بایگانی برچسب: s

عقل و ذهن و نفس

می دانی آدم هر چی می کشد از عقلش است از ذهنش است، عقلی که به دنبال منافع شخصی خودش است و ذهنی که زندانی باور های کهنه است و درها را رو به جهان بسته است.

آری آدمی همیشه این گونه بوده است اسیر نفس، اسیر عقل، اسیر ذهن. در این دوران همه ی اینها قوی تر شده اند، خوب حق با توست انسان اسیر است فکر می کند زندگی همین است که برایش تعریف کرده اند.

چگونه می شود این زندان را نابود کرد؟

تازه می فهمم دیوانگی چه خوب بود عقل و ذهن و نفسم هر سه ضعیف شده بودند البته برایم ناراحت کننده بود اما حال پی می برم چه نعمتی بود آن عذاب!

اگر به من باشد می گویم همه باید دیوانه شوند تا بفهمند بعد از دیوانگی دنیا چگونه می شود! اما خوب اگر همه دیوانه شوند کار دنیا فلج می شود.

نمی دانم چگونه است که من خودبینی ام زیاد است اما همین خودم هم زخمی است و ارتباطم با خودم خوب نیست! شاید به خاطر همین ها خودبینی ام زیاد است. همیشه سعی در محافظت از خودم داشتم اما خوب مثل اینکه روش اشتباهی استفاده کردم.

غزل ۱۴۴ : به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد

به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد                           که خاک میکده کحل بصر توانی کرد

مباش بی می و مطرب که زیر طاق سپهر                    بدین ترانه غم از دل به در توانی کرد

گل مراد تو آن گه نقاب بگشاید                                 که خدمتش چو نسیم سحر توانی کرد

گدایی در میخانه طرفه اکسیریست                            گر این عمل بکنی خاک زر توانی کرد

به عزم مرحله عشق پیش نه قدمی                           که سودها کنی ار این سفر توانی کرد

تو کز سرای طبیعت نمی‌روی بیرون                           کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد

جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی                               غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد

بیا که چاره ذوق حضور و نظم امور                          به فیض بخشی اهل نظر توانی کرد

ولی تو تا لب معشوق و جام می خواهی                    طمع مدار که کار دگر توانی کرد

دلا ز نور هدایت گر آگهی یابی                                چو شمع خنده زنان ترک سر توانی کرد

گر این نصیحت شاهانه بشنوی حافظ                       به شاهراه حقیقت گذر توانی کرد

معنی ابیات:

۱. آنگاه می توانی به اسرار عارفان نظر کنی که خاک پای عارفان ربانی را سرمه چشم کنی. ( شاگردی عارفان را بکنی. )

۲. در این دنیا و در راه طریقت بدون عشق مباش که با این عشق می توانی غم ها را از دل بیرون کنی.

۳. آن گاه به مرادت (رسیدن به معشوق و حقیقت ) خواهی رسید که مانند نسیم سحر مدام در خدمتش باشی.

۴. شاگردی و گدایی کوی میکده ی عشق اکسیریست که می توانی خاک را با آن زر کنی. ( خاک خودت را به زر گرانبها مبدل گردانی. )

۵. قدمی به سوی مرحله ی عشق بردار که سودهای زیادی در این سفر خواهی کرد.

۶. تو که از طبیعت نفسانی و غرایز نمی توانی جدا شوی که چطور می خواهی از راه طریقت گذر کنی؟

۷. جمال معشوق ازلی و ابدی نقاب و حجاب ندارد اگر تو غبار راه و تنت را پاک کنی می توانی به آن نظر کنی.

۸. تحصیل حضور و تجلی معشوق و منظم کردن امورات با الهام از اهل نظر ممکن است.

۹. ولی تا زمانی که دل در گرو معشوق زمینی داری بدان که نمی توانی کاری از پیش ببری.

