بایگانی برچسب: s

درست و نادرست کدام است؟

خوب یک مشکلی که من همیشه با مذهبیون داشتم برای مثال این بود که از یک نفر یک سخنی نقل می کنند بعد من می گویم این حرفتان در این صورت درست نیست یا در صورتیکه که فلان اتفاق بیفتد این سخن مصداق ندارد و یا …

اما مذهبیون گرامی انگار اصلا حرفت را نمی شنوند دوباره همان حرف خودشان را می زنند هر چه من بگویم باز هم حرف خودشان را می زنند انگار یک نوار کاست قورت داده اند و همان را هی تکرار می کنند و خوب هر کس باشد به این فکر می کند که این افراد از نظر مغزی یک مشکلی دارند دیگر!

بعد از این همه سال هنوز نتوانسته ام بفهمم باید چگونه باهاشون صحبت کنم آن ها آن سخن را صد در صد درست می دانند و خوب من هم به اندازه ای عقل دارم و منطق می دانم و می بینم حرفشان درست نیست اما خوب واقعا درست و نادرست کدام است؟

آنچه من نادرست می دانم باعث می شود آن ها احساس بهتری داشته باشند واقعا قبول دارم آنهایی که انقلاب کردند و آن دسته از نسل بعد از انقلاب که دنباله رویشان هستند از مایی که بعد انقلاب آمده ایم خودمان را به روز و با اطلاعات بیشتر می دانی اکثرشان مسئولیت پذیرند خودخواهیشان کمتر است همان باورهای اشتباه برای آن ها کارکرد درستی داشته است و اکثر ما در عمل بی تفاوت تریم اصلا می گوییم کی به کی هست دنبال منافع خودمان هستیم.

واقعا الان تصمیم گرفته ام که دیگر همه چیز را بد و خوب و درست و نادرست نکنم فقط نگاه کنم ببینم بالاخره می فهمم در این دنیا چه خبر است یا نه! آنچه به مغزم می آید را مشاهده کنم آیا درست است؟ درست بودن را با چه میزانی محک می زنم؟

البته من اگر کسی بخواهد سرم زرنگی دربیاورد بسیار عصبانی می شوم یک جاهایی از عمد گذاشته ام این اتفاق بیفتد و من سعی کرده ام فقط به رویش بخندم اما حالا این را هم می خواهم متفاوت انجام دهم چون کسی که در حق دیگری زرنگی می کند بسیار … است چون فقط امروزش را می بیند و به عواقبی که این عملش در آینده یا در جهان دیگر دارد توجه نمی کند نمی داند آنچه به این روش به دست می آورد به زودی از دست می دهد این یکی از قانون های این جهان است نیازمند ترحم است نه چیز دیگر.

قدرتمندان و دیگران

تا به حال فکر کرده اید یک شهروند چقدر در تصمیمات حاکمان کشورش دخالت دارد؟ هر سیاستمداری به پشتوانه افرادی که از او حمایت می کنند تصمیم می گیرد.

اندازه ی آدم ها

هر کدام از ما یک ظرفیتی داریم، هر کدام از ما نه کاملیم، نه خوب مطلق و نه بد مطلق، وقتی عده ای از ما به دلیل عقیده یا علاقه یا هر چیز دیگر خود را به شکل جان نثار و سینه چاک یک شخص نشان می دهند واضح است که آن شخص را دچار ذهنیت اشتباه در مورد قدرتش، فکرش،‌ عقیده اش و … می کنند و غیر مستقیم باعث می شوند آن شخص تصمیمات اشتباه بگیرد. این افراد باید بدانند که با حمایت های بی جای خود، در حق آن شخص خیانت می کنند.

مسئولیت پذیری در قبال حمایت از سیاستمداران

همه ی ما لازم است متوجه باشیم در قبال تصمیمات گرفته شده مسئولیم. اینکه کسی می گوید جوون بودم، اشتباه کردم، خر بودم، نشانه ی این است که هنوزم به بلوغ کافی نرسیده است که به جای قبول کردن مسئولیت کاری که کرده اشتباهش را توجیه می کند و می توان نتیجه گرفت هنوز همان آدمی است که بوده فقط موهایش سفید شده است و خودش هم معترف است که چه بوده و البته چه هست.

هر کس از ما را بردارند ببرندمان جلوی صد نفر که برایمان فریاد بزنند و تشویقمان کنند، جو گیر می شویم. حداقل امکانش وجود دارد تا در چنین شرایطی قرار نگیری، نمی توانی بگویی که نه من این طور نیستم.

اخلاق حرفه‌ای و مسئولیت‌پذیری اجتماعی

 

 

می توان گفت رعایت اخلاق و مسئولیت پذیری از اساسی ترین ارکان در یک نهاد حرفه ای است. یکی از مهم ترین نکته های قابل ذکر، تعهد رهبر و مدیر سازمان به حرفه خود است. تجربه فردی من از کار در یک شرکت میانه در مدیریت به من نشان داد، عدم رعایت اخلاقیات چطور موجب بی تفاوتی در سازمان خواهد شد. وقتی مدیر همکاری لازم را نمی کند و فرد را در بلاتکلیفی قرار می دهد موجب دلسردی پرسنل می شود. همچنین نوع مدیریت رابطه ای موجب احساس عدم امنیت در فرد می شود.

مدیریت مقوله ایست که در عصر ما دچار دگرگونی شده است و روش های نوینی برای بالابردن بازده کارمندان و رهبری مطرح شده اند. هر مدیری قبل از هر کاری لازم است اطلاعات و مهارت های خود را در مدیریت گروه افزایش دهد. مدیران برای انگیزه دادن و آماده کردن ذهنی اشخاصی که زیر نظرشان مشغول هستند نیاز به اطلاعات شخصی افراد دارند. اگر بخواهیم با تمام کارمندان با یک شیوه برخورد کنیم راهی از پیش نمی بریم. یک مدیر ابتدا خودش را مدیریت می کند و سپس با الگو کردن خود به کارمندانش به آن ها تعهد و اخلاق را فرا می دهد.

برای کار تیمی شیوه های متفاوتی وجود دارد که به فراخور شغل متفاوت است برای مثال مدیریت گروه های نرم افزاری با مدیریت یک پروژه ساختمانی تفاوت دارد زیرا کارمندان و کارگران مهارت ها و تخصص های خاص خود را دارند.

با رعایت اخلاق و مسئولبت در کار می توان کنترل و بازرسی های شغلی را کاهش داد. یک کارمند هنگامی که تعهد مدیر خود را می بیند این تعهد را فراگرفته و در کارش جدیت بیشتری به خرج می دهد.

برای نمونه می توان این کار را امتحان کرد تا تفاوتش را متوجه شد. یک مدیر به وضعیت مالی کارمندانش توجه می کند و از وضعیت روانی اشخاص به نفع سازمان استفاده می کند. سعی در بالابردن نشاط در بین زیردستانش دارد می داند رسیدگی به زیردستانش مساوی با بالارفتن بازده کاری می شود. سازمانی که مدیریتش به دنبال پول در آوردن به هر روش و نگاهش ابزار گونه به منابع انسانی است پرسنل به خوبی کار نخواهند کرد و فقط به خاطر امرار معاش به کار خود ادامه می دهند و خود را جزئی از سازمان نمی دادند. این خطر بزرگی برای مدیر و رهبر سازمان می باشد.

چند تحقیق نمونه:

رابطه بین اخلاق حرفه ای، رهبری اخلاقی با مسئولیت پذیری اجتماعی در مدارس استان کردستان

رابطه ی اخلاق حرفه ای با مسئولیت اجتماعی