بایگانی برچسب: s

خواندن بی تخیل!

من از نوجوانی بیشتر دنبال کتاب هایی بودم که در پی بیان مطلب و مفهومی عمیق است، کتاب های علمی یا کتاب های ادبیات کلاسیک ایرانی بیشتر مرا به خود جذب می کرد. البته هیچ وقت مطالعه منظم نداشتم بستگی به این داشت چقدر وقت آزاد داشته باشم.

تصور من از کتاب های داستان و رمان، داستان های عاشقانه ی مبتذلی بود که نوجوانان می خوانند البته الان که نگاه می کنم می بینم آن چنان هم مبتذل نبود من خیلی به دنبال مفاهیم عمیق بودم.

آن موقع ها دنبال فلسفه هم رفتم بعدا باز هم رفتم اما مفاهیمش برایم سنگین به قول خودشان انتضاعی بود. ( ما این کلمه ی انتضاعی را در کامپیوتر هم داشتیم و من آخرش معنی اش را نفهمیدم! ) و خوب البته تنبلی ام هم می آمد که روی مطالب وقت بگذارم، چند بار بخوانمشان، تا بفهمم چه می گویند و یک تصویر از فلاسفه داشتم که می نشینند دور هم و بحث می کنند و سعی می کنند ثابت کنند حرف خودشان درست است! اما اکنون که به جمع هایشان وارد شدم می بینم همه این طور نیستند.

اکنون مدتی است کتاب های داستانی خواهرهایم را می خوانم. از نویسندگان مختلف خواندم اما من هنوز یک مشکل دارم، هنوز نمی توانم صبر داشته باشم یک جورهایی بخش های هنری داستان برایم خسته کننده است و البته تازگی ها متوجه شده ام نمی توانم تخیل کنم مثلا نویسنده صحنه یک اتاق را وصف می کند من اصلا نمی توانم آنچه او می گوید را با خودم تخیل کنم نه اینکه قوه تخیل نداشته باشم اما فکر می کنم فیلم و سریال عادتم داده است، یک نفر صحنه ای را، بازیگرانی را انتخاب می کند و با تخیل خود تصویری به ما ارائه می دهد و ما عادت می کنیم یک نفر همیشه این کار را برایمان بکند. نمی دانم انگار در یک قالب رفته ام.

به هر صورت که در حال حاضر کتاب های داستانی بیشتر می خوانم اما بیشتر وقت گذرانی است واقعا سرگرمی دلچسبی است. اما بی تمرکز و بی تخیل می خوانم البته مفاهیمشان را متوجه می شوم و پیام هایشان را درک می کنم البته نمی توانم ادعا کنم که همه ی آن چیزی که نویسنده مد نظر داشته را می فهمم.

می خواهم به فلسفه هم وارد شوم چند دوست مجازی پیدا کردم چند گروه مجازی که مدتی است عضوشان هستم و جلساتی که حضور پیدا کردم همه به من نشان داد که داوری که کرده بودم کلی و یک جانبه بوده است و بعد این داوری را به یک پیش داوری تبدیل کرده بودم و به اهالی فلسفه این گونه نگاه می کردم متاسفانه این پیش داوری عادت همیشگی ام هست در صدد رفعش هستم.

وضعیت کتاب و کتابخوانی

آمار و ارقام ( که دقیق هم نیستند ) نشان می دهند ما به اندازه ی کافی کتاب نمی خوانیم، این را می دانیم اما سهل انگاری می کنیم.

کسانی که کتاب می خوانند

به نظرم اگر از کسانی که کتاب می خوانند شروع کنیم بهتر باشد این افراد به چند گروه تقسیم می شوند.

– گروه کرم های کتاب : این گروه هر چه گیرشان بیاید می خوانند گاهی فکر می کنم می خوانند برای اینکه خوانده باشند، تفریحشان خواندن است اما از این قدر خواندن چقدر نسیبشان می شود نمی دانم.

– گروه عالمان بی عمل : این ها کتاب خیلی می خوانند، خیلی اطلاعات دارند. مرجع مناسبی برای معرفی کتاب هستند و درک خوبی از آنچه خوانده اند دارند اما در عمل که رفتارشان را نگاه می کنی آن همه خواندن تاثیر چندانی بر عملکردشان نگذاشته است.

– گروه روشنفکر نما ها : کتاب می خوانند که بگویند ما هم بلدیم ما هم داناییم ما خیلی چیزهای دیگریم، این گروه مشخصا خودشان را گول می زنند البته می توان گفت جزو گروه عالمان بی عمل هستند.

-گروه جستجوگران پرسش ها: این گروه هدفشان از کتاب خواندن پیدا کردن پاسخ سوالاتشان در کتاب هاست نصفه خوان های خوبی هستند از هر چیزی مقداری می دانند همان طور نصفه ( خودم فکر کنم جزو این گروهم ) می دانید آخر وقتی کتابی که می خوانی به حاشیه می رود و از سوال انسان خارج می شود ادامه دادنش به نظر مفید نمی رسد. حداقل در آن زمان به خصوص.

