بایگانی برچسب: s

حمایت از کودک درون

کتاب حمایت از کودک درون شامل ۳۶۵ عنوان است که هر عنوان برای یک روز از سال تهیه شده است.

در نسخه اصلی شروع عناوین از اول ژانویه است اما در نسخه ترجمه شده عناوین از اول فروردین شروع شده است.

خواننده باید هر روز یک صفحه را بخواند و احساسی که به او دست می دهد را در پایین صفحه یادداشت کند همچنین افکاری که در مورد متن به نظرش می آید و کاربرد عملی باوری که در متن در مورد آن احساس ناخوشایند نوشته شده است را نیز یادداشت می نماید.

تجربه شخصی:

من تا الان به ۱۶ فروردین رسیده ام به نظرم همین که هر روز یک احساس ناخوشایند در من ایجاد می کند و من هم آن را مشاهده می کنم و می پذیرم خیلی کمک کننده به خودشناسی من است. من قبلا احساسات منفی را سرکوب می کردم یا نادیده می گرفتم مدتی است که فهمیده ام این کارها باعث می شود عمق این احساسات بیشتر شود.

البته تا الان بعضی از عناوین بوده اند که من چنین احساساتی را تجربه نکرده بودم و خوب جای شکرش باقی است.

فکر می کنم پیش نیاز این کتاب همین است که مدتی همه چیز را درست و نادرست نکنیم، قضاوت را کنار بگذاریم، مقایسه نکنیم، از تفسیر و تعبیر کردن پدیده ها درست برداریم چون که ممکن است باورهای مثبتی که در پایان هر صفحه نوشته شده است هم درست نباشند.

بعضی از باورهای مثبتی که در کتاب ارائه شده است را زندگی به من ثابت کرده است اما آن های دیگر را نمی دانم اما به نظر منطقی می رسند.

در پایان هم باید بگویم این کتاب فقط زخم های دوران کودکی را مطرح نمی کند بلکه زخم های نوجوانی را هم در بر دارد و برای هر انسان بالغی خواندن این کتاب واجب است تا خودش را بهتر بشناسد.

قضاوت

بعضی اوقات، بعضی اعمال یا گفتار آن قدر همه گیر هستند که اکثر افراد فکر می کنند کار درستی است و بسیاری اصلا نمی دانند دارند کار اشتباهی انجام می دهند، حکم صادر کردن یکی از این کارهاست.

قضاوت کردن یعنی چه؟

قضاوت کردن یعنی یکطرفه بدون در نظر گرفتن شرایط و شناخت کافی از کسی درباره ی او نظر دادن یا برچسب زدن و بدتر از آن اجرایی کردن مجازات برای آن شخص با همان نظرات و افکار اشتباهی.

این پدیده در بین ما معمولی است و اغلبمان ناخواسته و نادانسته این کار را انجام می دهیم، خودم هم انجامش داده ام و متوجه نبودم که دارم اشتباه می کنم.

پس چگونه اشخاص را بشناسیم؟

اینکه در مورد کسی تحقیق کنیم تا بشناسیمش کار درستی است اما اینکه بخواهیم اولین رفتار یا گفتارش را یا شنیده های در موردش را ملاک قرار دهیم اشتباه است. ضمن اینکه ممکن است افراد در شرایط خاص رفتار یا گفتار متفاوت همیشه خود را انجام دهند و اینکه صد در صد هم نمی شود کسی را شناخت.

بر چه اساس تحقیق کنیم؟

خوب اول از همه می بینیم که ادعای طرف چیست؟ اگر ادعای یک انسان عادی را دارد که در مورد رفتار و گفتارش می شود از آشنایان و دوستان و خانواده اش تحقیق کرد اگر ادعای بیشتری دارد مثلا می گوید من یک اخلاق مدارم پس زمان بیشتری لازم است تا شناخت حاصل شود یا اگر ادعای تخصص در کاری دارد مثلا مهندس زبده ای است یا بازیگر ماهری است یا معلم خوبی است و … خوب از کارشناسانی که می شناسیم کمک می گیریم تا ببینیم می تواند ادعایش را ثابت کند یا خیر.

اگر در هر کدام از مواردی که تحقیق کردیم و مورد پسندمان نبود لازم نیست به بقیه هم اعلام کنیم یا اینکه او را قضاوت کنیم که به اندازه ای که ما می پسندیم خوب نیست.

