بایگانی برچسب: s

غزل ۸۰ : عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت                   که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش                    هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست              همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت

سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها                         مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت

ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل                            تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت

نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس                      پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت

حافظا روز اجل گر به کف آری جامی                      یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت

معنی ابیات:

۱. زاهد پاک نهاد از رندان عیب جویی نکن که گناه دیگران را به پای تو نخواهند نوشت.

۲. اگر من خوب یا بد هستم تو به فکر خودت باش که هر کسی هر چه بکارد همان را درو خواهد کرد.

۳. همه کس در همه جا در پی معشوق ازلی و ابدی هستند چه مسجد، چه صومعه، چه خانقاه و …

۴. من سر تسلیم بر خشت در میکده آورده ام و اگر مدعیان این کار را فهم نمی کنند بگو سرشان را به سنگ بزنند.

۵. از سابقه لطف ازلی خداوند مرا نا امید نکن که تو نمی دانی در درگاه خداوند چه کسی خوب است و چه کسی بد.

۶. تنها من نیستم که راه تقوا را کنار گذاشتم حضرت آدم (ع) نیز بهشت را از دست داد و گناه کرد.

۷. ای حافظ حتی اگر روزی که روز مرگ توست جامی می بنوشی بدان که بعد از مرگت تو را یکسره به بهشت خواهند برد.

برداشت آزاد:

این غزل، یک غزل عارفانه و رندانه است که خواجه به صورت طنز آمیزی با کنایه به زاهدان و مذهبیون که از او عیب جویی می کردند پیام می دهد که عیب دیگران را فاش کردن خود کاری بر خلاف پرهیزگاری است. هر کس آن چه که می کارد در آن دنیا و این دنیا برداشت می کند. خوبی، عشق، بدی، نفرت و ….

از طرفی به این نکته اشاره می کند که در مذهب عشق، در هر مکانی که باشی و هر کاری که انجام دهی، در حال عبادتی و تمام انسان های خداجو به گونه ای به دنبال خداوند می گردند هر کس در هر مکانی که فکر می کند می تواند به او نزدیک شود.

ناامید کردن بندگان خدا نیز کاری نا صواب است و نیز قضاوت کردن بندگان خدا یا خود را در تقوا و ایمان بالاتر دانستن از دیگری.

این هم مشخص است که همه یمان در طول زندگی گناهان بزرگ و کوچکی انجام داده ایم و خرده گرفتن از دیگران و بی گناه جلوه دادن خود نشانه ی ریا کاری است.

عارف پس از طی مراحلی و رسیدن به درجاتی بعد از مرگ به برزخ نخواهد رفت و مستقیما به بهشت برده خواهد شد و روزی که به این درجه برسد خودش به این امر آگاه خواهد شد اما دیگران متوجه این موضوع نخواهند شد.

در پایان می توان نتیجه گرفت که زندگی هر کس تا زمانی که به دیگری آسیب نمی رساند به خود او ربط دارد و دخالت کردن در زندگی دیگران یا سرک کشیدن در کار دیگران و یا غیبت کردن پشت سر دیگران نشانه ی اشتباه در پندار فرد است.

منابع :

درس حافظ نقد و شرح غزل های حافظ، دکتر محمد استعلامی

گنجور ; حافظ ; غزلیات ; غزل شمارهٔ ۸۰

غزل شماره ۷۷ | مجموعه اشعار و آثار دکتر عبدالحسین جلالیان

غزل ۰۸۰- عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت – مستانه

ترس از خدا

همیشه ما را از عذابی که خداوند بعد از گناه بر انسان وارد می کنند ترسانده ان، اما مگر خدا مثل ناظم های قدیمی است که با چوب و ترکه کودکان را ادب کند؟! این نوع تأدیب کردن تنها باعث می شود فرد تظاهر به ادب داشته باشد، نه اینکه واقعا تصمیم بگیرد آن عمل درست را انجام دهد فقط می خواهد با ادب به نظر آید.

ترساندن، یک روش تربیتی ناصحیح

از قدیم والدین و مربیان برای مهار کودکان از ترساندن آن ها استفاده می کردند برای مثال کودکی که مدام بالای درخت می رود را از لولو یا مار بالای درخت می ترساندند زیرا می دانستند این کار ممکن است عواقب بدی داشته باشد، برای مثال شاخه بشکند و کودک بیفتد و دستش یا پایش بشکند اما چرا مستقیما همین دلیل منطقی کار خود را به او نگفته اند؟!

می دانیم کودکان این روزگار بسیار فهمیده و منطقی اند و چند نسل است این اتفاق افتاده است اما هنوز از روش های اشتباه گذشته استفاده می کنیم.

مفهوم خدا ترس بودن

این را می دانیم که خداوند، مهری به انسان دارد بیشتر از مادر، پس اگر هم مشکل و سختی در سر راه کسی قرار می دهد برای عذاب او نیست بلکه می خواهد او را آماده کند تا بیشتر به خود فکر کند، لازم است فرد تغییراتی در خود ایجاد کند و تا زمانی که این کار را نکند وضعیتش تغییر نخواهد کرد.

حال پس اینکه گفته اند از خدا باید ترسید چه مفهومی دارد؟ اینکه از خدا باید ترسید، ترس از روی قدرت تأدیبش نیست بلکه ترس از دور ماندن از او و همچنین دور ماندن از خود است، چرا نترسی که اگر کار اشتباه کنی او توجه اش به تو کم شود؟ چرا نترسی که روزی از چشمش بیفتی؟ چرا نترسی که روزی به حال خودت بگذاردت؟ ( البته این اتفاقات به طور کامل هیچ گاه نمی افتند. )

اگر هم قرار است از چیزی بترسیم بهتر است از نفس خود بترسیم که انسان را وادار به کارهای اشتباه می کند و می تواند اشتباهاتش را توجیه کند و برای مثال نقش قربانی را نیز بازی کند. ( نفس می تواند نقش های متفاوتی به خود بگیرد.)

گناه چیست؟

تا جایی که من می دانم تنها گناه آزار رساندن به دیگری است، البته این دیگری خود فرد نیز می تواند باشد. اگر خوب نگاه کنیم همه یمان گناه کردیم فقط یکی بیشتر و دیگری کمتر و یکی از روش های تأدیب پشیمانی از انجام اشتباه است که منجر می شود دیگر آن اشتباه را یا نکنی یا کمتر انجام دهی تا روزی که دیگر انجامش ندهی. اما اگر کسی به انسان آزار می رساند و شخص برای دفاع از خود به او آزار برساند این گناه نیست ولی می توان در شرایطی تصمیمات بهتر گرفت بستگی به بلوغ و پختگی فرد دارد.