نوشتن

نوشتن تمرین زندگی کردن استنمی دانم این را کجا خواندم اما قشنگ استنوشتن را دوست دارمآرامم می کندمرا به ژرفای درونم که تا امروز شناخته ام وصل می کندنوشتن را از خواندن بیشتر دوست دارمحیف که اول باید بخوانیاول باید خوب بخوانیخوب تجربه کنیبعد می توانی بنویسیآخر باید در این بازار چیزی برای عرضه داشته … ادامه

درد

درد، این دوست مندیگر بخشی از زندگی ام شده است.هر چند روز یک بار پیدایش می شود.نه آن قدر شدید است که امانم را ببرد و غیر قابل تحمل باشد،نه آن قدر کم است که بتوانم با وجودش کار دیگری کنم.اما این درد باعث خودآگاهی ام می شود.متاسفانه وقتی همه چیز رو به راه است … ادامه

دوباره باران

دوباره باریدیصدایش را دوست دارمصدای قطرات باران صدای رعد از آن بالاهاراستی چه می گویی این طور رعدآسا؟! ای کاش زبانت را می دانستمزبانت را به من یاد می دهی؟ می دانم درونم هنوز آن قدر بزرگ نشده استبزرگم می کنی آن قدر که زبانت را بفهمم؟

دنیا

دنیا مزرعه ی آخرت به همه ما گفته اند دنیا مزرعه ی آخرت است هر چه بکاری درو می کنی می دانیم اگر مقصد زندگی دنیا باشد، دنیا آنگونه عادلانه و منصفانه نیست اما اگر به دنیا مانند یک کارخانه بنگریم که نیرویی هایی ضد هم در حال تقابل با یکدیگرند و در این بین … ادامه