ضمن اینکه لازم است بدانیم اگر کسی ادعایی دارد صاحب آن است ممکن است در بقیه زمینه ها به آن خوبی که من می پسندیم نباشد مثلا کسی بازیگر است اما از من اخلاقش خوشم نمی آید، خوب به من ربط ندارد، او خودش را اخلاق مدار معرفی نکرده، او گفته من مهارت در بازیگری دارم و این اثبات شده است یا یکی می گوید من معمار خوبی هستم و ثابت شده است. اینکه او با فرزندش رابطه ی خوبی ندارد به معماری او ربط چندانی ندارد (برای مثال شاید گاهی تمرکز کافی نتواند داشته باشد ) و اگر من او را پدری خوب ندانم، ربطی به کارش ندارد من به یک معمار نیازمندم نه یک معمار از همه نظر کامل.

نکته ی دیگری که لازم است بیان شود این است که گاهی انسان ها از سر دردهایشان ممکن است کارهای اشتباه انجام دهند و قاضی و دادگاه و روانپزشک و روانشناس در جامعه وظیفه یشان تشخیص همین نیت اعمال اشتباه افراد است.

پیشنهاد می کنم فقط در یک صورت در تمام جوانب زندگی یک فرد تحقیق انجام دهیم و آن فردی است که خود را فرستاده خدا یا والی دین خدا معرفی می کند، البته هر کسی در زندگی اشتباهاتی می کند و رسیدن به چنین مرتبه ای زمان می برد و همان طور که می دانیم مثلا حضرت موسی (ع) در جوانی قتل انجام داده است ( البته غیر عمد ). شرایط فعلی آن شخص هست که مهم است، گذشته اگر جبران شده باشد و شخص بخشوده شده باشد، نمی تواند ملاک باشد.

اخلاق

امروز می خواستم در مورد اخلاق بنویسم اما اول اومدم و یه جستجو کردم به این نتیجه رسیدم سوادم در فلسفه، روانشناسی و جامعه شناسی اون قدر نیست یعنی اشراف به موضوع ندارم (و اشراف به نظرات مختلف) بنابراین امروز لینک چند مقاله و ویدئو رو می ذارم

اعتدال

تنها چیزی که می دونم اینه که فضیلت اخلاقی یا هر فضیلت دیگه در ما، از تعدیل امیال و رذایل اخلاقی یا افراط و تفریط ها نشات می گیره. پیدا کردن این حد وسط در هر شرایطی کار مشکلیه نیاز به تجربه و تمرین داره.

قضاوت

یک روش تربیتی از قدیم الایام بر چسب زدن به آدم هایی بوده  که کارهای اشتباه ازشون سر زده معمولا والدین و مربیان این کار رو با بچه ها انجام می دند و بچه چون کوچیکه باورش می کنه و این در آدم باقی می مونه نه تنها قضاوت که مقایسه هم خودش آدم رو دچار کینه و نفرت می کنه و انسان از نقاب یا ریا یا … استفاده می کنه تا چیزهایی که به ظاهر بدیهای وجودش هست رو بپوشونه.

فقط می گم اگر کسی دلسوزانه با من رفتار نکرد من برای خودم دلسوزم و اینکه اگر کسی در حق من بی معرفتی کرد و زشتی کار برای من آشکار شد، من این کار رو نمی کنم چون من با اون فرق دارم. من خودم رو ارزشمند می دونم اما اون شاید چنین احساسی نسبت به خودش نداره و اتفاقا نیازمنده دلسوزیه شاید گذشته ای داشته که اگر منم بودم همین طور رفتار می کردم. فقط می شه به درگاه خداوند شکر گزاری کرد. همین.

البته این حرف های من خودش یک خود بزرگ بینی درش هست یعنی من خودم رو بهتر می بینم اما بهتر و بدتر و کلا مقایسه دیگران با خود کار اشتباهیه دیگری بهترین خود تا همین لحظه و من بهترین خود تا همین لحظه هستم از کجا معلوم که ورق برنگرده؟!

#چرا_همه_باید_فلسفه_بدانند

#چرا_همه_باید_روانشناسی_بدادند

تماشا کنیم:

بررسى دو دیدگاه، درباره گناه

چرا مردم بدجنسی می کنند؟

معلم اول: ارسطو و اندیشه اعتدال

خویشتن دوستی و عزت نفس

زیگموند فروید و نظریه تعالی/والایش

فلسفه: توماس آکویناس و آشتی عقل و ایمان

اندیشه ی آگوستین فیلسوف مسیحی

بخوانیم:

فضیلت در نگاه ارسطو و توماس آکوئیناس

سیر تطور نظریه اعتدال در اخلاق اسلامی

سعادت گرایی