بایگانی برچسب: s

چگونه است که ما فکر می کنیم بالاتر از قانونیم!؟

امروز در فضای مجازی نوشته ها و فیلمی از یک بازیکن اسبق سرشناس فوتبال در حال پخش است، ایشان در مقابل افسر راهنمایی رانندگی از شهرت خود استفاده کرده و خواسته است از قانون بگریزد! بسیار متاسفم شدم زیرا وقتی نوجوان بودم ایشان یکی از بازیکنان مورد علاقه ام بودند.

در جامعه ما هر کسی سری در سرها در می آورد خود را بالاتر از قانون می پندارد! هر کس از ما اتفاقاتی از این دست را دیده ایم در ادامه هم یک نمونه که خودم شاهد آن بودم را می نویسم. اما چرا این گونه می شود؟

ما قرن ها زیر سلطه استبداد بوده ایم و پادشاهان و اشرافیان و درباریان از قانون می گریختند و خود را قانون می دانستند و خوب هر کس هم که می توانست به آن طبقات وارد شود هم فکر می کرد حالا از خود قانون است و متاسفانه هنوز هم این نگرش در بین ما وجود دارد با اینکه حال قانون داریم اما افراد زیادی هستند که با نفوذ خود، با ثروت خود، با قدرت خود و … قانون را دور می زنند و از آن می گریزند.

فکر می کنم افراد مشهور در چنین جامعه ای می توانند این طرز فکر را تغییر دهند حال فوتبالیست، بازیگر، سیاستمدار، نماینده، نخبه، آخوند و … هر کس از خودش شروع کند می تواند باعث تغییر این نگرش غلط شود.

حال ماجرایی که خودم دیدم را می نویسم:

فکر می کنم بیشتر از دو سال پیش بود که از مهرآباد به مشهد پرواز داشتیم اگر اشتباه نکنم هواپیما فوکر ۲۰۰ بود که بسیار کوچک هم هست و پرواز پر هم نبود و ما دقیقا هنگام اذان صبح پرواز داشتیم من که گفتم بی خیال قضایش را می خوانم.

اما در هواپیما تعدادی مسافر ریشدار وجود داشت که مشخص بود یا از اطلاعات هستند یا سپاه یا یک ارگان دیگر. وقتی هواپیما در حال اوج گیری بود این آقایان ( یک نفرشان هم آخوند بود) برای خواندن نماز از جای خود بلند شده و به جلوی هواپیما رفتند که خدمه پرواز به آن ها تذکر دادند که سر جایشان بنشینند اما این افراد قبول نکردند و خدمه هم خانم بودند و شروع به بحث کردند آخر سر وقتی دیدند نمی توانند جلوی حرکت این اشخاص را بگیرند به کاپیتان گفتند و کاپیتان اعلام کرد که اگر نشینند به مهر آباد باز می گردیم و البته مجبور شد که برگردد.

مادر من که به فاز حزب اللهی زده بود هم بهشان گفت که آقای خمینی وقتی از پاریس می آمد سر جایش نماز خواند شما چرا نظم پرواز را به هم می زنید و البته من به مادرم گفتم با آدم های بی منطق بحث نکن!

خلاصه که خلبان گفتند به علت اینکه رفت و آمد افراد تعادل هواپیمای به این کوچکی را بر هم می زند آن هم در زمان اوج گیری، کسی اجازه عبور و مرور ندارد و ما به مهر آباد بر می گردیم تا با افراد خاطی برخورد شود.

اما وقتی به مهر آباد رسیدیم پرسنل سپاه وارد شده و خواستند مسافران که بسیار عصبانی شده بودند آرام گردند، افراد خاطی هم که دقیقا صندلی عقب ما بودند شروع به تلفن زدن به آن بالا مالاها کردند خلاصه که این افراد را کسی پیاده نکرد از طرف فرودگاه مهرآباد یک نفر آمد و مسافران دیگر را آرام کرد همچنین خدمه پرواز را و ما همگی به سمت مشهد پرواز کردیم و به سلامت هم رسیدیم.

جالب اینجا بود در تمام مدت آن شخصی مسئول حراست پرواز است چه زمانی که در آسمان بودیم چه زمانی که نشستیم هیچ واکنشی به افراد خاطی نشان نداد.

