بایگانی برچسب: s

الله

وقتی می گویند الله یا خدا به یاد چه می افتیم؟ به یاد یک قدرت قهار که اگر از او سرپیچی کنم مجازات خواهم شد؟ به یاد موجودی که ما را آفریده است و به ما زندگی می بخشد؟

ما چه هستیم؟ موجوداتی مختار با قدرت متناهی؟ موجوداتی محدود که همیشه تقریبا سرگردانیم؟

چرا همیشه موقعی که به دردسر دچار می شویم به دنبال یک قدرت ناجی می گردیم؟

آیا خدا ناجی است؟ مگر نه اینکه هر اتفاقی بیفتد او آگاه هست پس خود او اتفاقات را رقم می زند، حال چه اتفاقتی که از نظر ما خوب باشد چه بد

آیا من بدم که اتفاقات بد برایم می افتد؟ آیا من امتحان می شوم وقتی اتفاقات بد برایم می افتد؟ آیا نمی شود اتفاقات خوب، باعث گمراهی بیشتر من شود؟ آیا نمی شود اتفاقات خوب و نعمات برای امتحان کردن من باشد؟

اگر با دقت به پیرامون خود و درون خود بنگریم، می بینیم که همه ی ما در مسیر رشد قدم بر می داریم و این رشد با رنج و با فراز و نشیب همراه است. ما خود اتفاقات را تعبیر می کنیم که باعث می شود اشتباهاتی کنیم و تصمیماتی بگیریم که در مسیر دچار مشکل شویم.

مشکلات بشر و ایمان

ایمان می تواند یکی از بهترین داروها برای دردهای بشری باشد اما مسئله های بشر را حل نمی کند.

فلسفه درد

درد باعث می شود به خودمان بیاییم اگر درد نباشد همیشه غرق در دنیا می مانیم بدون اینکه به معنویت توجه کنیم. احساس درد انسان را به سرچشمه اش متصل می کند باعث می شود متوجه شویم دنیا آن قدرها هم جالب نیست جای بهتری می تواند وجود داشته باشد حتی می توان آن را همین جا ساخت.

مسائل بشر

مشکلات بشر ناشی از نادانی و ناآگاهی و عدم تفاهم و برداشت های اشتباه است. ما در جامعه ای با فرهنگ خاص به دنیا می آییم و رشد می کنیم این فرهنگ برای ما ذهنیت ایجاد می کند باید بدانیم که زاویه دید هر کس با دیگری متفاوت چون هم ژن های متفاوت دارد هم شرایطی که تا امروز داشته با دیگری متفاوت است. برای حل مشکلاتمان یک راه حل ساده وجود دارد آن هم احساس همدلی است سعی کنیم بفهمیم دیگران چطور به دنیا می نگرند و این نیازمند گفتگوست.

چگونه گفتگو کنیم؟

ما اغلب در مقابل نظرات مخالف جبهه می گیریم فکر می کنیم زیر سوال رفتن فکرمان یعنی زیر سوال رفتن شخصیتمان، در صورتیکه تا از دیگران بازخورد نگیریم نمی توان اشتباهات خود را بیابیم اگر نگذاریم دیگران ما را نقد کنند یا نقدها را توجیه و رد کنیم مدام اشتباهاتمان را تکرار می کنیم. گوش کردن با دل و جان به دیگران باعث می شود هم در مورد خود هم دیگری بیشتر بفهمیم. اینکه ما ضربه خورده ایم قبلا به حرف هایمان گوش ندادند شاید دلیلش این باشد که روشمان اشتباه بوده است. گاهی هم لازم است صبر زیادی داشته باشیم.

جایگاه ایمان

ایمان به نیرویی والاتر، به وجود آورنده نوعی تکیه گاه است. نوعی اطمینان، نوعی یاری، آنگاه تحمل درد برایمان معنی پیدا می کند. می دانیم نیرویی مرا به سمتی بهتر سوق می دهد. نیرویی که جز خیر برایم نمی خواهد اگر به در بسته می خورم دلیلش این است که یا آمادگی های لازم را ندارم یا برایم دری بهتر گشوده خواهد شد.

ایمان راه حل مشکلات دنیوی بشر نیست

می دانیم در دنیایی زندگی می کنیم که هر چیزی علتی دارد پس اگر من بی پولم علت یا علت هایی دارد این علت ها یا در خودم هست که خودم باید رفعش کنم یا علل بیرونی دارد این علل بیرونی ممکن است مستقیما توسط خودم قابل حل باشد ممکن است لازم باشد غیر مستقیم از دیگران بخواهم برایم حلش کنند. اما لازم است ابتدا نحوه ی درخواست کردن از دیگران را بدانم. هیچ کس خوشش نمی آید مدام با گلایه یا سرزنش درباره کارهایش صحبت کنند. همه ی ما نقاط مثبت و منفی داریم و با سرزنش کردن نقاط منفی به جایی نمی رسیم جز تحریک احساسات طرف مقابل.

چطور گفتگو کنیم؟

می توانیم ابتدا از خوبی های طرف مقابل بگوییم و سپس از اشتباهاتش و توقعات خودمان اگر منصف نبود و نپذیرفت آنگاه باید از روش های دیگر وارد عمل شد. آخرین روش استفاده از خشونت است اما ما زودتر از آن استفاده می کنیم چون به اندازه کافی صبور نیستیم.

کسی از انسان نخواسته است درد و رنج را بی دلیل بر خود تحمیل کند عذاب بکشد به امید روزی که دیگر به رهایی برسد پشت هر دردی حکمتی است که لازم است کشفش کنیم. ایمان وسیله ای برای رشد انسان است بدون ایمان هم می شود رشد کرد اما ممکن است زمان بیشتری ببرد. خدواند نیازی به پرستش ندارد پرستش وسیله ایست برای رسیدن به بلوغ.

