بایگانی برچسب: s

مدیریت احساس

در وجود تمام ما عواطف و هیجانات و احساسات وجود دارد، اما اغلب ما احساس خود را نمی شناسیم یا ممکن است برخورد درستی با آن نکنیم.

یکی از مشکلات بزرگ ما ترس از ابراز احساساتمان است، می ترسیم ابراز احساسات ما، واکنشی را در بر داشته باشد که پسندمان نباشد و ما نتوانیم از پس موقعیت بر بیاییم عموما احساساتمان را حبس می کنیم یا سرکوبشان می کنیم که هر دو باعث بروز بیماری های جسمی یا روانی می شوند.

اگر توجه کرده باشید گاهی ممکن است یک اتفاق ما را به یاد خاطره ای ناگوار بیندازد به باعث برانگیخته شدن احساسی شود اگر این خاطره را برای خود حل و فصل نکنیم همیشه مانند یک زخم مداوا نشده همراه ماست و باعث به وجود آمدن مشکلات دیگر می شود.

چیزی که می دانم این است که احساسات سرکوب شده مثل سد عمل می کنند جلوی حرکت انسان را می گیرند روش درست بروز احساسات را به ما آموزش ندادند، همچنین اغلبمان فضای ایمن برای بروز احساساتمان نداشتیم، این شده که کیسه ای از احساسات را با خود حمل می کنیم، پر از زخم های قدیمی هستیم و به فکر خودمان هم نیستیم تا اتفاق ناگواری بیفتد.

درضمن این احساسات باعث می شود واکنش های اشتباه بدهیم و افکار غیر واقعی پیدا کنیم که هر دو می تواند پیامدهای بدی داشته باشند.

روش هایی که پیدا کردم

مدتی به دنبال کتاب در مورد مدیریت احساس و هوش هیجانی بودم اما کتاب کاربردی پیدا نکردم بیشتر کتب تخصصی روانشناسی بودند که از لحاظ تئوریک به موضوع نگاه می کردند فقط کتابی را پیدا کردم که چندان مورد تایید روانشناسان نبود اما من از آن نتیجه گرفتم هر چند هنوز مشکلاتی دارم نام این کتاب شفای کودک درون است البته با تکنیک رهایی ذهن EFT هم کار می کنم نتایج این یکی هم قابل قبول است.

نوشتن هم روش بسیار خوبی است وقتی در مورد خود می نویسی و بعد مرورش می کنی، چیزهای جدیدی در مورد خودت پیدا می کنی، ضمن این که نوشتن خود نیز یک روش ابراز احساسات است به جای اینکه مستقیم احساساتت را بیان کنی می توانی آن ها را بنویسی و لازم هم نیست کس دیگری نوشته ها را ببیند اما باعث می شود که هیجاناتت تخلیه شوند.

یک روش دیگر تجسم کردن است می توان به جای ابراز احساسات در شرایط واقعی در خیال یا به یک شئ احساسات خود را ابراز کنی کمی ممکن است دیوانگی به نظر بیاید اما موثر است.

بیشتر بخوانیم:

مدیریت احساسات

مدیریت احساس چیست؟

حرمت

احترام گذاشتن به دیگری در فرهنگ ما جایگاه مهمی دارد، به همه ی ما از کودکی نحوه ی احترام گذاشتن و آداب اجتماعی آموزش داده شده است اما در عمل این احترام به جای یک احترام قلبی به صورت نمایشی و فرمایشی اجرا می شود.

حرمت نفس

برای هر کدام از ما نفسمان محترم است اگر احساس کنیم دیگری به حریم آن تجاوز کرده دچار ناراحتی و خشم می شویم که ناشی ترس ما از زیان دیدن است. همه یمان دوست داریم مورد احترام باشیم و به شیوه های مختلف برای خود احترام و آبرو جمع می کنیم.

در فرهنگ ما آبرو و آبروداری به خصوص در خانواده اهمیت زیادی دارد. ولی چرا این قدر به آبرو اهمیت می دهیم؟ به نظرم دلیلش می تواند قضاوت کردنهایمان در مورد هم باشد با یک اشتباه یک انسان آبرومند برچسب بی آبرویی می خورد اما همین آبرو داری خودش مایه ی ریاکاری ماست.

ریا

ریا در جامعه ما به عنوان جزئی از فرهنگ پذیرفته شده است و خیلی از ما آن را با احترام اشتباه می گیریم. یک مثال تعارف است که کاملا در فرهنگ ما نشانه ی احترام است ( من سال های سال نمی دانستم اگر به کسی تعارف نکنم در واقع او احساس می کند به او احترام نگذاشته ام! از نظر من تعارف یک دروغ بود و البته هست ).

احترام های ما قلبی نیست بنابراین هیچ کداممان احساس محترم بودن را به خوبی دریافت نمی کنیم. ضمن اینکه در موقعیت هایی هم احساس می کنیم اصلا به حسابمان نمی آورند. فهممان، نظرمان، وجودمان و … اما ما یاد گرفتیم صبر کنیم شاید یک اتفاقی بیفتد، شاید خودش بفهمد و شایدهای دیگر. این قدر صبر می کنیم تا کارد به استخوانمان برسد آنگاه کاملا احساسی و با خشم فراوان وارد عمل می شویم. مثال هایش را همه می دانیم از سطح در خانواده گرفته تا سطح کلان اجتماع.

مشکل کجاست و راه حل چیست؟

مشکل اینجاست که ما حرفهایمان را به یکدیگر صاف و پوست کنده نمی زنیم شاید طرف مقابل اصلا متوجه نباشد موجب ناراحتی کسی شده است شاید واقعا عمدی نباشد اما نمی دانم چرا اکثرمان همیشه فکر می کنیم عمدی در کار است.

صحبت کردن با ملایمت، شفاف و بی ریا راحت ترین راهی است که برای از بین بردن خشم در جامعه به ذهن من می رسد. اینکه به دیگری بگوییم فلانی به این دلایل از تو ناراحتم و حالا بیا یک راه حل پیدا کنیم. البته گفتنش آسان است. چگونه صحبت کردن بستگی به خیلی چیزها دارد. تمرین می خواهد.

احساساتی ایم

من هم خیلی زود عصبانی می شوم قبلا خیلی بیشتر بود اما در زمان عصبانیت بهترین راه سکوت است. نه عصبانیت که در زمان هر هیجانی نباید تصمیمی گرفت چون به احتمال زیاد اشتباه خواهد بود.

اینکه اکثر ما آدم های احساساتی هستیم درست است اما لازم است یاد بگیریم در تصمیم گیری عجله نکنیم و حساب شده عمل کنیم وگرنه مدام اشتباه خواهیم کرد و خودمان بیشترین ضرر را خواهیم خورد.