بایگانی برچسب: s

مشکلات بشر و ایمان

ایمان می تواند یکی از بهترین داروها برای دردهای بشری باشد اما مسئله های بشر را حل نمی کند.

فلسفه درد

درد باعث می شود به خودمان بیاییم اگر درد نباشد همیشه غرق در دنیا می مانیم بدون اینکه به معنویت توجه کنیم. احساس درد انسان را به سرچشمه اش متصل می کند باعث می شود متوجه شویم دنیا آن قدرها هم جالب نیست جای بهتری می تواند وجود داشته باشد حتی می توان آن را همین جا ساخت.

مسائل بشر

مشکلات بشر ناشی از نادانی و ناآگاهی و عدم تفاهم و برداشت های اشتباه است. ما در جامعه ای با فرهنگ خاص به دنیا می آییم و رشد می کنیم این فرهنگ برای ما ذهنیت ایجاد می کند باید بدانیم که زاویه دید هر کس با دیگری متفاوت چون هم ژن های متفاوت دارد هم شرایطی که تا امروز داشته با دیگری متفاوت است. برای حل مشکلاتمان یک راه حل ساده وجود دارد آن هم احساس همدلی است سعی کنیم بفهمیم دیگران چطور به دنیا می نگرند و این نیازمند گفتگوست.

چگونه گفتگو کنیم؟

ما اغلب در مقابل نظرات مخالف جبهه می گیریم فکر می کنیم زیر سوال رفتن فکرمان یعنی زیر سوال رفتن شخصیتمان، در صورتیکه تا از دیگران بازخورد نگیریم نمی توان اشتباهات خود را بیابیم اگر نگذاریم دیگران ما را نقد کنند یا نقدها را توجیه و رد کنیم مدام اشتباهاتمان را تکرار می کنیم. گوش کردن با دل و جان به دیگران باعث می شود هم در مورد خود هم دیگری بیشتر بفهمیم. اینکه ما ضربه خورده ایم قبلا به حرف هایمان گوش ندادند شاید دلیلش این باشد که روشمان اشتباه بوده است. گاهی هم لازم است صبر زیادی داشته باشیم.

جایگاه ایمان

ایمان به نیرویی والاتر، به وجود آورنده نوعی تکیه گاه است. نوعی اطمینان، نوعی یاری، آنگاه تحمل درد برایمان معنی پیدا می کند. می دانیم نیرویی مرا به سمتی بهتر سوق می دهد. نیرویی که جز خیر برایم نمی خواهد اگر به در بسته می خورم دلیلش این است که یا آمادگی های لازم را ندارم یا برایم دری بهتر گشوده خواهد شد.

ایمان راه حل مشکلات دنیوی بشر نیست

می دانیم در دنیایی زندگی می کنیم که هر چیزی علتی دارد پس اگر من بی پولم علت یا علت هایی دارد این علت ها یا در خودم هست که خودم باید رفعش کنم یا علل بیرونی دارد این علل بیرونی ممکن است مستقیما توسط خودم قابل حل باشد ممکن است لازم باشد غیر مستقیم از دیگران بخواهم برایم حلش کنند. اما لازم است ابتدا نحوه ی درخواست کردن از دیگران را بدانم. هیچ کس خوشش نمی آید مدام با گلایه یا سرزنش درباره کارهایش صحبت کنند. همه ی ما نقاط مثبت و منفی داریم و با سرزنش کردن نقاط منفی به جایی نمی رسیم جز تحریک احساسات طرف مقابل.

چطور گفتگو کنیم؟

می توانیم ابتدا از خوبی های طرف مقابل بگوییم و سپس از اشتباهاتش و توقعات خودمان اگر منصف نبود و نپذیرفت آنگاه باید از روش های دیگر وارد عمل شد. آخرین روش استفاده از خشونت است اما ما زودتر از آن استفاده می کنیم چون به اندازه کافی صبور نیستیم.

کسی از انسان نخواسته است درد و رنج را بی دلیل بر خود تحمیل کند عذاب بکشد به امید روزی که دیگر به رهایی برسد پشت هر دردی حکمتی است که لازم است کشفش کنیم. ایمان وسیله ای برای رشد انسان است بدون ایمان هم می شود رشد کرد اما ممکن است زمان بیشتری ببرد. خدواند نیازی به پرستش ندارد پرستش وسیله ایست برای رسیدن به بلوغ.

