رشد کننده خادم روح است اما در ضمن شعله ی لرزان باعث است که آتش از یک سو نشانه ی عقل باشد و از سوی دیگر فراموش کننده ی روح. لازم به ذکر است که روح در اینجا با مفهوم فراآگاهی اش منظور نظر است. آتش دود دهنده و پاره کننده، درست بر خلاف شعله ی روشن کننده، نماد تخیل پر جنب و جوش است. نماد ناخودآگاه، حفره ی زیر زمینی، آتش جهنمی، تفکری عصیان زده و به طور کلی تمامی شکل های روانی سیر قهقرایی است.

در مورد طوق یا گردنبند در این کتاب نوشته شده است: گردنبند علاوه بر نقش خود به عنوان زینت، ممکن است به معنای یک مقام والا، یک وظیفه ی شغلی، یک پاداش نظامی یا مدنی و بالاخره اسارت( برده، زندانی، حیوان اهلی) باشد.

منابع:

آل عمران ترجمه ی فولادوند

آل عمران

فرهنگ نمادها، ژان شوالیه، آلن گربران، ترجمه و تحقیق، سودابه فضایلی، جلد اول

فرهنگ نمادها، ژان شوالیه، آلن گربران، ترجمه و تحقیق، سودابه فضایلی، جلد چهارم