زمانی که یک اثر هنری بودم

کتاب زمانی که یک اثر هنری بودم داستان یک پسر جوان است که از زندگی خود ناخشنود است و می خواهد دست به خودکشی بزند اما یک هنرمند از او می خواهد تا او را تبدیل به یک اثر هنری کند. همه چیز خوب پیش می رود تا اینکه پسر کم کم دچار ناراحتی هایی … ادامه

درد

درد، این دوست مندیگر بخشی از زندگی ام شده است.هر چند روز یک بار پیدایش می شود.نه آن قدر شدید است که امانم را ببرد و غیر قابل تحمل باشد،نه آن قدر کم است که بتوانم با وجودش کار دیگری کنم.اما این درد باعث خودآگاهی ام می شود.متاسفانه وقتی همه چیز رو به راه است … ادامه

باده ی دل

دلم می خواست امروز بنویسمبنویسم از ته دلمتا دلی را از تاریکخانه ی ذهن در آورمتا به دلی بگویماگر بدی دیدی عیب ندارد تنها راه تجربه بدست آوردن در این دنیا همین استآن هایی که بهمان محبت می کنند دلمان را شاد می کنندو آن هایی که ناراحتی برایمان ایجاد می کنند قویمان می کنندمهم … ادامه

یار

ما در دورانی زندگی می کنیم که افراد بیشتر از هر زمان دیگر احساس تنهایی دارند. ما نیاز به دوست و یاری را احساس می کنیم که همان طور که هستیم ما را بپذیرد و درکمان کند. احساس دوست داشتن خود یکی از مشکلات ما این است که خودمان به اندازه کافی، خودمان را دوست … ادامه

مشکلات بشر و ایمان

ایمان می تواند یکی از بهترین داروها برای دردهای بشری باشد اما مسئله های بشر را حل نمی کند. فلسفه درد درد باعث می شود به خودمان بیاییم اگر درد نباشد همیشه غرق در دنیا می مانیم بدون اینکه به معنویت توجه کنیم. احساس درد انسان را به سرچشمه اش متصل می کند باعث می … ادامه