-گروه تفننی خوان ها : این گروه هر وقت حوصله داشته باشند سری به کتاب ها می زنند و چند ورقی می خوانند ( در داستان و رمان این گونه ام )

-گروه عالمان : این افراد در انتخاب کتاب دقت نظر دارند هر چه را می خوانند خوب می خوانند و به کار می ببندند در زندگی موفق هستند برنامه مطالعاتی دارند البته این گروه خود به دو گروه تقسیم می شوند بعضی از عالمان فقط در حیطه تخصص خود مطالعه می کنند ( موجب یک بعدی شدنشان می شود ) و بعضی در چند حیطه مطالعه دارند.

روش تربیت در مدارس

در زمان تحصیل ما که این گونه بود، باید کتاب درسی را در حافظه ات ضبط می کردی یا شفاهی یا کتبی امتحان می دادی بعضی معلم ها اگر واو را جا می انداختی نمره ات را کم می کردند بنابراین من یکی که تصمیم گرفتم درسهای خواندنی را نخوانم مثلا به نشانه اعتراض فکر نمی کنم تا به امروز کسی به اعتراض من پی برده باشد همه فکر می کردند بازیگوشم البته اعتراض همراه با بازیگوشی و لجبازی بود.

خلاصه که من فکر می کنم ما یاد نگرفتیم خودمان برای خودمان خط مشی مطالعه پیدا کنیم و هدفی از خواندن برای خود ترسیم کنیم مرجع راهنمایی هم وجود ندارد که مثلا اگر من بخواهم در مورد نجوم مطالعه کنم به آن مراجعه کنم و آن جا کتابهای مناسب از سطح مقدماتی تا پیشرفته لیست شده باشند و چکیده شان نیز موجود باشد تا من حداقل دچار سردرگمی نشوم. جای چنین وب سایتی خالی است.

اگر بخواهی وارد یک موضوع شوی یا باید خودت شروع به گشتن میان انبوه کتاب ها کنی یا یک نفر مطلع را بیابی و از او راهنمایی بگیری آن هم ممکن است خیلی اشراف نداشته باشد و یا اینکه روی اینترنت بگردی و شاید وب سایتی کتاب هایی را معرفی کرده باشد.

هزینه و مکان مطالعه

اگر سری به وب سایت های آنلاین کتاب خارجی ( مثلا آمازون ) بزنیم می بینیم که قیمت کتاب در خارج کشور در مقایسه با قیمت کتاب در کشورمان بالاتر است پس فقر دلیل کم خواندن کتاب در اقشار خاصی است اکثر افراد جامعه می توانند از پس هزینه برآیند ( اگر اولویتشان یادگیری باشد ) .
در مشهد خودمان کتابخانه خیلی کم است بیشتر مساجد کتابخانه دارند و کتابخانه مرکزی هم که از کودکی بنده در حال ساخت است و هنوز فکر می کنم نیمه کاره است مشخص است که ارگان های حکومتی دغدغه خاصی نسبت به این موضوع ندارند.

چرا الویتمان یادگیری نیست؟

در حال حاضر اکثرمان این طور فکر می کنیم که باید ثروتمند شویم همه می دانیم ثروت فقط پول نیست اما بیشترمان چشممان دنبال پول است فکر می کنیم هر کسی پولدار هست حق ما را خورده است به دنبال فرصت می گردیم تا بارمان را ببندیم اما دقت نمی کنیم کسی که ثروت دانایی دارد هم به تعبیری حق ما را خورده است اگر نادان هایی نبودند تا به او نشان دهند باید چیزهای جدید بیاموزد شاید او به فکر نمی افتاد. ( این هم از همان نوع فکرهاست دیگر! )

یادگیری یک فرآیند طولانی مدت است نیازمند صرف هزینه و زمان است نیازمند تمرین است باید بتوانی خودانگیخته بدون فشار بیرونی این کار را انجام دهی و ثمره اش را شاید چندین سال بعد به دست آوری اما آن زمان بسیار لذتبخش است که بعد از کلی سختی به درجه ای می رسی که حرفی برای گفتن داری.
اگر به دانشی عشق داشته باشی یا دانشی برای رسیدن به هدفت لازم باشد با انگیزه آن را فرا خواهی گرفت باز هم به مسئله مهم داشتن هدف و پیدا کردن علایق می رسیم. آن گروه هایی را هم که ابتدا معرفی کردم بیشترشان هدفی از خواندن داشتند شاید همه شان هدف های درستی نبودند اما هدفی داشتند.

این را هم می دانم وقتی عمری مدرسه و دانشگاه می روی و می گویند این راه سعادت است اما در انتها می بینی فقط برای عده ای این راه سعادت است و تو باید کار دیگری می کردی و نکردی و حالا عقب افتاده ای چه حس بدی ایست اما چاره چیست بیشترمان همین اشتباه را به نوعی مرتکب شده ایم.

تاثیر شبکه های اجتماعی و اینترنت و دیگر رسانه ها

اینترنت ما را عادت داده است که به دنبال چیزهای سهل الوصول باشیم راحت طلبی مان بیشتر شده است ضمن اینکه خودش حالت سرگرم کننده و اعتیاد آور دارد که بیشترمان حداقل در دوره ای از زندگی تجربه اش کردیم اینکه چه اتفاقی در مغز می افتد نمی دانم اما واکنش ما این گونه است.

