بایگانی برچسب: s

جادوی بخشش

کتاب جادوی بخشش، راهی به سوی سعادت درون، کتابی ساده و روان همراه با نقل تجربیات دیگران در مورد بخشش است.

در این کتاب به خواننده یاد آوری می شود که بخشش چه فواید خوشایندی برای فرد دارد و چگونه باعث رهایی و آزادی فرد از اسارت نفس و خاطرات گذشته می شود.

به نظر من برای تک تک ما خواندن این کتاب واجب است زیرا ما بخشش را یاد نگرفته ایم در سیستمی بوده ایم که تلافی جویی را به ما آموزش داده اند همه می خواهیم هم دیگر را اصلاح کنیم اما از خود غافلیم.

چند پیش دوستی به من گفت ما یا خودمان را مسئول رفتار دیگران می دانیم یا دیگران را مسئول رفتار خودمان می دانیم. اگر فرد فرد ما مسئولیت این کسی که امروز هستیم بپذیریم و تلاش کنیم خودمان را ارتقا بدهیم وضعمان خیلی تغییر می کند.

به جای نفرت ورزی و نفرت پراکنی بهتر است بخشودن را تمرین کنیم من به شخصه همیشه چشم پوشی کرده ام اما از بعضی از افراد زخمی بر دل دارم که نمی گذارد تمام و کمال بخششم ضمن اینکه خودم را نیز نمی توانم تمام و کمال بخششم.

همراه این کتاب من سعی کردم دیگران و خودم را بخششم و دلخوری های قدیمی را کنار بگذارم و فراموش کنم مقداری نوشتم که باعث شد سبک شوم اما هنوز رها نشده ام امیدوارم روزی به این درجه برسم.

امیدوارم تک تکمان روزی دست از کینه ورزی و تلافی جویی برداریم و همین طور در رأس کلان اجتماعی جامعه مان نیز این اتفاق بیفتد.

بیشتر بخوانیم:

جادوی بخشش

رابطه ی علم با اخلاق

تا چند سال پیش فکر می کردم آن هایی که حزب اللهی هستند آدم های بی انصافی هستند و آن هایی که به سراغ علم رفته اند آدم های با انصافی هستند تا اینکه در بین استادان کامپیوتر کسانی را دیدم که بسیار بی انصاف بودند اینکه چقدر متدین بودند و تربیت دینی و مذهبی رویشان چه تأثیراتی گذاشته است را نمی دانم.

به هر حال من همیشه یک اشتباه بزرگ داشتم و آن اینکه فکر می کردم همان طور که خودم به نتیجه ای رسیدم و تصمیمی گرفته ام دیگرانی که همچنین تصمیم مشابهی با من گرفته اند شبیه خودم هستند اما این داوری ام نمی توانم بگویم کاملا اما در کل اشتباه بود مواردی وجود داشتند که بر صدق داوری ام صحه می گذاشتند اما می توانم بگویم اندک بودند.

کمی که روانشناسی فراگرفتم فهمیدم بیشتر قضاوت هایی که مذهبی در مورد بقیه می کنند فرافکنی آن بخشی از وجود خودشان است که انکار می کنند یا به خودشان دروغ می کنند که وجود ندارد و نمی خواهند ببینندش و خوب این هم از تربیت مذهبی شان ناشی می شود که یک سری صفات انسان را بد جلوه می دهند بنابراین آنچه به نظر من کاملا غیر منصفانه به من نسبت می دادند همان چیزهایی بود که در درون خودشان بود و به قول روانشناس ها سایه شان بود البته این داوری هم همیشگی و الزاما و دقیقا درست نمی باشد بستگی به شخص و شرایط دارد.

مذهبی ها عادت دیگری که دارند بهتر است بگویم حزب اللهی ها یا اسمی که در چند سال اخیر بهشان داده شده است بنیادگرایان. فکر می کنند خودشان هدایت شده و بر حق هستند و باید با بقیه افراد غیر از گروه خودشان طوری باشند که آن ها را به راه خودشان بکشانند ولو به زور و البته خیلی ظاهر بینانه مردم را قضاوت می کنند و برچسب می زنند اما اگر یکی از نزدیکان خودشان همان گونه باشد توجیه ش می کنند و خیلی هم خوب جلوه اش می دهند.

من همیشه فکر می کردم دینی که یک ذره انصاف به آدم ها یاد نمی دهند به هیچ دردی نمی خورد فقط کله پوک ها ازش پیروی می کنند یا کسانی که در زندگی شان به شخصیشان احترام گذاشته نشده باشد خودشان را به دین وصل می کنند که به این طریق احترامی دریافت کنند. اما خوب باز هم دنیا به من نشان داد که این داوری هایم فقط تجربه های شخصی ام بوده است و باز هم دیدم مواردی که این قوانینی که برای خودم وضع کرده بودم را نقض می کرد.

