بایگانی برچسب: s

تأویل و تفسیر قرآن

مشکل ما مسلمانان برداشت های اشتباه یا استفاده از قرآن به مقصود نشان دادن صحت گفتار خود است در هر فرقه و گروهی عده ای از صاحب نظران اسلامی از این روش استفاده می کنند. البته تنها از قرآن چنین استفاده نمی شود از احادیث و روایات نیز این چنین استفاده می شود بدون در نظر گرفتن این موضوع که زمان و مکان سخن و مخاطبانش چه کسانی بودند.

تنها راه جلوگیری از تفرقه ی بیشتر بین امت مسلمان اجماع دانشمندان دینی است تا بر سر یک تفسیر واحد به تفاهم برسند وگرنه هر کسی می تواند با استناد به یک یا چند آیه یا حدیث و روایت تفسیری به نظر قابل قبول ارائه نموده و مسلمانان را به نابودی بکشاند.

با هم بخوانیم:

تأویل

تفسیر قرآن

تفسیر

الذاریات – آیات ۵ تا ۹

إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٌ ﴿۵﴾

که آنچه وعده داده شده‏ اید راست است (۵)

وَإِنَّ الدِّینَ لَوَاقِعٌ ﴿۶﴾ و [روز] پاداش واقعیت دارد (۶)

وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُکِ ﴿۷﴾

سوگند به آسمان مشبک (۷)

إِنَّکُمْ لَفِی قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ ﴿۸﴾

که شما [درباره قرآن] در سخنى گوناگونید (۸)

یُؤْفَکُ عَنْهُ مَنْ أُفِکَ ﴿۹﴾

[بگوى] تا هر که از آن برگشته برگشته باشد (۹)

برداشت آزاد:

دین اسلام، مذاهب و فرفه های زیادی دارد که هر کدام دم از بر حق بودن خود می زنند اما آیا یافتن حقیقت به این آسانی است؟! اگر این طور بود که ارزشی نداشت.

در مقدمه ی کتاب حقیقت و مدارا می خوانیم: حقیقت ارزنده ترین گوهر گیتی است و همه ی سعی اهل اندیشه نخست باید معطوف به آن باشد. دوست داشتن حقیقت کافی نیست، بلکه برای یافتن آن باید انگیزه ای قوی داشت و سر از پا نشناخت و به مرز وسواس نزدیک شد. خقیقت طلبی جز یک اصل ندارد: اصل اولویت حقیقت بر همه چیز. حقیقت طلب کسی است که حقیقت را بر منفعت و شهرت و سیاست و مصلحت و هر آنچه با آن تعارض افتد، مقدم می دارد.

در جای دیگری از کتاب از قول مولانا گفته شده است که حقیقت آینه ای بود که خداوند تکه اش کرد و در سرتاسر زمین پخش کرده است. می توان به این نتیجه رسید هر دین و آیین هر علمی بخشی از آن را در خود جای داده است.

منابع:

الذاریات فولادوند

حقیقت و مدارا ( از مجموعه ی ساحت صلح )، محمد اسفندیاری، نشر معاصر

النساء – آیات ۲۶ تا ۳۱

یُرِیدُ اللَّهُ لِیُبَیِّنَ لَکُمْ وَیَهْدِیَکُمْ سُنَنَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَیَتُوبَ عَلَیْکُمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ ﴿۲۶﴾

خدا مى‏ خواهد براى شما توضیح دهد و راه [و رسم] کسانى را که پیش از شما بوده‏ اند به شما بنمایاند و بر شما ببخشاید و خدا داناى حکیم است (۲۶)

وَاللَّهُ یُرِیدُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْکُمْ وَیُرِیدُ الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَنْ تَمِیلُوا مَیْلًا عَظِیمًا ﴿۲۷﴾

خدا مى‏ خواهد تا بر شما ببخشاید و کسانى که از خواسته ‏ها[ى نفسانى] پیروى مى کنند مى‏ خواهند شما دستخوش انحرافى بزرگ شوید (۲۷) یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُخَفِّفَ عَنْکُمْ وَخُلِقَ الْإِنْسَانُ ضَعِیفًا ﴿۲۸﴾

