شب

شبانگاه

شب ها را چطور می بینیم؟ حسمان به تاریکی چگونه است؟ شب هایمان را چطور می گذاریم؟

تا به حال به این سوالات فکر کرده ایم و هر کداممان جوابی داریم اما به تفاوت شب برای ما و گذشتگان دقت کرده ایم؟!

در گذشته مردم از تاریکی وحشت داشتند چون نمی توانستند خوب ببیند و ممکن بود دچار خطرات مختلف شوند اما ما امروزه در محیطی که زندگی می کنیم شب ها برایمان حال و هوای دیگری دارند بعضی ها که تازه بعد از غروب آفتاب موتورشان روشن می شود!

اما اگر از محیط های انسانی دور شویم دوباره همان حس مرموز و کمی ترسناک شب برایمان ایجاد می شود و این در طبیعت هر بشری است که از ناشناخته ها بترسد.

اما شب فقط معنای شب هنگام و ساعاتی که خورشید در آسمان نیست را نمی دهد، شب زمان تاریکی است و این تاریکی می تواند در روح و روان ما نیز باشد، در زمانه ای که نور آگاهی و دانایی کم رنگ شده باشد و نادانی و نادرستی حاکم بر انسان ها شده باشد آن زمان شب است.

سوالی که پیش می آید این است که چرا باید چنین زمانی وجود داشته باشد؟! جواب مشخص است شب زمان استراحت و نوسازی است، وجود شب برای رویش و رشد لازم است برای ساخته شدن و به وجود آمدن نیرویی جدید برای صبحی روشن و طلوعی دوباره

همه ی ما می دانیم قرن هاست خاورمیانه در شب است صبح نو خواهد آمد شاید خیلی نزدیک باشد.

هر کس وظیفه دارد خود را از تاریکی به روشن بینی برساند که اگر عمرش تمام شود و به این مهم نرسیده باشد در حق خود جفا کرده است.

آب

شگفتی آفرینش

همه ی ما می دانیم آب مایه حیات است. دانشمندان معتقدند اولین موجودات میکروسکوپی در اقیانوس های باستانی زمین به وجود آمدند. به راستی بدون آب امکان ادامه حیات روی زمین وجود ندارد. سال هاست دانشمندان به دنبال آب روی کرات دیگر می گردند تا شاید محلی جدید برای ادامه زندگی انسان در پهنای گیتی بیابند.

اما تا به حال به شکلی که آب در مسیر گذار خود به جای می گذارد دقت کرده اید؟ مسیر هایی که یک الگویی تقریبا یکسان دارند، از یک مسیر باریک و کوچک شروع می شوند و بعد این مسیرها به هم می پیوندند و مسیر عریض تر به وجود می آورند. نکته جالب توجه این است که در ریشه گیاهان و آوندهایشان و هر چه آب در آن جریان دارد هم می توان این الگو را دید! سوالی که مطرح می شود این است که آیا این آب است که در بدنه ی موجود زنده باعث به وجود آمدن این الگو شده؟ یا موجود زنده به شکلی هوشمند به این نتیجه رسیده است که برای جاری بودن آب نیاز است از یک چنین شبکه ای استفاده کند؟ اگر موجود زنده به این نتیجه رسیده است چگونه؟! هسته مرکزی و کنترل کننده گیاه دقیقا کجاست؟ گیاهان مثل ما مغز ندارند این را می دانم.

خوشحال می شوم دوستانی که اطلاعاتی در این زمینه دارند به من یاری برسانند زیرا مدتی است که درگیر این سوالات هستم.

در ادامه چند عکس نیز می گذارم از الگوی جریان آب بر روی زمین، در ریشه ی گیاهان و در مویرگ های مغز

با سپاس از وقتی که صرف خواندن متن و نوشتن دیدگاه می نمایید.