به هر صورت الان می دانم اخلاقی بودن افراد با علمشان هیچ رابطه ای ندارد یک نفر می تواند در منتهای علم باشد اما اخلاقی نباشد و یک نفر اخلاقی باشد اما علم قابل توجهی نداشته باشد یک نفر می تواند متدین باشد و اخلاقی باشد و یک می تواند متدین به ظواهر و مناسک باشد اما اخلاقی نباشد.

دیگر به دنبال دسته بندی افراد و طبقه بندیشان و تشخیص اینکه چه نیتی از رفتارشان دارند ندارم این گونه زندگی هم بسیار آسان تر و بدون تشویش تر است. به دنبال پیشگیری از خطرات احتمالی که آدم ها می توانند برایم ایجاد کنند هم نیستم و به خدا توکل می کنم البته این توکلم گاهی زیادی و خارج از عقل می نماید اما من در وضعیتی هستم که توکل بر خداوند جزو کارهاییست که باید انجام دهم.

النساء – آیات ۲۶ تا ۳۱

یُرِیدُ اللَّهُ لِیُبَیِّنَ لَکُمْ وَیَهْدِیَکُمْ سُنَنَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَیَتُوبَ عَلَیْکُمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ ﴿۲۶﴾

خدا مى‏ خواهد براى شما توضیح دهد و راه [و رسم] کسانى را که پیش از شما بوده‏ اند به شما بنمایاند و بر شما ببخشاید و خدا داناى حکیم است (۲۶)

وَاللَّهُ یُرِیدُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْکُمْ وَیُرِیدُ الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَنْ تَمِیلُوا مَیْلًا عَظِیمًا ﴿۲۷﴾

خدا مى‏ خواهد تا بر شما ببخشاید و کسانى که از خواسته ‏ها[ى نفسانى] پیروى مى کنند مى‏ خواهند شما دستخوش انحرافى بزرگ شوید (۲۷) یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُخَفِّفَ عَنْکُمْ وَخُلِقَ الْإِنْسَانُ ضَعِیفًا ﴿۲۸﴾

خدا مى‏ خواهد تا بارتان را سبک گرداند و [مى‏ داند که] انسان ناتوان آفریده شده است (۲۸)

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَکُونَ تِجَارَهً عَنْ تَرَاضٍ مِنْکُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیمًا ﴿۲۹﴾

اى کسانى که ایمان آورده‏ اید اموال همدیگر را به ناروا مخورید مگر آنکه داد و ستدى با تراضى یکدیگر از شما [انجام گرفته] باشد و خودتان را مکشید زیرا خدا همواره با شما مهربان است (۲۹)

وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ عُدْوَانًا وَظُلْمًا فَسَوْفَ نُصْلِیهِ نَارًا وَکَانَ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرًا ﴿۳۰﴾

و هر کس از روى تجاوز و ستم چنین کند به زودى وى را در آتشى درآوریم و این کار بر خدا آسان است (۳۰)

إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَنُدْخِلْکُمْ مُدْخَلًا کَرِیمًا ﴿۳۱﴾

اگر از گناهان بزرگى که از آن[ها] نهى شده‏ اید دورى گزینید بدیهاى شما را از شما مى زداییم و شما را در جایگاهى ارجمند درمى ‏آوریم (۳۱)

برداشت آزاد:

ما خیر و شر رفتار، کردار و گفتارمان و تفاوت نیت خیر و شر را می دانیم اما وقتی موقع عمل می رسد اشتباه می کنیم، روانشناسان معتقدند با مشابه اولین افرادی که با آن ها زندگی کردیم می شویم مگر اینکه بخواهیم خود را تغییر دهیم البته از خیلی افراد دیگر هم تاثیر می گیریم اما می توان گفت انتخاب می کنیم تاثیر بگیریم.

مشکل بزرگ جامعه ما نداشتن مهارت کافی برای زندگی اجتماعی است. ما تربیت نشده ایم بلکه خواسته اند ما را رام خود کنند البته به نظر می آید چندان موفق نبودند و البته این اتفاق در نسل های متمادی رخ داده و رام کنندگان ما خود قربانی رام کنندگان دیگری بودند.

روش تربیتی غلط آن ها سرکوب و سرزنش و تحقیر بوده است و این کار باعث به وجود آوردن انسان های دردمندی شده است که مدام به یکدیگر درد بیشتر وارد می کنند. اگر حس همدلی و مهربانی خود را بیشتر می توانیم جامعه بهتری داشته باشیم.

بزرگان دو تذکر داده اند یکی اینکه هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند و دیگر اینکه گناه، آسیب رساندن به دیگران است. این جملات بسیار کلی است که در شرایط زمانی و مکانی مختلف باعث تصمیمات متفاوت خواهد شد و برای مهارت یافتن نیاز به تجربه دارد اما مطلق دیدن نیز ممکن نیست.