حال می خواهم نتیجه ای بگیرم، در جامعه ای که افرادی وجود دارند که به بالاتر از قانون وصل هستند نمی توان انتظار داشت مردم قانون را رعایت کنند، ضمن اینکه افراد تلاش می کنند به هر نحو خود را به بالاها وصل کنند تا از مزایایش استفاده کنند.

همه می دانیم در مملکت ما چه خبر است بیشتر از این نمی نویسم.

در ضمن پرواز هم با شرکت هواپیمایی قشم ایر بود. تاریخش را به خاطر ندارم.

رعایت قوانین

امروز در حال گذر از درون پارکی بودم که میانبری بود میان دو خیابان که دیدم پلیس سوار بر موتور سیکلت در حال عبور از مکان عبور پیاده هاست خوب تا به حال این منظره را زیاد دیدم البته شما هم حتما دیده اید.

در مشهد پلیس ماشین هایش را در پیاده رو می گذاشت الان کمتر شده است اما وقتی پلیس که خود مجری قانون است از قانون تبعیت نمی کند چه انتظاری از شهروندان است؟!

در ایران در خیلی از حوزه ها خود قانون گذاران و مجریان قانون، قانون را رعایت نمی کنند اما توقع آن می رود که شهروندان مطیع قانون باشد! خودتان حساب کنید که چطور قانون لوس می شود.چیز دیگری نمی گویم.

تاریخ ایران

اگر به تاریخ ایران نگاه کنیم به خصوص تاریخ معاصر می بینیم کسانی به قدرت رسیدند و بعد از مدتی از کار عزل شدند حالا به روش های مختلف اما چرا مدام این اتفاق می افتد؟!

نبود عقلانیت

یک دلیل این اتفاقات نبود تفکر بین اقشار مختلف جامعه است جامعه ایران مقلد است کم تر کسی در مورد آنچه می گذرد فکر می کند و صرفا از روی احساس تصمیم می گیریم اگر یک نفر یا گروهی ما را احساسی کنند می توانند برای رسیدن به اهدافشان به راحتی از ما استفاده کنند چون می دادند ما به حالمان و تحت تاثیر حال امروزمان بدون در نظر گرفتن عواقب کارمان تصمیم می گیریم.

نبود حس مسئولیت

بیشترمان تا زور بالای سرمان نباشد کارمان را درست انجام نمی دهیم این یک واقعیت تلخ است و وقتی کسی خودش به قدرت می رسد و بالاسری ندارد که به او زور کند تا مسئولیتش را درست انجام دهد به راحتی از زیر کار در می رود. احساس تعهد هم نداریم اینکه با قبول مسئولیت من متعهد هستم کارم را به درستی انجام دهم به عنوان یک خدمتگزار و امانت دار.

فساد

نیود قانون مناسب و عدم امنیت شغلی باعث می شود کسی که به قدرتی می رسد شروع به کسب منافع خود به هر روشی کند تا اگر کنار گذاشته شد بتواند از چیزهایی که جمع کرده به سودش استفاده کند چون نمی خواهد به شرایط قبل از به قدرت رسیدنش بازگردد. کمتر کسی برای خدمت به سراغ قدرت می رود اکثرا به دنبال منافع شخصی خود یا حزبی هستند بنابراین فساد در نبود قانون سر به فلک می زند.

سیاست کثیف است

در سیاست برای رسیدن به خواسته ها از روش های مکارانه ای استفاده می شود و آن هایی که در راس کار هستند به خودشان رحم نمی کنند چطور ما فکر کنیم به فکر ما هستند؟! بازی های سیاسی کثیف هستند داخل شدن یا کمک کردن به آن ها مساوی است با شریک جرم شدن در کار.

باید مراقب باشیم واسطه و ابزار برای بازی های سیاسی نشویم در شرایطی که خشم به اوج خود برسد دیگر نمی شود کار درستی انجام داد، باید یاد بگیریم فکر کنیم بعد تصمیم بگیریم، به راحتی تحریک نشویم، متوجه باشیم تا وقتی فرهنگمان و باورهایمان اشتباه است هیچ کس برایمان معجزه نمی کند، باید خودمان را تغییر دهیم اگر می خواهیم دنیایمان تغییر کند. ایمان داشته باشیم که می توانیم.