بایگانی برچسب: s

این روزها، کرونا

این روزها همه از کرونا حرف می زنند، بیماری که تمام کره ی زمین را درگیر خود کرده است بسیاری از مردم خانه نشین شده اند.

یکی می گوید این عذاب خداست، یکی می گوید این امتحان و آزمایش خداست، دیگری می گوید خدا می خواهد ما را آگاه تر کند، آن یکی می گوید فرصتی است تا خلاق تر شویم و مهارت جدید یاد بگیریم.

همه ی این ها درست است هر طور فکر کنیم و برداشت شخصیمان هر چه که باشد همان را خواهیم دید.

اما من می خواهم بگویم ای انسان تا روزی که همه چیز را برای خودت بخواهی و نتوانی خودت را جای موجودات دیگری بگذاری همیشه چیزی یا کسی پیدا می شود تا به تو نشان دهد که راهت رو به ترکستان است.

کرونا روزی تمام می شود و ما بر می گردیم به زندگی عادی خودمان و دوباره می شویم همان آدمی که محو دنیا است و هر روز سرگرم یک چیز است و خودش را می بیند، فوقش چند نفر دیگر را هم در نظر می گیرد.

بیایید یاد بگیریم همان احترامی که خودمان می خواهیم را به بقیه بگذاریم، همان چیزی که برای خود می پسندیم برای دیگر موجودات هم بپسندیم، تمرین کنیم دنیا را از دریچه چشم دیگری ببینیم آنگاه قطعا ملایم تر خواهیم شد، قطعا بردبارتر خواهیم شد.

همه یمان دردهای کهنه داریم، همه یمان ترس های زیادی داریم، همه یمان عادت های بد داریم، همه یمان فکر می کنیم مرکز عالم هستیم و دنیا باید برای ما بچرخد.

یک پیشنهاد:

بیایید چند نفس عمیق بکشیم، در آینه به خود خوب نگاه کنیم، قلم و کاغذی برداریم و هر چه همان لحظه به ذهنمان می رسد را بنویسیم. خودمان را جور دیگری ببینیم.

بیایید هر روز ساعتی را به خودمان اختصاص دهیم و بنویسیم هر آنچه که آزارمان می دهد، هر آنچه می ترساندمان، هر آنچه که از آن فرار می کنیم، هر آنچه که دوست داریم.

چند روز بعد نوشته های خود را ببینیم و داوری اش کنیم که چقدر به واقعیت نزدیک است.

یک تلنگر:

یک نفر می گفت لازم نیست ما به فکر محیط زیست و زمین باشیم خود طبیعت راهی پیدا می کند تا تعادل را باز گرداند او از سر جهل حرفی زد و من هم امروز می گویم شاید کرونا راهی است که طبیعت برای باز گرداندن تعادل انتخاب کرده است! ( البته من هم نسبت به این موضوع جهل دارم!)

به نظر بی رحمانه می رسد نه؟! اما چرا آن روز که جنگل ها می سوختند کسی نگفت بی رحمانه است؟! چرا وقتی هر روز گازهای مضر به جو فرستادیم کسی نگفت بی رحمانه است؟! و ……

و تلنگرهای دیگر:

و چرا روزی که آمریکا ایران را تحریم کرد آن هم با آگاهی و شناخت از رهبران ایران و جهل عده ای زیادی از مردم ایران. (این جهل مشابه همان جهلی است که باعث شد مردم آمریکا به رئیس جمهور فعلی شان رای دهند) کسی نگفت این بی رحمانه است!؟

چرا وقتی ایران و اعراب سر مذهب و قدرت در سوریه و یمن آتش به راه انداخته اند کسی نگفت بی رحمانه است؟! بلکه از آب گل آلود ماهی هم گرفتند!

اگر بخواهم لیست اشتباهات بشر را در چند سال اخیر بنویسم تا آخر قرنطینه باید بنشینم و بنویسم تنها خواهشی دارم این است بیایید به خودمان بنگریم.

مغازه ی خودکشی

رمان مغازه ی خودکشی داستانی است طنز به قول اهل فن یک طنز سیاه است و خیلی ظریف به شوخی می پردازد.

داستان در آینده اتفاق می افتد زمانی که کره ی زمین رو به نابودی است و مردم دنیا دلزده از زندگی، افسرده و بی انگیزه هستند و به سراغ یک مغازه ی فروش ابزارآلات خودکشی می روند.

صاحب مغازه ی خودکشی خانواده ای هستند ۵ نفره که به جز پدر و مادر، تشکیل شده است از یک پسر جوان، یک دختر جوان و یک پسر نوجوان.

پسر نوجوان خانواده بر خلاف بقیه خانواده خود را شاد و بانشاط نشان می دهد و می خواهد مردم جور دیگری زندگی اما در پایان … بگذارید آخر داستان را لو ندهم(البته کمی لو دادم!).

تجربه ی شخصی:

در این روزها به نظرم خواندن طنز می تواند مقداری فکر ما را از آنچه در دنیا می گذرد دور کند.

رمان مغازه ی خودکشی برایم تجربه ای جدید بود، داستان آن چنان فلسفی نبود که بخواهد فکر را درگیر کند، بیشتر می خواست سر انجام رویه فعلی که انسان پیش گرفته است را نشان دهد و تلنگری برای خواننده باشد.

این کتاب، کتاب معروفی است و بیشتر از این که بخواهم معرفی اش کنم می خواستم تجربه ام را با خوانندگان به اشتراک بگذارم و خوب خودم را در جایگاهی نمی بینم بخواهم نقدی به آن بنویسم.