خدا مى‏ خواهد تا بارتان را سبک گرداند و [مى‏ داند که] انسان ناتوان آفریده شده است (۲۸)

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَکُونَ تِجَارَهً عَنْ تَرَاضٍ مِنْکُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیمًا ﴿۲۹﴾

اى کسانى که ایمان آورده‏ اید اموال همدیگر را به ناروا مخورید مگر آنکه داد و ستدى با تراضى یکدیگر از شما [انجام گرفته] باشد و خودتان را مکشید زیرا خدا همواره با شما مهربان است (۲۹)

وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ عُدْوَانًا وَظُلْمًا فَسَوْفَ نُصْلِیهِ نَارًا وَکَانَ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرًا ﴿۳۰﴾

و هر کس از روى تجاوز و ستم چنین کند به زودى وى را در آتشى درآوریم و این کار بر خدا آسان است (۳۰)

إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَنُدْخِلْکُمْ مُدْخَلًا کَرِیمًا ﴿۳۱﴾

اگر از گناهان بزرگى که از آن[ها] نهى شده‏ اید دورى گزینید بدیهاى شما را از شما مى زداییم و شما را در جایگاهى ارجمند درمى ‏آوریم (۳۱)

برداشت آزاد:

ما خیر و شر رفتار، کردار و گفتارمان و تفاوت نیت خیر و شر را می دانیم اما وقتی موقع عمل می رسد اشتباه می کنیم، روانشناسان معتقدند با مشابه اولین افرادی که با آن ها زندگی کردیم می شویم مگر اینکه بخواهیم خود را تغییر دهیم البته از خیلی افراد دیگر هم تاثیر می گیریم اما می توان گفت انتخاب می کنیم تاثیر بگیریم.

مشکل بزرگ جامعه ما نداشتن مهارت کافی برای زندگی اجتماعی است. ما تربیت نشده ایم بلکه خواسته اند ما را رام خود کنند البته به نظر می آید چندان موفق نبودند و البته این اتفاق در نسل های متمادی رخ داده و رام کنندگان ما خود قربانی رام کنندگان دیگری بودند.

روش تربیتی غلط آن ها سرکوب و سرزنش و تحقیر بوده است و این کار باعث به وجود آوردن انسان های دردمندی شده است که مدام به یکدیگر درد بیشتر وارد می کنند. اگر حس همدلی و مهربانی خود را بیشتر می توانیم جامعه بهتری داشته باشیم.

بزرگان دو تذکر داده اند یکی اینکه هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند و دیگر اینکه گناه، آسیب رساندن به دیگران است. این جملات بسیار کلی است که در شرایط زمانی و مکانی مختلف باعث تصمیمات متفاوت خواهد شد و برای مهارت یافتن نیاز به تجربه دارد اما مطلق دیدن نیز ممکن نیست.

گذشتگان ما در مورد اخلاق و مهارت های زندگی به شیوه ی خود کتاب هایی برای زمانه ی خود نوشته اند اما امروزه روش هایی وجود دارد که به وسیله ی آن ها می توان هوش هیجانی و هوش اخلاقی خود را تقویت کرد. در ادامه چند منبع را معرفی خواهم کرد.

با هم بخوانیم:

النساء ترجمه ی فولادوند

النساء

هوش عاطفی چیست؟

هوش اخلاقی

قدرت هوش هیجانی

آل عمران – آیات ۱۷۹ تا ۱۸۲

مَا کَانَ اللَّهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَیْهِ حَتَّى یَمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُطْلِعَکُمْ عَلَى الْغَیْبِ وَلَکِنَّ اللَّهَ یَجْتَبِی مِنْ رُسُلِهِ مَنْ یَشَاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَکُمْ أَجْرٌ عَظِیمٌ ﴿۱۷۹﴾

خدا بر آن نیست که مؤمنان را به این [حالى] که شما بر آن هستید واگذارد تا آنکه پلید را از پاک جدا کند و خدا بر آن نیست که شما را از غیب آگاه گرداند ولى خدا از میان فرستادگانش هر که را بخواهد برمى‏ گزیند پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید و اگر بگروید و پرهیزگارى کنید براى شما پاداشى بزرگ خواهد بود (۱۷۹)