یک دلیل این که زیاد وقت پای اینترنت می گذاریم این است که تفریح فرحبخشی نداریم حتی بازی های رایانه ای هم همین گونه اند. همه به یک روز در هفته برای تفریح نیاز داریم اما اکثرا جمعه ها را ملال آور می گذاریم و آخر سر هم از غروب جمعه گله می کنیم گروه های دوستانه و سفر های کوتاه به اطراف شهر برای من جذاب اند و باعث می شوند کل هفته شارژ باشم هر وقت این کارها را نمی کنم بیشتر سراغ اینترنت می روم.

این را هم باید بدانیم که در یک کتاب نویسنده نقطه شروع و پایانی برای خود ترسیم کرده و می خواهد خواننده را از وضعیتی به وضعیت دیگر ببرد هدف مشخصی دارد اما در تمامی رسانه ها بیشتر از اینکه به این موضوع توجه شود هدف سرگرم کردن و پر کردن وقت مخاطب است اطلاعاتی که می دهند در حد آشنایی با موضوع است.

کتاب وسیله آموزش، کسب دانش و آگاهی و انتقال تجربه

اینکه با کتاب می شود جای دیگر انسان ها زندگی کرد، راه های رسیدن به اهداف و بن بست های زندگی دیگران را مشاهده کرد و بدون صرف هزینه و زمان گزاف تمام تجربه زندگی شخصی دیگر را بدست آورد را همه می دانیم، می دانیم یکی از راه های کسب دانش و آگاهی مطالعه است. می توانیم خود معلم خود باشیم و می توانیم طرز گفتار و کردار بزرگان تاریخ بشری را ببینیم.

کتابخوانی دیجیتال

امروزه فروشگاه های آنلاینی در کشور فعالند که می توان کتاب الکترونیک یا صوتی از آن ها خریداری کرد و از زحمت حمل کتاب به هر جا خلاص شد، به خصوص کتب صوتی که امکان استفاده از آن ها در زمان های رفت و آمد و یا کارهای روتین هست، می توانند یک راه برای بالا بردن دانش و حتی تفریح باشند. هر چند به نظر من تمرکز حواس روی کتاب معمولی بیشتر از کتاب های دیجیتالی است.

فروشگاه فیدیبو
فروشگاه طاقچه
فروشگاه نوار

دسترسی به فروشگاه ها

در خیلی از شهرها ممکن است علاقمند به کتاب موجود باشد اما کتابفروشی مناسبی وجود نداشته باشد یا کتاب مد نظر فرد قابل تهیه نباشد یا کسی فرصت مراجعه حضوری به کتابفروشی نداشته باشد فروشگاه های آنلاین زیادی در سطح کشور فعالند من دو نمونه از آن ها را می گذارم.

آدینه بوک: فروشگاه اینترنتی کتاب – خرید آنلاین کتاب
کتاب و مجلات| فروشگاه اینترنتی دیجی کالا

قبل از خرید

می توان قبل از خرید به وب سایت های گوناگون مراجعه کرد و در مورد کتاب مورد نظر اطلاعاتی به دست آورد. مثلا دو لینک زیر:

کتاب صوتی چهار میثاق

کتاب چهار میثاق اثر دون میگوئل روئیز

کتابخوانی گروهی

اگر بتوان در گروه دوستان (به طور مثال هفتگی یا ماهیانه) کتابی معرفی شود و پس از خوانده شدن به بحث گذاشته شود روش کارآمدیست تجربه اش را دارم منتها آن گروهی که عضوش بودم سلایق خیلی متفاوت بود و این برنامه ادامه پیدا نکرد. فکر می کنم در گروه های خانوادگی هم امکان پذیر باشد فقط همان بحث رغبت و سلیقه پیش می آید.

در پایان هم فکر می کنم نمی توان یک شخص را با القا کردن و بدون میل باطنی نسبت به موضوعی به کاری ترغیب کرد فقط می توان راه و روش را نشان داد و عاقبت کار را همین و بس

اگر نوشته هایم را دوست دارید یا ندارید لطفا عنوان کنید یا اگر حس می کنید از بیان مناسبی استفاده نشده است.

بیشتر بخوانیم:
رتبه واقعی ایران در مطالعه + جدول
وضعیت انتشار کتاب در دولت‌یازدهم +اینفوگرافیک
بحرانی بودن وضعیت کتاب
گزارشی از وضعیت کتاب در عصر شبکه های اجتماعی
کتاب و کتابخوانی، نگاهی به وضع تالیف و ترجمه در ایران
نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟
نگاهی اجمالی به وضعیت کتاب و کتابخوانی در جامعه اهل سنت ایران
دکتر محسن اسماعیلی- وضعیت کتاب در قانون اساسی
بررسی وضعیت کتاب و کتابخوانی در ایران – تحقیقات اطلاع‌رسانی و کتابخانه‌های عمومی