گذشتگان ما در مورد اخلاق و مهارت های زندگی به شیوه ی خود کتاب هایی برای زمانه ی خود نوشته اند اما امروزه روش هایی وجود دارد که به وسیله ی آن ها می توان هوش هیجانی و هوش اخلاقی خود را تقویت کرد. در ادامه چند منبع را معرفی خواهم کرد.

با هم بخوانیم:

النساء ترجمه ی فولادوند

النساء

هوش عاطفی چیست؟

هوش اخلاقی

قدرت هوش هیجانی

استخدام بر مبنای عقیده

یکی از عوامل به وجود آورنده فساد در نظام ایران، استخدام بر مبنای عقیده و رابطه است. پیروی از ایدئولوژی نظام و پایبندی به آن یک شرط استخدام در دستگاه های حکومتی ایران است.

ریا

اینکه ریا در جای جای جامعه ی ما موج می زند، واضح است اما چگونه این اتفاق می افتد؟ به خاطر سختگیری و سطحی نگری

یک مثال بارز این پدیده، روش استخدام در حکومت ایران است. با مصاحبه و امتحان کتبی سعی می کنند متوجه عقاید شخص متقاضی استخدام بشوند البته تحقیق هم صورت می گیرد اما شخص می تواند با حفظ کردن قبل از امتحان به سوالات پاسخ دهد، می تواند برای مدتی نقش یک متدین را بازی کند ( مثلا ریش بگذارد یا چادر سرش کند یا … ) اصولا تصور ما از یک فرد متدین به صورت خیلی سطحی است که منجر می شود افرادی تظاهر به تدین کنند.

شایستگی، صفتی که در نظر گرفته نمی شود

چقدر شایسته بودن شخص مهم است؟ تقریبا خیلی کم. ابتدا عقیده و رابطه ی آن مد نظر قرار می گیرد و این باعث می شود افراد نالایق به سمت های مهم برسند. افرادی که از عهده ی وظیفه ی خود برنمی آیند. تخصص کافی ندارند و در نتیجه راه حل های درستی نمی توانند پیدا کنند. یا به احلاقیات پایبند نبوده و دست به تخلف بزنند.

تخم مرغ دزد، شتر دزد می شود

احتمال خیانت شخصی که برای استخدام شدن حاضر است دست به تظاهر بزند زیاد است. البته اگر مثل این افراد احساس زرنگی می کنید و فکر می کنید از پس این اشخاص بر می آیید داستانش فرق می کند اما این اشخاص یا در شرایط اضطراری پشتتان را خالی می کنند یا خودشان برای نجات خودشان حاضرند به شما خیانت کنند.البته ممکن است برای حفظ موقعیت خود دست به کارهای خیلی اشتباه بزنند و از موقعیت خود برای بدست آوردن چیزهایی که حقشان نیست استفاده کنند.

به هر صورت سختگیری و سطحی نگری در جامعه موجب به وجود آوردن مشکلات زیادی شده است برای حل این مشکلات می توانیم یاد بگیریم اخلاقی بودن و انسان بودن نشانه ای برای دسته بندی افراد باشد نه ظاهر،‌ نه رابطه، نه عقیده و … تمام این موارد قابل دور زدن هستند اما انسان بودن را به این راحتی ها نمی شود دور زد، دیر یا زود فرد متقلب لو می رود.

 

اخلاق حرفه‌ای و مسئولیت‌پذیری اجتماعی

 

 

می توان گفت رعایت اخلاق و مسئولیت پذیری از اساسی ترین ارکان در یک نهاد حرفه ای است. یکی از مهم ترین نکته های قابل ذکر، تعهد رهبر و مدیر سازمان به حرفه خود است. تجربه فردی من از کار در یک شرکت میانه در مدیریت به من نشان داد، عدم رعایت اخلاقیات چطور موجب بی تفاوتی در سازمان خواهد شد. وقتی مدیر همکاری لازم را نمی کند و فرد را در بلاتکلیفی قرار می دهد موجب دلسردی پرسنل می شود. همچنین نوع مدیریت رابطه ای موجب احساس عدم امنیت در فرد می شود.

مدیریت مقوله ایست که در عصر ما دچار دگرگونی شده است و روش های نوینی برای بالابردن بازده کارمندان و رهبری مطرح شده اند. هر مدیری قبل از هر کاری لازم است اطلاعات و مهارت های خود را در مدیریت گروه افزایش دهد. مدیران برای انگیزه دادن و آماده کردن ذهنی اشخاصی که زیر نظرشان مشغول هستند نیاز به اطلاعات شخصی افراد دارند. اگر بخواهیم با تمام کارمندان با یک شیوه برخورد کنیم راهی از پیش نمی بریم. یک مدیر ابتدا خودش را مدیریت می کند و سپس با الگو کردن خود به کارمندانش به آن ها تعهد و اخلاق را فرا می دهد.