وَلَا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْرًا لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَیُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَلِلَّهِ مِیرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ﴿۱۸۰﴾

و کسانى که به آنچه خدا از فضل خود به آنان عطا کرده بخل مى ‏ورزند هرگز تصور نکنند که آن [بخل] براى آنان خوب است بلکه برایشان بد است به زودى آنچه که به آن بخل ورزیده‏ اند روز قیامت طوق گردنشان مى ‏شود میراث آسمانها و زمین از آن خداست و خدا به آنچه مى ‏کنید آگاه است (۱۸۰)

لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِیرٌ وَنَحْنُ أَغْنِیَاءُ سَنَکْتُبُ مَا قَالُوا وَقَتْلَهُمُ الْأَنْبِیَاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِیقِ ﴿۱۸۱﴾

مسلما خداوند سخن کسانى را که گفتند خدا نیازمند است و ما توانگریم شنید به زودى آنچه را گفتند و بناحق کشتن آنان پیامبران را خواهیم نوشت و خواهیم گفت بچشید عذاب سوزان را (۱۸۱)

ذَلِکَ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ ﴿۱۸۲﴾

این [عقوبت] به خاطر کار و کردار پیشین شماست [و گر نه] خداوند هرگز نسبت به بندگان [خود] بیدادگر نیست (۱۸۲)

برداشت آزاد:

ادیان ابراهیمی آخرت، بهشت و جهنم وعده داده اند و گفته شده آنکه اعمالش نیکوست به بهشت و آنکه اعمالش ناپسندیده است به جهنم می رود و به آنها وعده ی عذاب داده شده است. اما چرا خداوند رحمان و رحیم بندگانش را عذاب کند؟

در کتب نمادشناسی آتش نماد تطهیر و مولد است امیال نفسانی انسان جلوی چشمان او را می گیرد و اجازه ی رشد و بلوغ را به انسان نمی دهد برای رهایی از امیال نیاز به شرایطی است که فرد در آن در فشار قرار می گیرد و انتخاب می کند چگونه رفتار کند. که گویی مانند عذاب است. آنانکه این فشار را در دنیا انتخاب نمی کنند در آخرت به اجبار تحت فشار قرار گرفته تا از امیال پاک گردند.

در کتاب فرهنگ نمادها می خوانیم: همانگونه که شعاع های خورشید نماد باروری، تطهیر، و اشراق است به همان ترتیب، شعله های آتش این نمادها را القا می کند اما در ضمن آتش وجهی منفی را عرضه می دارد: آتش با دود خود تیره و خفه می شود، آتش می سوزاند، پاره می کند، نابود می کند، این آتش هوس، آتش مجازات، آتش جنگ. بنا به تفسیر تحلیلی پل دیل، آتش زمینی نشانه ی خرد است، یعنی آگاهی، با تمامی چندوجهیگری اش. آتش بالا رونده به سوی آسمان، نشانه ی جهش به سوی معنویت است، عقل تحت شکلی تغییر یابنده و رشد کننده خادم روح است اما در ضمن شعله ی لرزان باعث است که آتش از یک سو نشانه ی عقل باشد و از سوی دیگر فراموش کننده ی روح. لازم به ذکر است که روح در اینجا با مفهوم فراآگاهی اش منظور نظر است. آتش دود دهنده و پاره کننده، درست بر خلاف شعله ی روشن کننده، نماد تخیل پر جنب و جوش است. نماد ناخودآگاه، حفره ی زیر زمینی، آتش جهنمی، تفکری عصیان زده و به طور کلی تمامی شکل های روانی سیر قهقرایی است.

در مورد طوق یا گردنبند در این کتاب نوشته شده است: گردنبند علاوه بر نقش خود به عنوان زینت، ممکن است به معنای یک مقام والا، یک وظیفه ی شغلی، یک پاداش نظامی یا مدنی و بالاخره اسارت( برده، زندانی، حیوان اهلی) باشد.

