بایگانی برچسب: s

قدرتمندان و دیگران

تا به حال فکر کرده اید یک شهروند چقدر در تصمیمات حاکمان کشورش دخالت دارد؟ هر سیاستمداری به پشتوانه افرادی که از او حمایت می کنند تصمیم می گیرد.

اندازه ی آدم ها

هر کدام از ما یک ظرفیتی داریم، هر کدام از ما نه کاملیم، نه خوب مطلق و نه بد مطلق، وقتی عده ای از ما به دلیل عقیده یا علاقه یا هر چیز دیگر خود را به شکل جان نثار و سینه چاک یک شخص نشان می دهند واضح است که آن شخص را دچار ذهنیت اشتباه در مورد قدرتش، فکرش،‌ عقیده اش و … می کنند و غیر مستقیم باعث می شوند آن شخص تصمیمات اشتباه بگیرد. این افراد باید بدانند که با حمایت های بی جای خود، در حق آن شخص خیانت می کنند.

مسئولیت پذیری در قبال حمایت از سیاستمداران

همه ی ما لازم است متوجه باشیم در قبال تصمیمات گرفته شده مسئولیم. اینکه کسی می گوید جوون بودم، اشتباه کردم، خر بودم، نشانه ی این است که هنوزم به بلوغ کافی نرسیده است که به جای قبول کردن مسئولیت کاری که کرده اشتباهش را توجیه می کند و می توان نتیجه گرفت هنوز همان آدمی است که بوده فقط موهایش سفید شده است و خودش هم معترف است که چه بوده و البته چه هست.

هر کس از ما را بردارند ببرندمان جلوی صد نفر که برایمان فریاد بزنند و تشویقمان کنند، جو گیر می شویم. حداقل امکانش وجود دارد تا در چنین شرایطی قرار نگیری، نمی توانی بگویی که نه من این طور نیستم.

تاریخ ایران

اگر به تاریخ ایران نگاه کنیم به خصوص تاریخ معاصر می بینیم کسانی به قدرت رسیدند و بعد از مدتی از کار عزل شدند حالا به روش های مختلف اما چرا مدام این اتفاق می افتد؟!

نبود عقلانیت

یک دلیل این اتفاقات نبود تفکر بین اقشار مختلف جامعه است جامعه ایران مقلد است کم تر کسی در مورد آنچه می گذرد فکر می کند و صرفا از روی احساس تصمیم می گیریم اگر یک نفر یا گروهی ما را احساسی کنند می توانند برای رسیدن به اهدافشان به راحتی از ما استفاده کنند چون می دادند ما به حالمان و تحت تاثیر حال امروزمان بدون در نظر گرفتن عواقب کارمان تصمیم می گیریم.

نبود حس مسئولیت

بیشترمان تا زور بالای سرمان نباشد کارمان را درست انجام نمی دهیم این یک واقعیت تلخ است و وقتی کسی خودش به قدرت می رسد و بالاسری ندارد که به او زور کند تا مسئولیتش را درست انجام دهد به راحتی از زیر کار در می رود. احساس تعهد هم نداریم اینکه با قبول مسئولیت من متعهد هستم کارم را به درستی انجام دهم به عنوان یک خدمتگزار و امانت دار.

فساد

نیود قانون مناسب و عدم امنیت شغلی باعث می شود کسی که به قدرتی می رسد شروع به کسب منافع خود به هر روشی کند تا اگر کنار گذاشته شد بتواند از چیزهایی که جمع کرده به سودش استفاده کند چون نمی خواهد به شرایط قبل از به قدرت رسیدنش بازگردد. کمتر کسی برای خدمت به سراغ قدرت می رود اکثرا به دنبال منافع شخصی خود یا حزبی هستند بنابراین فساد در نبود قانون سر به فلک می زند.

سیاست کثیف است

در سیاست برای رسیدن به خواسته ها از روش های مکارانه ای استفاده می شود و آن هایی که در راس کار هستند به خودشان رحم نمی کنند چطور ما فکر کنیم به فکر ما هستند؟! بازی های سیاسی کثیف هستند داخل شدن یا کمک کردن به آن ها مساوی است با شریک جرم شدن در کار.

باید مراقب باشیم واسطه و ابزار برای بازی های سیاسی نشویم در شرایطی که خشم به اوج خود برسد دیگر نمی شود کار درستی انجام داد، باید یاد بگیریم فکر کنیم بعد تصمیم بگیریم، به راحتی تحریک نشویم، متوجه باشیم تا وقتی فرهنگمان و باورهایمان اشتباه است هیچ کس برایمان معجزه نمی کند، باید خودمان را تغییر دهیم اگر می خواهیم دنیایمان تغییر کند. ایمان داشته باشیم که می توانیم.