بایگانی برچسب: s

زندگی عاقلانه و دیگر آثار آلبرت الیس

خلاصه ی کتاب:

دکتر آلبرت الیس یکی از برجسته ترین روانشناسان در تاریخ این علم بوده است. کتاب زندگی عاقلانه یک کتاب خودیاری است که با رویکرد انسانگرایانه به آنچه لازمه ی یک زندگی سالم است می پردازد.

در این کتاب باورها و مهارت هایی به خواننده آموزش داده می شود تا فرد نسبت به زندگی گشاده بوده و پذیرش کافی را نسبت به خود و گذشته ی خود، دیگر انسان ها و زندگی پیدا کند

تجربه ی شخصی:

این کتاب اولین کتاب خودیاری بود که خواندم و بسیار مرا تحت تأثیر قرار داد به گونه ای که چند کتاب دیگر از آقای آلبرت الیس تهیه کردم و البته چند دانه از این کتاب ها را هنوز نخوانده ام. از آن جایی که از کارهای تکراری خوشم نمی آید و نمی خواستم کتاب زندگی عاقلانه را چند بار بخوانم و می خواستم بیشتر با نویسنده آشنا شوم این کار را کردم و قتی متوجه شدم که باورهایم تغییر کرده است و به قول معروف این باورها ملکه ی ذهنم شده اند و جایگزین باورهای قدیمی اشتباه شده اند خواندن کتاب های ایشان را متوقف کردم.

با این وجود امروز که دوباره کتاب را ورق می زدم به این نتیجه رسیدم که شاید خوب باشد در آینده با دیدی که متفاوت از دید آن زمان است دوباره این زندگی عاقلانه را بخوانم.

من همیشه فکر می کردم زندگی یک مبارزه است و باید برای رسیدن به خواسته ها و آرزوهایم تمام تلاشم را انجام دهم و با آن چیزهایی که باب میلم نیست بجنگم حال یا نابودشان کنم یا تسلیم شوند یا اصلاح شوند. مفهوم پذیرش برایم به معنای تسلیم شدن و شکست خوردن بود.

کتاب زندگی عاقلانه به من فهماند که معنای اشتباهی از پذیرش در ذهن من وجود دارد. پذیرش یعنی قبول کردن، یعنی مقاوت نکردن در برابر شرایط یا اشخاص یا خود و گذشته خود. پذیرش به معنای تسلیم شدن و از تلاش ایستادن نیست. پذیرش یعنی قبول کردن و سپس راه چاره یافتن، راهی که تغییری ایجاد کند و بتوان امور را اصلاح کرد.

پیوند های مرتبط:

زندگی عاقلانه – تبیان

زندگی عاقلانه – گودریدز

زندگی عاقلانه – بخش های کوتاه

زندگی آلبرت الیس

کتاب های بیشتر:

کتاب با آلبرت الیس مشاوره کنید

کتاب های آلبرت الیس – انتشارات رسا

زندگی عاقلانه: بازنویسی دیدگاه آلبرت الیس برای جامعه ایرانی

قضاوت

بعضی اوقات، بعضی اعمال یا گفتار آن قدر همه گیر هستند که اکثر افراد فکر می کنند کار درستی است و بسیاری اصلا نمی دانند دارند کار اشتباهی انجام می دهند، حکم صادر کردن یکی از این کارهاست.

قضاوت کردن یعنی چه؟

قضاوت کردن یعنی یکطرفه بدون در نظر گرفتن شرایط و شناخت کافی از کسی درباره ی او نظر دادن یا برچسب زدن و بدتر از آن اجرایی کردن مجازات برای آن شخص با همان نظرات و افکار اشتباهی.

این پدیده در بین ما معمولی است و اغلبمان ناخواسته و نادانسته این کار را انجام می دهیم، خودم هم انجامش داده ام و متوجه نبودم که دارم اشتباه می کنم.

پس چگونه اشخاص را بشناسیم؟

اینکه در مورد کسی تحقیق کنیم تا بشناسیمش کار درستی است اما اینکه بخواهیم اولین رفتار یا گفتارش را یا شنیده های در موردش را ملاک قرار دهیم اشتباه است. ضمن اینکه ممکن است افراد در شرایط خاص رفتار یا گفتار متفاوت همیشه خود را انجام دهند و اینکه صد در صد هم نمی شود کسی را شناخت.

بر چه اساس تحقیق کنیم؟

خوب اول از همه می بینیم که ادعای طرف چیست؟ اگر ادعای یک انسان عادی را دارد که در مورد رفتار و گفتارش می شود از آشنایان و دوستان و خانواده اش تحقیق کرد اگر ادعای بیشتری دارد مثلا می گوید من یک اخلاق مدارم پس زمان بیشتری لازم است تا شناخت حاصل شود یا اگر ادعای تخصص در کاری دارد مثلا مهندس زبده ای است یا بازیگر ماهری است یا معلم خوبی است و … خوب از کارشناسانی که می شناسیم کمک می گیریم تا ببینیم می تواند ادعایش را ثابت کند یا خیر.

اگر در هر کدام از مواردی که تحقیق کردیم و مورد پسندمان نبود لازم نیست به بقیه هم اعلام کنیم یا اینکه او را قضاوت کنیم که به اندازه ای که ما می پسندیم خوب نیست.

ضمن اینکه لازم است بدانیم اگر کسی ادعایی دارد صاحب آن است ممکن است در بقیه زمینه ها به آن خوبی که من می پسندیم نباشد مثلا کسی بازیگر است اما از من اخلاقش خوشم نمی آید، خوب به من ربط ندارد، او خودش را اخلاق مدار معرفی نکرده، او گفته من مهارت در بازیگری دارم و این اثبات شده است یا یکی می گوید من معمار خوبی هستم و ثابت شده است. اینکه او با فرزندش رابطه ی خوبی ندارد به معماری او ربط چندانی ندارد (برای مثال شاید گاهی تمرکز کافی نتواند داشته باشد ) و اگر من او را پدری خوب ندانم، ربطی به کارش ندارد من به یک معمار نیازمندم نه یک معمار از همه نظر کامل.

نکته ی دیگری که لازم است بیان شود این است که گاهی انسان ها از سر دردهایشان ممکن است کارهای اشتباه انجام دهند و قاضی و دادگاه و روانپزشک و روانشناس در جامعه وظیفه یشان تشخیص همین نیت اعمال اشتباه افراد است.

پیشنهاد می کنم فقط در یک صورت در تمام جوانب زندگی یک فرد تحقیق انجام دهیم و آن فردی است که خود را فرستاده خدا یا والی دین خدا معرفی می کند، البته هر کسی در زندگی اشتباهاتی می کند و رسیدن به چنین مرتبه ای زمان می برد و همان طور که می دانیم مثلا حضرت موسی (ع) در جوانی قتل انجام داده است ( البته غیر عمد ). شرایط فعلی آن شخص هست که مهم است، گذشته اگر جبران شده باشد و شخص بخشوده شده باشد، نمی تواند ملاک باشد.