لذت

انسان همیشه به دنبال لذت بردن از زندگی است، اما بعضی هایمان یاد می گیریم لذت امروزمان برای داشتن لذتی بیشتر کنار بگذاریم. لذت پاداشی است که به انسان داده می شود.

لذت در چیست؟

یک سری لذایذ همگانی است غریزی هستند ولی بعضی از لذایذ برای هر کس متفاوت است، مقداری به استعدادهایمان بر می گردد، در هر کاری که مستعد باشی از آن لذت می بری. مقداری به این است که یاد بگیری بعد از حل مشکلات می توانی لذت های بیشتری کسب کنی. خود حل کردن یک مسئله لذتبخش است. رسیدن به اهداف کوتاه مدت یا بلند مدت لذتبخش است.

لذت لازمه زندگی

برای شاد بودن لازم است زمان هایی از روز را به تفریح و لذت بردن اختصاص دهیم وگرنه دچار روزمرگی و کسالت می شویم و بازده کاریمان هم پایین می آید.

نکته

اگر توجه کرده باشیم می بینیم کسی که به انتخاب خود، یک لذتش را فدای لذتی دیگر می کند، معمولا از کرده خود پشیمان نیست اما اگر همین فرد را، شرایط مجبور به صرف نظر از لذتش کرده باشد شروع به گله و شکایت می کند. چرا؟!

دقیقا نمی دانم چرا اما می دانم همه ی ما در برابر جبر یک احساس مقاومت داریم، شاید این را ظلم تلقی می کنیم. اما نکته ای وجود دارد آن این است که گاهی می شود از شرایط جبری استفاده کرد و به جای فکر به اینکه مظلوم واقع شده ایم یا حق داریم، بگوییم کاریست که شده و همان گونه که اگر انتحاب کرده بودیم عمل می کردیم از این شرایط بهره ببریم.

هدف

وقتی هدفی واضح نداشته باشیم بیشتر دچار ملال و سردرگرمی می شویم آنگاه ممکن است رو به لذت های غریزی بیاوریم یا وقتی که در رسیدن به هدف شکست می خوریم نیز این اتفاق می افتد. اگر افتاد نباید ناامید شد، می توان به این رو آوردن به لذت های غریزی به چشم استراحت و تجدید قوا نگاه کرد و بعد دوباره شروع کرد.

امیدوارم همه یمان طعم رسیدن به هدف های بزرگمان را بچشیم.

نمودار سینوسی زندگی

در زندگی هر کدام از ما بالا و پایین های زیادی پیش آمده است خوب همه می دانیم این قانون زندگی است وقتی اوضاع خوب است شاد و سر حالیم و وقتی اوضاع به هم می ریزد غمگین می شویم.

انسان در جستجوی معنی

این عنوان نام کتابی است نوشته آقای دکتر ویکتور فرانکل ( روانپزشک اتریشی یهودی ) ایشان چند سال به جرم یهودی بودن! در اردوگاه های کار اجباری اسیر بودند و خاطرات خود و بینشی که از این اسارت به دست آوردند را در این کتاب نوشته اند. شاید ۵ سال پیش بود که خواندمش آن موقع فکر می کردم در شرایط بسیار سختی قرار دارم اما با خواندن این کتاب به خودم خندیدم. در طی این سالها اتفاقات زیادی در زندگی ام افتاد و هر بار که خواستم مایوس شوم به یاد این داستان افتادم بعضی انسان ها روح های آن چنان قوی دارند که استقامتشان در مقابل مشکلات مثال زدنی است.

سختی بخشی از زندگی

حقیقتی تلخ وجود دارد و آن این که این سختی ها هستند که شخصیت ما را شکل می دهند اگر از آن ها فرار کنی یا شروع به شکایت کنی برایت یک سد می شوند اما اگر بپذیری و به دنبال راه حل بگردی می توانی پشت سرشان بگذاری.

توقعات ما از زندگی

شاید ۳ سال پیش ( یا کمتر ) بود که در حین پرسه زدن در یک کتابفروشی کتابی به نام زندگی عاقلانه را دیدم. این کتاب نوشته ی دکتر آلبرت الیس روانشناس آمریکایی است تا به حال به خیلی از افراد پیشنهادش را دادم در مورد پذیرش و توقعات ما در زندگی و درمان ناهنجاری های روان با استفاده از تغییر بینش انسان به خود و محیط است بعد از خواندن این کتاب، چندین کتاب دیگر از آقای الیس خواندم همه خودیاری بودند و حول همین محور شاید بپرسید چرا؟ ایشان با مثال زدن مراجعین مختلف و روند درمان آن ها بینش خود را در ذهن مخاطب تثبیت می کند اما برای باور به این بینش لازم است که در شرایط مختلف مدام این بینش را هوشیارانه در ذهن تکرار کرد تا ملکه ذهن و باور انسان شود.

لینک کتب آقای البرت الیس انتشارات رسا

هنوز هم پیشنهادم به دوستانم همین کتاب هاست البته بین دوستانی که این کتاب ها بهشون معرفی کردم کسانی بودند که می گفتند متن کتاب برایشان سنگین است من فکر می کنم عادت به چنین کتاب هایی نداشتند. در شرایط فعلی خواندن کتاب از مشاور رفتن، زمان و هزینه کمتری دارد و به نظرم برای کسی که مشکل جدی ندارد بهترین گزینه است.

موفق و پیروز باشید