۱۰. ای دل اگر از نور هدایت آگاه شوی چون شمع ترک سر کرده و به روشنی می رسی.

۱۱. این پندهای با ارزش حافظ را اگر بشنوی به شاهراه حقیقت می توانی برسی.

برداشت آزاد:

در این غزل خواجه چند پند را برای گذشتن از مرحله ی طریقت به ما می دهد، یکی شاگردی عارفان ربانی ( همچو خود )، دیگری دست کشیدن از نفس و غرایز نفسانی برای رسیدن به حقیقت و آخری عشق ورزیدن.

برای پیمودن هر راهی نیاز به راهنمایی وجود دارد، در مورد طی طریق سالک نیز این امر صادق است البته راهنما می تواند کتاب نیز باشد که کار را کمی دشوارتر می کند اما غیر قابل انجام نیست کتاب های حکما و عرفای بزرگ ما هر کدام به گونه ای درس حکمت و معرفت را مطرح کرده اند و هر کدام نظرات ارزشمند و قابل تأملی دارند.

نفس انسان همیشه او را به سمت امورات زود گذر و آنی می کشاند و از صبر و حوصله بیزار است کما اینکه برای رسیدن به اهداف ارزشمند نیاز به صبر و ممارست و تلاش فراوان است. ضمن اینکه نفس دچار یک سری عادات و خصایص فرومایه هم هست که با تلاش و تمرین می توان آن ها را کنار گذاشت. نفس یک سری تعلقات نیز دارد مانند پول، شهرت و آبرو، قدرت، خانواده و … که برای رسیدن به حقیقت باید از همه ی این ها هم دل کند. غرایز انسان نیز او را سرگرم دنیا می کنند فکر اینکه چه بخوریم یا چگونه با دیگری ارتباط داشته باشیم می تواند از حد متعارف گذشته و زندگی انسان را مختل کند ضمن اینکه در مرحله ی طریقت این اعمال به کمترین حد خود می رسد.

عشق ورزیدن به خلق خدا را آخرین مرحله ایمان نیز می دانند، اینکه چگونه در برابر انسان ها با محبت و شفقت رفتار کنی تا به مرحله ای از تکامل برسی برای من هنوز جای سؤال است!؟ این محبت خالصانه و بدون در نظر گرفتن هدف که همان رسیدن به معشوق ازلی و ابدی است باید صورت گیرد و این کار را مشکل می کند.

گاهی اتفاقاتی می افتد که حال خوب و رفتاری را که در پیش گرفته بودی را همه را مختل می کند و بعد در خود فرو می روی که چون ناگهان از اوج سقوط می کنی و دوباره باید راهی که پیموده بودی را طی کنی شاید این بار دیگر آن اشتباهات نکنی.

خشم نقطه مقابل عشق ورزیدن است. وقتی عملی را می بینی که به خشم وا می داردت اولین کار کظم عصبانیت است برای هضم کردن عصبانیت هم اگر بدانی که تمامی اتفاقات به دست خداوند رقم می خورد و تمامی این اتفاقات برای امتحان توست و در نهایت هم هیچ اتفاق ناگواری نخواهد افتاد زیرا ایمان داری که او مراقب توست عصبانیتت آرام می گیرد.

منابع:

درس حافظ نقد و شرح غزل های حافظ، دکتر محمد استعلامی

گنجور ; حافظ ; غزلیات ; غزل شمارهٔ ۱۴۴

غزل شماره ۱۳۸ | مجموعه اشعار و آثار دکتر عبدالحسین جلالیان

جهاد

جهاد به معنی تلاش کردن است اما برای بیشتر ما در ذهنمان، بلافاصله معنی جنگ نقش می بندد.

جهاد اصغر

تلاش برای غلبه بر مخالف بیرونی در راه خدا جهاد اصغر نامیده می شود. این جهاد می تواند به شکل جنگ، جنگ سایبری، جنگ رسانه ای، مقابله با فقر، مقابله با بی سوادی، مقابله با بی عدالتی، مقابله با نادانی و …. باشد.

