بایگانی برچسب: s

حمایت از کودک درون

کتاب حمایت از کودک درون شامل ۳۶۵ عنوان است که هر عنوان برای یک روز از سال تهیه شده است.

در نسخه اصلی شروع عناوین از اول ژانویه است اما در نسخه ترجمه شده عناوین از اول فروردین شروع شده است.

خواننده باید هر روز یک صفحه را بخواند و احساسی که به او دست می دهد را در پایین صفحه یادداشت کند همچنین افکاری که در مورد متن به نظرش می آید و کاربرد عملی باوری که در متن در مورد آن احساس ناخوشایند نوشته شده است را نیز یادداشت می نماید.

تجربه شخصی:

من تا الان به ۱۶ فروردین رسیده ام به نظرم همین که هر روز یک احساس ناخوشایند در من ایجاد می کند و من هم آن را مشاهده می کنم و می پذیرم خیلی کمک کننده به خودشناسی من است. من قبلا احساسات منفی را سرکوب می کردم یا نادیده می گرفتم مدتی است که فهمیده ام این کارها باعث می شود عمق این احساسات بیشتر شود.

البته تا الان بعضی از عناوین بوده اند که من چنین احساساتی را تجربه نکرده بودم و خوب جای شکرش باقی است.

فکر می کنم پیش نیاز این کتاب همین است که مدتی همه چیز را درست و نادرست نکنیم، قضاوت را کنار بگذاریم، مقایسه نکنیم، از تفسیر و تعبیر کردن پدیده ها درست برداریم چون که ممکن است باورهای مثبتی که در پایان هر صفحه نوشته شده است هم درست نباشند.

بعضی از باورهای مثبتی که در کتاب ارائه شده است را زندگی به من ثابت کرده است اما آن های دیگر را نمی دانم اما به نظر منطقی می رسند.

در پایان هم باید بگویم این کتاب فقط زخم های دوران کودکی را مطرح نمی کند بلکه زخم های نوجوانی را هم در بر دارد و برای هر انسان بالغی خواندن این کتاب واجب است تا خودش را بهتر بشناسد.

دنیا

دنیا مزرعه ی آخرت

به همه ما گفته اند دنیا مزرعه ی آخرت است هر چه بکاری درو می کنی می دانیم اگر مقصد زندگی دنیا باشد، دنیا آنگونه عادلانه و منصفانه نیست اما اگر به دنیا مانند یک کارخانه بنگریم که نیرویی هایی ضد هم در حال تقابل با یکدیگرند و در این بین روی یک سری از مواد خام فعل و انفعالاتی صورت می گیرد که به شی دیگر تبدیل می شوند آنگاه دیگر دنیا به چشممان پر آشوب و بی سامان و غیر عادلانه نمی آید.

تعادل دنیا

اگر در دنیا دقت کنیم نیروهای دوقطبی یا چند گانه ای را می بینیم که تقابل آن ها منجر به برپایی نظم و تعادل کلی در بدنه دنیاست اگر جزئی بنگریم شاید نواقص زیادی ببینیم برای مثال می توانیم به نیروهای بنیادی در فیزیک یا مکانیک نیوتنی اشاره کرد. یا وجود قدرت های اقتصادی یا سیاسی که در هر دوره از تاریخ بشر به گونه ای وجود داشتند. هر کس در هر رشته ای می تواند مثال های اینگونه پیدا کند.

نیروی خیر و نیروی شر

خیر و شر را هم می توان دو مسئله مشابه نیروهای دیگر دانست. همه می دانیم گاهی اتفاقاتی می افتد که در وهله اولیه شر به نظر می آید اما در آینده خیر بودن آن آشکار می شود مثال ساده آن کسی است که ماشینش در جاده پنچر می شود بعد از پنچرگیری در ادامه جاده می بیند جاده ریزش کرده شاید اگر این وقفه اتفاق نمی افتاد او در زیر سنگ ها می ماند! بر عکس این قضیه هم صادق است اتفاقی به نظر خیر می رسد اما نهایتا شر بودن آن ثابت می شود.

ما همگی می توانیم منبعی برای خیر و شر باشیم قبلا در موردش در وبلاگم نوشته ام اما بعضی هایمان به سمتی متمایل تریم هر چه این تمایل بیشتر باشد نیروی ضدش هم قوی تر ظاهر می شود آن نیرو می خواهد دنیا را در تعادل فعلی اش نگه دارد در ضمن اینکه اشخاصی که این نیرو ها را ایجاد می کنند روی هم اثر می گذارند یکی خالص تر می شود و آن یکی دیگر بیشتر دچار زنگار می شود.

در واقع وقتی کسی برای دیگری شری درست می کند اولا باعث می شود خودش بیشتر به سمت شر متمایل شود دوما اگر آن دیگری از روش صحیح استفاده کند می تواند به خیر متمایل تر شود اما اگر خودش شر تولید کند خودش باخته است.

بازی دنیا

در اینکه دنیا یک بازی است شکی نیست فقط بعضی بازی ها جدی تر از بازی های دیگرند و هر چه بزرگتر شوی اسباب بازی هایت متفاوت تر می شود. آنکس که بتواند در این بازی ها درس بیاموزد سود برده اگر نتوانی آنچه که باید می آموختی را فرابگیری آنگاه این آموزش مدام تکرار می شود.

هر بازی باعث می شود وجه تازه ای از وجود خود را ببینی گاهی چیزهایی در وجودت می یابی که از بودنش بی خبر بودی و با رشد و به تعادل رساندن وجوه مختلف درونت می توانی بزرگ شوی.

دنیا به مانند کارگاه شیشه گری

در ادامه لینک فیلمی مستند می گذارم که در مورد شیشه گریست لطفا به فن شیشه گری توجه نکنید بلکه کارگاه را به عنوان دنیا ببینید و شیشه را به عنوان انسان یا دل انسان ببینید شرحی که گزارش کننده در مورد اتفاقاتی که در این کارگاه در جریان است را نیز نمادین گوش کنید بسیار جالب می شود.

قسمت یازدهم مستند خسته نباشید|شیشه گری|میثم رازفر