عاشق قادر

تا به حال فکر کرده اید چرا در برخی از بخش های متون کتب آسمانی مردم را از خدا ترسانده اند؟ البته از عشق و محبت و بخشندگی پروردگار نیز گفته شده است اما چرا اساسا خداوند از ترساندن استفاده کرده است.

چرا خداوند از ابزار قدرتش استفاده کرده است؟

تا همین چند دهه پیش و هنوز هم در بعضی نقاط دنیا والدین و مربیان برای تربیت فرزندان خود از قدرت و تنبیه استفاده می کردند، هنگامی که این انسان ها بالغ می شدند به دلیل پایین بودن دانش و آگاهی به صورت غریزی عمل می کردند ( چه بسا هنوز هم تعدادی از ما از این روش استفاده می کنیم زیرا در ظاهر بالغ و با دانش و آگاهی هستیم اما باورهای اشتباه داریم.) به جز اندک افراد خاص.

برای هدایت این انسان ها چاره ای جز استفاده از ابزار زور و تنبیه و پاداش های غریزی نبود کما اینکه قدرتمندان و حکام جامعه نیز از همین ابزار استفاده می کردند ( البته هنوز هم گاه گاهی استفاده می کنند.)

اما انسانی که در تربیتش به جای اجبار و زور از استدلال و پاداش استفاده شده است چه در خانه و چه در مدرسه، نمی تواند اجبار از طرف حکام یا هر نیروی خارجی دیگر را بدون اینکه منطقی برای این اجبار وجود داشته باشد بپذیرد بنابراین اکثر انسان های امروزی در رابطه با حکام زمینی و نیز حاکم و مالک آسمانی خود به دنبال اطاعت از راه منطق و عطوفت و شفقت هستند.

امروزه مشاهده می کنیم که افراد در نقاط مختلف کره خاکی علاقه بیشتری به عرفان و عشق به خداوند پیدا کرده اند (البته به جز تربیت دلیل دیگری که به ذهن بنده می رسد، گرفتاری انسان عصر حاضر در روزمرگی ها و دور افتادن از معنویت خویش است) حتی شنیده ام یک زوج خواننده آمریکایی نام فرزند دختر خود را رومی (مولوی) گذاشته اند.

راه هدایت امروزی انسان ها

اکثر انسان ها امروزه باسواد و دانش و آگاهی هستند اما در عمل هنوز مثل گذشتگان خود عمل می کنند زیرا توسط باورهای گذشتگان تربیت شده اند و حتی در بعضی از موارد عقیده آن ها را بدون چون و چرا پذیرفته اند. بنابراین تغییر برای انسانی که باورهای قدیمی در مورد خداوند دارد بسیار دشوار است اما غیر ممکن نیست. خداوند می خواهد دوران تازه و روشنی را بعد از بلوغ جامعه انسانی امروز رقم زند و روی عشق، شفقت، مهربانی، کرم و بخشندگی خود را بیشتر به انسان بنماید اگر در گذشته این اوصاف الهی کمتر تبلیغ شده اند به دلیل نادانی و ناآگاهی اکثر مردم بوده است.

روش جدید حکومت بر انسان ها

اگر حاکمان امروز جهان دست از خصومت های دیرینه و جاه طلبی ها و قدرتنمایی های خود برندارند و بخواهند به روش های گذشته بر دنیا حکومت کنند، دیری نخواهد پایید که دستشان از حکومت کوتاه خواهد شد، زیرا دیگر اکثریت انسان ها نمی توانند وجود حکومت های استبدادی را تحمل کرده و دست به براندازی آنها خواهند زد. اگر حکومت ها از راه صلح و محبت وارد بشوند می توانند جامعه ای پویا و سازنده داشته باشند. البته سیاستمداران عادت به نقش بازی کردن پیدا کردند و ممکن است در ظاهر این طور عمل کنند اما این را بدانند که محبت از دل بر می آید و بر دل می نشیند و هر انسانی این را تشخیص می دهد.

این نوشته صرفا یک نظر و عقیده شخصی است که نیاز به بررسی توسط کارشناسان و پژوهشگران حوزه ی مربوطه ی خود را دارد.