منابع:

آل عمران ترجمه ی فولادوند

آل عمران

فرهنگ نمادها، ژان شوالیه، آلن گربران، ترجمه و تحقیق، سودابه فضایلی، جلد اول

فرهنگ نمادها، ژان شوالیه، آلن گربران، ترجمه و تحقیق، سودابه فضایلی، جلد چهارم

سوره الروم – آیات ۲۰ تا ۲۷

وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَکُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ ﴿۲۰﴾

و از نشانه‏ هاى او این است که شما را از خاک آفرید پس بناگاه شما [به صورت] بشرى هر سو پراکنده شدید (۲۰)

وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿۲۱﴾

و از نشانه‏ هاى او اینکه از [نوع] خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید و میانتان دوستى و رحمت نهاد آرى در این [نعمت] براى مردمى که مى‏ اندیشند قطعا نشانه‏ هایى است (۲۱)

وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَأَلْوَانِکُمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِلْعَالِمِینَ ﴿۲۲﴾

و از نشانه‏ هاى [قدرت] او آفرینش آسمانها و زمین و اختلاف زبانهاى شما و رنگهاى شماست قطعا در این [امر نیز] براى دانشوران نشانه‏ هایى است (۲۲)

وَمِنْ آیَاتِهِ مَنَامُکُمْ بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَابْتِغَاؤُکُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ ﴿۲۳﴾

و از نشانه‏ هاى [حکمت] او خواب شما در شب و [نیم] روز و جستجوى شما [روزى خود را] از فزون‏بخشى اوست در این [معنى نیز] براى مردمى که مى ‏شنوند قطعا نشانه‏ هایى است (۲۳)

وَمِنْ آیَاتِهِ یُرِیکُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَیُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَیُحْیِی بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ ﴿۲۴﴾

و از نشانه‏ هاى او [اینکه] برق را براى شما بیم‏آور و امیدبخش مى ‏نمایاند و از آسمان به تدریج آبى فرو مى‏ فرستد که به وسیله آن زمین را پس از مرگش زنده مى‏ گرداند در این [امر هم] براى مردمى که تعقل مى کنند قطعا نشانه‏ هایى است (۲۴)

وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ تَقُومَ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذَا دَعَاکُمْ دَعْوَهً مِنَ الْأَرْضِ إِذَا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ ﴿۲۵﴾

و از نشانه‏ هاى او این است که آسمان و زمین به فرمانش برپایند پس چون شما را با یک بار خواندن فرا خوان د بناگاه [از گورها] خارج مى ‏شوید (۲۵)

وَلَهُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ کُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ ﴿۲۶﴾ و هر که در آسمانها و زمین است از آن اوست همه او را گردن نهاده‏ اند (۲۶)

وَهُوَ الَّذِی یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَیْهِ وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿۲۷﴾

و اوست آن کس که آفرینش را آغاز مى ‏کند و باز آن را تجدید مى ‏نماید و این [کار] بر او آسانتر است و در آسمانها و زمین نمونه والا[ى هر صفت برتر] از آن اوست و اوست‏ شکست‏ ناپذیر سنجیده‏ کار (۲۷)

برداشت آزاد:

ابتدا می خواستم برداشت خود را از این آیات بنویسم اما به یاد موضوعی افتادم و آن اینکه دانش برای هر کس به گونه ای عمل می کند برای من هر چه بیشتر یاد گرفتم ایمانم بیشتر شد اما افراد تجربه های متفاوتی را نقل می کنند بنابراین تصمیم گرفتم تعدادی منبع معرفی کنم و برداشت و قضاوت را به عهده ی خواننده بگذارم.