جهاد اکبر یا تهذیب نفس

پاک کردن نفس از امیال و غرایز که با خودسازی و خودشناسی صورت می گیرد و بالاترین جهاد برای هر انسان است، تهذیب نفس یا جهاد اکبر نامیده می شود.

ویژگی رهبر نهضت جهادی

لازمه ی رهبری گروه هایی که ادعای جهاد دارند، این است که رهبر ابتدا خود به جهاد اکبر پرداخته باشد، چنین فردی از قید نفس خود آزاد است و با دید باز به جهان نگاه می کند، حسد،‌ حرص، شهوت، خشم و امیال دیگر او به تعادل رسیده اند و در شرایطی بالاتر کاملا نفس او از این امیال پاک شده است.

متاسفانه در طول تاریخ افراد بسیار زیادی خود را جهادگر معرفی کردند که اعمالشان خلاف این مدعا را نشان می دهد. نمونه هایش همین امروز هم هستند و بیشتر ما می شناسیمشان.

چرا گروه های خارج از دین می توانند خود را به عنوان والی دین جای بدهند؟

نبود عقلانیت و عدم پرسشگری و تامل، نادانی، تندروی و تعصب، تقلید و دلایل دیگری که بهتر است جامعه شناسان در موردش اظهار نظر کنند باعث می شود افراد متقلب بتوانند عده ای را به سوی خود جذب کرده از آن ها برای رسیدن به اهداف نفسانی خود به اسم دین و خدا، استفاده کنند. البته بررسی شخصیت این گونه افراد هم از نظر روانشناسی موضوع تحقیق جالبی می تواند باشد.

مراتب نفس انسان

به گفته ی علمای دین و بعضی از عرفا با استناد به قرآن، نفس در حین تهذیب طی مراحلی، مراتبی را کسب می کند که در مقاله نفس در ویکی پدیا به اختصار توضیح داده شده است.

علمای دین راه تهذیب نفس را در عبودیت می دانند و عرفا به دیده ی معشوق به خداوند می نگرند که معنای عبودیت در آن مستتر است و هر دو می تواند انسان را به مقصود خود برساند، انتخاب هر کدام از این دو روش به عهده خود فرد است.

بیشتر بخوانیم:

معنی جهاد

معنی جهاد اکبر

پرسشی در باب مقابله با شیطان

تأمّلی دربارهٔ «جهاد اکبر» و پیوند آن با «اندیشهٔ انتقادی»

 

ما

وقتی که ما با انسان ها ارتباط داشته باشیم، افکار آن ها را دریافت می کنیم، هر چه این ارتباط بیشتر باشد،‌ میزان تاثیر این افراد بیشتر است اکثر ما همان حرف هایی که از والدینمان می شنیدیم را در ذهن خود داریم و در شرایط مشابه آن ها را تکرار می کنیم، این افکار می توانند خوشایند یا ناخوشایند برایمان باشند و رها شدن از این افکار نیازمند تمرین است.

تجربه به من نشان داده است که با توجه و آگاه شدن به این افکار و با زیر سوال بردنشان و مقایسه شان با واقعیت موجودمان می توانیم، کم کم از قید افکار غیر واقعی رها شویم.

البته افکار غیر واقعی ما فقط توسط انسان ها در ما ایجاد نمی شوند، بعضی اوقات تجربه هایی داریم که مدام تکرار می شوند و فکر می کنیم در همه ی شرایط، برای تمام انسان ها این اتفاقات می افتد،‌ در اصطلاح تجربیات خود را تعمیم می دهیم، در صورتیکه آنچه من تجربه می کنم بستگی مستقیم به افکارم دارم، شرایطی که مدام در آن قرار می گیریم برای ما حاوی پیامی است که اگر آن پیام را متوجه نشویم و فقط کاری کنیم که شرایط عوض شود، دنیا دوباره ما را در شرایط مشابه قرار می دهد تا آنچه نمی دانیم را متوجه شویم و بیاموزیم.

