بایگانی برچسب: s

ارزش ها و باور های نا همگون

ابتدای این نوشته اعلام می کنم نمی دانم عنوان مناسبی برای نوشته ام انتخاب کرده ام یا خیر

یک نگاه به خودمان بیندازیم

از آن جایی که ارزش ها و باور ها و اعتقادات سنتی در جامعه سست شده اند اگر یک نگاهی به خودمان بیندازیم می بینم که آنچه در ذهن ما به عنوان باور یا ارزش یا اعتقاد است را از فرهنگ های گوناگون انتخاب کرده ایم.

مثلا من از یه ارزش ژاپنی ها خوشم آمده است، حال به نظرم درست آمده یا خیلی جذاب بوده ( به قول خودمان باهاش حال کردم ) بعد دیده ام آمریکایی ها یک باور جالب دارند که چقدر کاربردی است پس آن را هم انتخاب کرده ام در تفکر سنتی خودمان هم چیزهایی بوده است که پسندیده ام شاید از آفریقایی ها یا سرخپوستان هم چیزی یاد گرفته باشم خوب شده ام مخلوطی از تفکرات بین المللی تا اینجا خودم را این گونه شناختم.

حال اگر به دیگران هم نگاه کنیم آن ها هم همین کار را کرده اند خوب تا اینجا مشکلی پیش نمی آید اما مشکل در ارتباطاتمان پیش می آید.

من و فلان شخص با هم همکار هستیم یا دوست هستیم او در ذهن خود در یک موضوعاتی سنتی فکر می کند من هم در ذهن خودم در همان موضوعات کاملا مدرن هستم بعد از رفتارهایمان سو برداشت می کنیم بینمان اختلاف پیش می آید فقط به خاطر اینکه من فکر می کنم که او هم مثل من فکر می کند و او هم همین طور. در صورتیکه هر دوی ما می توانم بگویم در دنیاهای کاملا متفاوتی زندگی می کنیم.

یک مثال ساده

من همکاری دارم که جنسیت مخالفی با من دارد در دیدگاه سنتی استفاده از نام شخص جنس مخالف بسیار غیر قابل قبول است اما همکار من یک روز بعد از چند سال کار احساس صمیمیت داشتن با من می کند و مرا با اسم کوچک خطاب قرار می دهد و من متعجب می شوم از این همه وقاحت آن، قضاوتش هم می کنم و می گویم قصد بدی دارد و هزار فکرهای پوچ دیگر و ارتباطم را با او قطع می کنم یا کم می کنم و آن همکارم که چنین باور سنتی نداشته است متعجب می شود از رفتارهای من و او هم مرا داوری کرده و هزار فکر دیگر در مورد رفتار های من به ذهنش می آید.

تمام این داستان ها را گفتم که زین پس سعی کنیم دیگران را از چشم های خودمان نبینیم در جامعه ی پر آشوب ما به نظرم بهتر است برای قضاوت کردن دیگران صبوری بیشتری داشته باشیم و البته با هم حرف بزنیم اگر برداشتی کردیم یا دچار سو برداشت شدیم یک جوری مطرحش کنیم این مطرح کردن برای خودم بسیار سخت است مهارت کافی برای این کار ندارم اما خوب از یک جایی باید یاد بگیریم.

رسانه

امروزه وسایلی برای انتشار اخبار، آگاهی رسانی، آشنایی مطالب آموزشی و … در اختیار ما هستند. رسانه ها جزئی جدا نشدنی از زندگی ما شده اند اما آیا می شود به رسانه ها اعتماد کرد؟

رسانه های گذشتگان

در زمان های قدیم اغلب حکام و پادشاهان چند نفر را همراه با طبل و دهل به کوچه ها و میدان ها می فرستادند، تا آنچه می خواستند مردمشان متوجه شوند، را به اصطلاح جار بزنند. در این بین این امکان برای افراد دیگر فراهم نبود مگر خودشان دست به کار مشابه می زدند و معمولا با مقاومت مأمورین مواجه می شدند.

آزادی بیان

امروزه به وسیله ی رسانه ها، اشخاص و گروه های مختلف می توانند نظرات خود را به وسیله ی رسانه ها نشر دهند. البته شبکه های اجتماعی و اینترنت امکان نشر به همه ی افراد را می دهند اما در این بین ممکن است اخبار کذب، نظرات اشتباه و هر مطلب اشتباهی هم نشر داده شود.

هدف هر رسانه

مشخصا صاحبان هر رسانه ای هدفی را دنبال می کنند، حتی من هم برای وب سایتم هدفی دارم و مطالبم می توانم بگویم هدفمند است. رسانه های دولتی و غیر دولتی یا وابسته به گروه خاص یا غیر وابسته هم اهدافی برای خود دارند. اینکه چطور می شود اهداف رسانه ها را تشخیص داد را نمی دانم اما می دانم که می شود با دید بدبینانه از آن ها استفاده کرد.

اعتماد به رسانه

اینکه بخواهیم فکر کنیم مطالب یک رسانه همیشه درست است، فکر اشتباهی است. ممکن است مطالب عمدی یا سهوی اشتباه باشند. عمدی بودنش که مشخص است بستگی به هدف رسانه دارد اما سهوی بودن هم پیش می آید. عدم اطلاع کافی، عدم دانش کافی، سو برداشت، آگاهی ناکافی و … همه می توانند باعث شوند که یک رسانه را به دید صد در صد صادق، ننگریم.

اگر می دانیم رسانه ای جانبداری گروه یا شخصی می کند، برای به دست آوردن حقیقت لازم است به رسانه ی گروه های مخالف یا شخص مخالف آن مراجعه کنیم و خوب با مقداری تأمل می توانیم تا حدودی حقیقت را متوجه شویم.

تلویزیون ما

در دوران کودکی و نوجوانی بسیاری از برنامه های تلویزیونی را نگاه می کردم برنامه هایی که برای سنم هم نبود را نگاه می کردم اما کم کم که بزرگ شدم متوجه شدم که چقدر برنامه های تلویزیون، واقعیت را تحریف می کنند و خوب علاقه ی من تبدیل به احساس بدی شد و هنوزم این احساس بد در من هست. کلا تماشا کردن را دوست دارم هنوزم گاهی برنامه های تلویزیون را نگاه می کنم یا سینما و تئاتر می روم اما دیگر سعی می کنم تحت تاثیر قرار نگیرم.