برای کار تیمی شیوه های متفاوتی وجود دارد که به فراخور شغل متفاوت است برای مثال مدیریت گروه های نرم افزاری با مدیریت یک پروژه ساختمانی تفاوت دارد زیرا کارمندان و کارگران مهارت ها و تخصص های خاص خود را دارند.

با رعایت اخلاق و مسئولبت در کار می توان کنترل و بازرسی های شغلی را کاهش داد. یک کارمند هنگامی که تعهد مدیر خود را می بیند این تعهد را فراگرفته و در کارش جدیت بیشتری به خرج می دهد.

برای نمونه می توان این کار را امتحان کرد تا تفاوتش را متوجه شد. یک مدیر به وضعیت مالی کارمندانش توجه می کند و از وضعیت روانی اشخاص به نفع سازمان استفاده می کند. سعی در بالابردن نشاط در بین زیردستانش دارد می داند رسیدگی به زیردستانش مساوی با بالارفتن بازده کاری می شود. سازمانی که مدیریتش به دنبال پول در آوردن به هر روش و نگاهش ابزار گونه به منابع انسانی است پرسنل به خوبی کار نخواهند کرد و فقط به خاطر امرار معاش به کار خود ادامه می دهند و خود را جزئی از سازمان نمی دادند. این خطر بزرگی برای مدیر و رهبر سازمان می باشد.

چند تحقیق نمونه:

رابطه بین اخلاق حرفه ای، رهبری اخلاقی با مسئولیت پذیری اجتماعی در مدارس استان کردستان

رابطه ی اخلاق حرفه ای با مسئولیت اجتماعی

 

اخلاق

امروز می خواستم در مورد اخلاق بنویسم اما اول اومدم و یه جستجو کردم به این نتیجه رسیدم سوادم در فلسفه، روانشناسی و جامعه شناسی اون قدر نیست یعنی اشراف به موضوع ندارم (و اشراف به نظرات مختلف) بنابراین امروز لینک چند مقاله و ویدئو رو می ذارم

اعتدال

تنها چیزی که می دونم اینه که فضیلت اخلاقی یا هر فضیلت دیگه در ما، از تعدیل امیال و رذایل اخلاقی یا افراط و تفریط ها نشات می گیره. پیدا کردن این حد وسط در هر شرایطی کار مشکلیه نیاز به تجربه و تمرین داره.

قضاوت

یک روش تربیتی از قدیم الایام بر چسب زدن به آدم هایی بوده  که کارهای اشتباه ازشون سر زده معمولا والدین و مربیان این کار رو با بچه ها انجام می دند و بچه چون کوچیکه باورش می کنه و این در آدم باقی می مونه نه تنها قضاوت که مقایسه هم خودش آدم رو دچار کینه و نفرت می کنه و انسان از نقاب یا ریا یا … استفاده می کنه تا چیزهایی که به ظاهر بدیهای وجودش هست رو بپوشونه.

فقط می گم اگر کسی دلسوزانه با من رفتار نکرد من برای خودم دلسوزم و اینکه اگر کسی در حق من بی معرفتی کرد و زشتی کار برای من آشکار شد، من این کار رو نمی کنم چون من با اون فرق دارم. من خودم رو ارزشمند می دونم اما اون شاید چنین احساسی نسبت به خودش نداره و اتفاقا نیازمنده دلسوزیه شاید گذشته ای داشته که اگر منم بودم همین طور رفتار می کردم. فقط می شه به درگاه خداوند شکر گزاری کرد. همین.

البته این حرف های من خودش یک خود بزرگ بینی درش هست یعنی من خودم رو بهتر می بینم اما بهتر و بدتر و کلا مقایسه دیگران با خود کار اشتباهیه دیگری بهترین خود تا همین لحظه و من بهترین خود تا همین لحظه هستم از کجا معلوم که ورق برنگرده؟!

#چرا_همه_باید_فلسفه_بدانند

#چرا_همه_باید_روانشناسی_بدادند

تماشا کنیم:

بررسى دو دیدگاه، درباره گناه

چرا مردم بدجنسی می کنند؟

معلم اول: ارسطو و اندیشه اعتدال

خویشتن دوستی و عزت نفس

زیگموند فروید و نظریه تعالی/والایش

فلسفه: توماس آکویناس و آشتی عقل و ایمان

اندیشه ی آگوستین فیلسوف مسیحی

بخوانیم:

فضیلت در نگاه ارسطو و توماس آکوئیناس

سیر تطور نظریه اعتدال در اخلاق اسلامی

سعادت گرایی