گاهی هم گفته اند، دنیا و اشخاص دیگر مانند آینه ما هستند وقتی چیزی در وجود کسی می بینیم که ما را آزار می دهد یا ناپسند است در واقع چیزی است که در خودمان داریم و یا نمی دانیم و یا وجودش را نفی می کنیم اگر بپذیریم که ما هم نقاط منفی در وجود خود داریم و لازم است رفتار و گفتار و افکار خود را اصلاح کنیم تا این نقاط منفی کم کم محو شوند،‌ مشکلاتمان حل می شوند.

آیینه چون نقش تو بنمود راست _ خود شکن، آیینه شکستن خطاست

اینکه متوجه شویم درسی که شرایط موجود می خواهد به ما بدهد، چیست،‌ برعهده ی خود ماست، تشخیصش مستلزم آن است که خوب فکر کنیم.

عده ای عقیده دارند افکار ما قدرت جذب دارند و می توانند باعث به وجود آمدن شرایط شوند اما بیشتر از افکار، باورهای ما هستند که باعث به وجود آمدن شرایط می شوند،‌ اگر افکاری داشته باشیم که خودمان به آن ها شک داشته باشیم توانایی خلق شرایط را ندارند اما اگر باورشان کردی آن موقع است که باید منتظر شرایطی که به وجود می آورند، باشی.

برای اینکه بتوانیم روی ذهن خود کار کنیم نویسنده ی معاصری را می شناسم که کتاب های جالبی دارند. آقای آلمانی با تجربیات جالب توجه که فرهنگ ها و ادیان و عرفان را در شرق از ژاپن تا خاورمیانه مطالعه کردند. ایشان آقای اکهارت تول نام دارند.  ایشان دو کتاب دارند که برای مطالعه پیشنهادشان می کنم نیروی حال و زمینی نو که توسط چند انتشارات و مترجم چاپ شده اند من ترجمه های آقای مسیحا بزرگر را دارم و به نظرم کتاب زمینی نو جالب تر و کاربردی تر است اما خود نویسنده پیشنهاد می دهد ابتدا کتاب نیروی حال مطالعه شود. مقداری مطالب این کتاب ها غیر معمول هستند، شاید نیاز باشد بخش هایی از آن ها را چند بار خواند و نیازمند فکر کردن است اما وقتی متوجه منظور ایشان می شوی به درک جدیدی از خود می رسی. سخنرانی های ایشان هم در وب سایت های مختلف موجود است.

اگر به شعر خواندن علاقه داشته باشید هم کتاب های مولانا یکی از بهترین گزینه های برای خودشناسی است. کتاب های مولانا مثل یک بسته آموزشی کامل است. مثنوی معنوی که روان و تقریبا همه فهم است کلیات شمس که عاشقانه و عارفانه با شور و هیجان مطالب را بیان می کند و فیه ما فیه که هر چه بخوانی بازم سنگین است و باید روی مطالبش تمرکز بیشتری کرد. برای تمام این کتاب ها شرح های زیادی نوشته شده است و کتبی هم وجود دارند که اندیشه های مولانا را امروزی بیان کردند اما من ترجیح می دهم بی واسطه از خود ایشان استفاده کنم و زحمت خواندن شعر و فکر کردن را قبول می کنم ضمن اینکه تمام آن کتاب ها هم دیدگاه های جالب توجهی دارند که دریافت های نویسندگانشان است.

خودشناسی و درک کردن خود،‌ نگاه عمیقی به ما می دهد که باعث می شود بتوانیم دیگران را نیز بهتر درک کنیم هم چنین جامعه خود را بهتر درک کنیم و بتوانیم زندگی سعادتمندانه و بالنده ای داشته باشیم.