با هم بخوانیم:

الروم ترجمه ی فولادوند

الروم

ادیسه ی انسان

چیستی تکامل

حیات چیست؟

در جستجوی بسگیتی

واقعیت پنهان

بررسی زبان

روانشناسی انواع صمیمیت عاطفی

اعتیاد عاطفی

۷ واقعیت جالب و باورنکردنی در مورد نژاد انسان که شاید از آن‌ها بی‌خبر بودید

سوره الحدید – آیات ۷ تا ۱۱

آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفِینَ فِیهِ فَالَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَأَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ کَبِیرٌ ﴿۷﴾

به خدا و پیامبر او ایمان آورید و از آنچه شما را در [استفاده از] آن جانشین [دیگران] کرده انفاق کنید پس کسانى از شما که ایمان آورده و انفاق کرده باشند پاداش بزرگى خواهند داشت (۷)

وَمَا لَکُمْ لَا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالرَّسُولُ یَدْعُوکُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّکُمْ وَقَدْ أَخَذَ مِیثَاقَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ﴿۸﴾

و شما را چه شده که به خدا ایمان نمى ‏آورید و [حال آنکه] پیامبر [خدا] شما را دعوت مى ‏کند تا به پروردگارتان ایمان آورید و اگر مؤمن باشید بی‏شک [خدا] از شما پیمان گرفته است (۸)

هُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِکُمْ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ ﴿۹﴾ او همان کسى است که بر بنده خود آیات روشنى فرو مى‏ فرستد تا شما را از تاریکیها به سوى نور بیرون کشاند و در حقیقت ‏خدا [نسبت] به شما سخت رئوف و مهربان است (۹)

وَمَا لَکُمْ أَلَّا تُنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِیرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا یَسْتَوِی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُولَئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَهً مِنَ الَّذِینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَکُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ﴿۱۰﴾

و شما را چه شده که در راه خدا انفاق نمى ‏کنید و [حال آنکه] میراث آسمانها و زمین به خدا تعلق دارد کسانى از شما که پیش از فتح [مکه] انفاق و جهاد کرده‏ اند [با دیگران] یکسان نیستند آنان از [حیث] درجه بزرگتر از کسانى‏ اند که بعدا به انفاق و جهاد پرداخته‏ اند و خداوند به هر کدام وعده نیکو داده است و خدا به آنچه مى ‏کنید آگاه است (۱۰)

مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ ﴿۱۱﴾

کیست آن کس که به خدا وامى نیکو دهد تا [نتیجه‏ اش را] براى وى دوچندان گرداند و او را پاداشى خوش باشد (۱۱)

برداشت آزاد:

تمامی ما می دانیم انفاق کردن و کمک به فقرا چقدر اثرات معنوی دارد و بسته به نیت انسان چه تاثیراتی در زندگی اش دارد و این را هم می دانیم که در تمامی ادیان انفاق به نوعی با نام های متفاوت وجود دارد اما چگونه است که خداوند می فرماید چند برابر پول به شما باز می گردد؟

پول مقدار ثابتی در چرخه اقتصاد دارد اگر این پول در حال گردش باشد باعث رونق اقتصاد خواهد شد اما اگر پول بلوکه گردد اثرات سویی بر اقتصاد آن جامعه خواهد گذاشت اگر به انفاق تاکید شده است به خاطر در گردش قرار گرفتن پول و رونق اقتصاد جامعه و کمک به قشر فقیر جامعه است که در زیر فشار نباشند.

بیشتر بخوانیم:

الحدید ترجمه فولادوند

الحدید

انفاق

انفاق دانشنامه اسلامی

سرعت گردش پول

بازی گردش پول

سوره آل عمران – آیات ۹۵ تا ۱۰۰

قُلْ صَدَقَ اللَّهُ فَاتَّبِعُوا مِلَّهَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿۹۵﴾

بگو خدا راست گفت پس از آیین ابراهیم که حق‏گرا بود و از مشرکان نبود پیروى کنید (۹۵)

إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبَارَکًا وَهُدًى لِلْعَالَمِینَ ﴿۹۶﴾

در حقیقت نخستین خانه‏ اى که براى [عبادت] مردم نهاده شده همان است که در مکه است و مبارک و براى جهانیان [مایه] هدایت است (۹۶)

فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ ﴿۹۷﴾

در آن نشانه‏ هایى روشن است [از جمله] مقام ابراهیم است و هر که در آن درآید در امان است و براى خدا حج آن خانه بر عهده مردم است [البته بر] کسى که بتواند به سوى آن راه یابد و هر که کفر ورزد یقینا خداوند از جهانیان بى ‏نیاز است (۹۷)

قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لِمَ تَکْفُرُونَ بِآیَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ شَهِیدٌ عَلَى مَا تَعْمَلُونَ ﴿۹۸﴾

بگو اى اهل کتاب چرا به آیات خدا کفر مى ‏ورزید با آنکه خدا بر آنچه مى ‏کنید گواه است (۹۸)

قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَهَا عِوَجًا وَأَنْتُمْ شُهَدَاءُ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿۹۹﴾

بگو اى اهل کتاب چرا کسى را که ایمان آورده است از راه خدا بازمى دارید و آن [راه] را کج مى ‏شمارید با آنکه خود [به راستى آن] گواهید و خدا از آنچه مى ‏کنید غافل نیست (۹۹)

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تُطِیعُوا فَرِیقًا مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ یَرُدُّوکُمْ بَعْدَ إِیمَانِکُمْ کَافِرِینَ ﴿۱۰۰﴾

اى کسانى که ایمان آورده‏ اید اگر از فرقه‏ اى از اهل کتاب فرمان برید شما را پس از ایمانتان به حال کفر برمى‏ گردانند (۱۰۰)

برداشت آزاد:

شرک به معنی برای خدا شریک دانستن و کفر به معنی ناسپاسی در مقابل خداوند

تمامی ما به درجه ای در افکار و باورهای خود شرک و کفر داریم . ممکن است پرستشگر قدرت، شهرت، پول، مدرک، تحصیلات، ایمان تخیلی خود و … باشیم. انسان ها پله به پله در مسیر زندگی می توانند به ایمان دست پیدا کنند و ایمان بسیار بالاتر از انجام تکالیف دینی است. تکالیف دینی بخشی است بخش دیگری را می توان رعایت اخلاقیات و انسانیت و از خود بینی خارج شدن دانست با این تعریف فقط اهل کتاب یا آیین های دیگر دچار انحراف نمی باشند بلکه همه ی ما به نوعی از صراط مستقیم که همان رسیدن تعادل نفس و ایمان به خداوند است انحراف داریم.

اگر به لینک مراجعه نمایید متن ترجمه شده را مشاهده کنید متوجه خواهید شد قرآن را می توان یک کتاب باستانی با ادبیات کهن دانست که نیاز است تفسیر هایی به روز با همکاری جمیع کارشناسان از حوزه های گوناگون دین، زبان شناسی، عربی، روانشناسی، جامعه شناسی و شاید حوزه هایی دیگر که به ذهن بنده نمی رسد تهیه شود.

بیشتر بخوانیم:

ریشه ی شرک

ریشه ی کفر

قرآن ترجمه فولادوند

اسلام و علم

در قرآن کریم موضوعات مختلفی مطرح شده است یک مورد از این موضوعات، توضیح مطالبی است که در زمان حضرت محمد (ص) قابل بررسی نبودند. دانش آن زمان در عربستان خیلی پایین و اشتباه بوده و اکثر اعراب بی سواد بودند. بنابراین نمی توان شرح هایی که مترجمان داده اند را منطبق بر علم کرد مگر اینکه به صورت نمادین کلمات را معنی کرد. برای مثال

در قرآن کریم اطلاعات زیادی از گیتی، حیات و نحوه ی کارکرد آن ها به صورت پراکنده بیان شده است که می توان با دانش امروز مورد بحث قرار بگیرند. مشکل اینجاست که اشخاص با تخصص های مختلف به صورت گروهی نمی توانند به خوبی کار کنند. اگر متخصصین در دین و دانش شروع به تعامل بیشتری کنند می توان توضیحات قانع کننده ای برای این مطالب یافت.

برای جذب جوانان و نوجوانان به دین می توان مطالب را به گونه ای بیان کرد که منطقی و بصری باشند مطالب کتب دینی برای نسل امروز غیر منطقی به نظر می رسند زیرا مطالب به صورتی که گذشتگان با علم و فکر زمان خود به آن پرداخته اند نوشته شده اند که برای نسل جدید ملال آور و گاه پوچ می باشد.

*حضرت علی (ع) : آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحمیل نکنید، زیرا آنان براى زمانى غیر از زمان شما آفریده شده‌‌اند .