اما پایانش را دوست نداشتم کلا پایان هایی که سوال ابهام دار در ذهن مخاطب ایجاد می کنند را دوست ندارم و خوب من نتیجه گرفتم آلن، پسر نوجوان خانواده همیشه مثل دیگر مردم افسرده بوده است اما می خواسته است تغییری در وضع موجود جامعه اش ایجاد کند.

خواهشی از خوانندگان:

بیایید با هم در قرنطینه بمانیم و کتاب و فیلم خوب، بخوانیم و ببینیم حالا که نمی توانیم به خانه های هم برویم به خانه ی ذهن و دل خود برویم و ببینیم آنجا چه خبر است.

ببینیم چقدر آگاهانه زندگی می کنیم و چقدر ناآگاهانه و چقدر پیروی ناآگاهانه از دیگران می کنیم. چقدر ترسمان ما را رهبری می کند و چقدر ایمانمان.

باران، سیل، بحرانی ناگهانی

سال هاست در سرزمین خشک ما باران کم می بارد، امسال زمستان، برف و باران کمی بارید اما مانند سال های گذشته در اواخر زمستان و اوایل بهار موج بارشی به ایران وارد شد. موجی که سرزمین ما آمادگی پذیرشش را نداشت.

در سال های اخیر بخش زیادی از جنگل های ایران به عللی همچون قطع درختان، خشکسالی، آتش سوزی، بیماری های درختان و … از بین رفته است و وقتی درخت نباشد سدی در مقابل سیل نیست، ریشه ای نیست تا خاک را در جای خود حفظ کند و در نتیجه رانش زمین روی می دهد.

این که چقدر مردم عادی در نابودی درختان مقصرند و این که چقدر مدیران کشور مقصرند را باید دانشمندان علم محیط زیست پاسخ بدهند اما هر کداممان به اندازه ی خودمان مقصر هستیم. کم تر کسی بین ما پیدا می شود که به محیط زیست احترام بگذارد و با آن مهربان باشد.

ما انسان ها معمولا خود را برتر از دیگر مخلوقات می دانیم، خود را اشرف مخلوقات می خوانیم و فکر می کنیم می توانیم هر آنچه می خواهیم را از طبیعت برداشت کنیم بدون این که به نتیجه ی این کار خود فکر کنیم.

زمین به عنوان یک موجود زنده احتیاج به توجه و رسیدگی دارد همان طور که ما گاوی را مواظبت می کنیم، به او غذا می دهیم، آب می دهیم، حواسمان به گرما و سرما و جای خوابش است و … تا از او استفاده کنیم، زمین نیز نیازمند این نگهداری می باشد.

ما امروز توانستیم بعضی نیروهای طبیعت را رام کنیم، می توانیم روی محیط زیست خود در ابعاد زیاد اثر بگذاریم در نتیجه همه ی ما در قبال سیل ایران مسئول هستیم. نه فقط ایرانی ها که تمام انسان های روی کره ی زمین مسئول هستند چون یکی از دلایل به وجود آمدن این پدیده گرم شدن زمین است.

نظریه ای به نام آشوب می گوید که بال زدن یک پروانه در آفریقا می تواند توفانی در آمریکا را موجب شود و خوب اگر این نظریه را تعمیم دهیم گرم شدن زمین به دلیل تولید گازهای گلخانه ای، جنگل خواری، سد سازی و … در هر کجای زمین می تواند موجب بارش های سیل آسای ایران شده باشد.

نمی دانم هفت یا هشت ساله بودم در تلویزیون مستندی در مورد گرم شدن زمین دیدم، یعنی بیشتر از بیست سال پیش و شاید هم بیشتر، دانشمندان شروع به اخطار دادن در مورد نغییرات جوی بر اثر گرم شدن زمین را داده اند اما هنوز کشور های جهان به توافقی برای جلوگیری از تخریب زمین نرسیده اند! حتی هنوز خیلی از سیاستمداران این اخطارها را جدی نمی گیرند!

زمین گهواره بشر است و اگر از آن نگهداری نکنیم دیر یا زود باعث نابودی خود خواهیم شد.

در پایان ضعف مدیریت بحران در کشور را می توان از عوامل تشدید بحران دانست. امیدوارم مدیران کشور برنامه ریزی لازم را برای موج بعدی بارش ها انجام دهند و تصمیماتی بگیرند که کمترین خسارت جانی و مالی به وجود آید.

زمین زنده

آیا می دانید زمین هم نوعی موجود زنده است؟ منظورم این نیست که جاندار است اما برای خودش نوعی زندگی دارد.

زلزله ها نشاندهنده ی زنده بودن زمین هستند، آتشفشان ها باعث می شوند مواد غنی به پوسته بیایند. سطح زمین مدام در حال جدید شدن است و همان طور که می دانیم زمین هسته ای از جنس آهن و نیکل دارد که باعث ایجاد میدان مغناطیسی در اطراف کره زمین می شود این میدان مغناطیسی از زمین حفاظت می کند.

زندگی کردن روی کره زمین خطرات زیادی دارد بشر توانسته بر بسیاری از این خطرات غالب شود اما هنوز هستند نیروها و بلایای طبیعی که ما نمی توانیم پیش بینی یا کنترلشان کنیم.

اما آنچه ما بلا می دانیم برای ادامه زندگی زمین لازم هست و عده ای در این اتفاقات قربانی می شوند در این مورد دیگر نمی توانم نظر بدهم. همان کس که جان و زندگی می بخشد هر موقع که بخواهد آن را به اتمام می رساند.

بیشتر بخوانیم:

ساختار زمین

میدان مغناطیسی زمین

فرضیه گایا